غزل میون بُر

بد(ه) دل از غصه ی تو پر باشه
دلِ من از دست تو دلخور باشه

این غزلو بابت آَشتی گفتم
شاید غزل راهی میون بر باشه

اشک چشام باریده اونقدری که
یقین بدون که میتونه کُر باشه

زندگی با تو همه جورش خوبه
حتی به زیر سقف چادر باشه

اون بارونی قشنگه که رو لبهاش
صدای اهسته ی شر شر باشه

مادر من ته تاقاریت می پرسه
چرا باید بخت من این طور باشه

دست دلم شادی ها لیز میخوره
چرا باید شادی ما سُر باشه

یکی باید یه بالش از پر قو
یکی زیر سرش یه اجر باشه

خنده دروغشم ضروری هستش
حتی اگه یه جور تظاهر باشه

راه نجات بعضی زندگیها
تنها میتونه یک تذکر باشه

چرا باید رفاقتای کهنه
این روزا خارج از تصور باشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: