فریاد

تو فریادِ منو بشنو، منم فریاد تو میشم

تو مجنون منی اما، من عمری در پی خویشم

من از هر پیله این شبها به هر سختی گذر کردم

تا از مرزِ جنون تو به آغوش تو برگردم

تو قانونِ کدوم عشقی که از رسوایی ترسیدی

تو ترسیدی که لیلی رو به هر رسوایی بخشیدی؟

غمِ تنهایی این روزا به پروانه پریدن داد

تو گفتی لیلی عاشق شد، خدایا هر چه بادا باد

نگفتی لیلی فریادش میون آدما گم شد

خدایا عشقِ مجنونم اسیرِ حرفِ مردم شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • سلام خانم حفیظی خسته نباشید . ترانه ی خوبی بود ولی چند نکته رو به نظرم رسید که عرض می کنم خدمتتون اول اینکه توی ترانه تون مخاطب رو مجنون خطاب کردین که ما در میانه ی ترانه و در بندهای پایانی می بینیم این مجنونِ ترانه ی شما به خاطر حرف مردم لیلی خودشو تنها گذاشته و رفته و این با خصوصیات مجنون (قیس) کاملاً متفاوت و دقیقاً برعکس اونه پس به نظر من اینکه مستقیم اون رو مجنون خطاب کردین درست نبوده و باید طوری این حس رو به مخاطب القا می کردین که اون خودش ادعای عشقی مقدس مثل عشق مجنون رو داشته ولی به خاطر حرف مردم کنار کشیده ، پس نمی تونه مجنون باشه نکته دوم اینکه بیت اول شما به نظر زیاد ربطی به ادامه ی روایتتون نداره چون شما توی این بیت دارید از حال و آینده حرف می زنید در صورتی که توی ابیات بعدی دارید از تلاش خودتون و بی مهری مجنون گلایه می کنید و اگر به کلمات پایانی هر مصرعتون نگاه کنید می بینید همه شون مربوط به گذشته هستند : گذر کردم ، ترسیدی ، بخشیدی ، داد ، باداباد ، گم شد ، مردم شد ..... ولی تو بیت اول می گید تو فریاد منو بشنو منم فریاد تو می شم که قاعدتاً ادامه ی همچین شروعی باید ترسیم آینده باشه نه شکایت از گذشته نکته آخرم اینکه تو مصرع دوم گفتین : تو مجنون منی اما من عمری در پی خویشم ... جدای از اینکه تو این مصرع از زبان شعر استفاده کردین ولی چیزی که منو قانع نکرد اینه که شمایی که در ادامه ترانه از عشقتون و سختی هایی که در راه رسیدن به مجنون کشیدین حرف می زنید چطوری تو بیت اول گفتین من عمری در پی خویشم ؟؟؟؟؟؟ عمری در پی خویشم یعنی فقط به خودم مشغول بودم و یا هستم و من توی این مصرع گلایه نمی بینم بلکه حس پشیمانی راوی رو از کم محلی ها و بی اعتنایی هاش نسبت به مجنون می بینم . به نظرم اگر بیت اولش رو عوض کنید و ارتباطش رو با باقی ابیات به صورت منطقی برقرار کنید ترانه ی خوبیه . براتون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم
    • سلام . شما خسته نباشید. ممنون که امضاتون رو پای ترانم می بینم. با بخش اول صحبتهای شما موافقم. همه خصوصیات مجنون رو می دونیم برای همین من به خصوص مجنون رو استفاده کردم چون اگه کسی مجنون باشه و دیگری حکم لیلی رو براش داشته باشه قطعا باید هم رفتاری از خودش نشون بده که اون عشق مجنون واقعی رو ما حس کنیم. پس درست عکس اون داره انجام میشه. (با آگاهی انتخاب شده این موضوع) که در این قصه اتفاق نیفتاده و من می خواستم همین رو برسونم. اما بخش دوم صحبتتون رو هم با احترام نمی پذیرم چون چه به صورت عمودی و چه افقی چارچوب و انسجام حفظ شده. در اینجا بر عکس تمام قصه ها لیلی داره مجنون رو خطاب قرار میده (تو فریاد منو بشنو، منم فریاد تو میشم) (تو مجنون منی اما، اما عمری در پی خویشم) لیلی از خیلی از راه ها گذشته تا به مجنون ثابت کنه که اگر جنون عشق داره حاضره بگرده و کنارش باشه اما می بینیم در این زمانه مجنونی وجود نداره و ما فقط شمایلی از اون رو می بینیم. خیلی دوست داشتم واضح باشه موضوع. اصولا شاعر یا ترانه سرا نباید توضیحی بده ولی فقط برای روشن شدن قصه ی ترانه تا این حد رو کافی دونستم. امیدوارم که موفق بوده باشم. بازم من رو از نظراتتون بهره مند کنید. خیلی خوشحال میشم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی ترانه زیبا و با احساسی از تون خوندم موفق باشید
  • سلام بانو. من بیشتر احساس کارتونو دوس داشتم. موفق باشید و سبز.
  • درود بانو حفیظی عزیز..ترانه واقعا زیبایی بود با یک پایانه استادانه...لذت بردم...موفق و پیروز باشید
    • درود بر شما آقای صنعتی عزیز ممنونم از حضور همیشگتون. محبت و لطف شما همیشه شامل حال من شده. خوشحالم که لذت بردید. با آرزوی بهترین ها
  • جالب بود. با احساس سرودید. و از چهارچوب زبانی که انتخاب کرده بودید و سلیقه ای بود خارج نشدید و خوب تا انتها با کلمات و تعابیر متناسب ادامه دادید. *موفق باشید*
    • درود بر شما آقای شریفی من همیشه از بودن امضای شما پای ترانه هام خوشحال میشم و ممنونم که همیشه هستید. خوشحالم که مورد پسند واقع شده؟ راستی من مدتهاست می خوام از شما یه سوال بپرسم فراموش کردم. اینکه آیا شما اصفهان هستید؟
  • خانم حفیظی گرامی.... مرسی از ترانه زیبا و رونتون.... لایک تقدیم شما.... فقط یه نکته البته به نظر من واژه های لیلی و مجنون و اشاره به آنها خیلی کلیشه شده و تو ترانه های امروزی کمتر به آنها اشاره میشه.... ولی در کل بهتون تبریک می گم.... سبز باشید به مهر
    • درود به شما دوست گرامی ممنونم بابت لایکتون. درسته می فرمایید لیلی و مجنون کلیشه ای هست اما فقط می تونستم با استفاده از این دو واژه مفهوم کارم رو برسونم. اگر چه از نظر من در صورت نو بودن و خاص بودن اثر هیچ اشکالی نداره استفاده کردن از اونها. با آرزوی بهترین ها