تناسباتِ حالِ من

تناسب داره حالِ من

به احوالِ چشای تو

تو چشماتو میبندیو

دلم جون میده پایِ تو

تناسب داره حالِ من

به ریتمِ حرکتِ لبهات

دوباره قند تو قلبم

داره آب میشه با حرفات

تو مثله اون عقیقی که

هزار ساله یه افسانست

منم مثلِ یه آدم که

به باورهاش دیوانست

به باور هاش که افسانست

به باورهام که موهاته

به باورهام یه دیوونم

یه دیوونه که همراته

تناسب داره احوالم

به چیزایی که می پوشی

به عطرایی که میگیری

به روزایی که تو توشی

تناسب داره احوالم

به روزایی که می خندی

به اینکه این دفعه موتو

چجوری داری می بندی

۹۴.۰۸.۲۴

۲۰:۳۵

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام ترانه خوبی بود
  • slm mahsa jonm mozoet jadido mobtakerane bod pardakhtet ye dast bod koliyam hesaye khob dasht vali b aghideye manm bazi jaharo khili behtar mitonesti kar koni va pishnahade man ine dobare am rosh vaght bezario editesh koni bi sabrane montazere taranehaye zibaye badit hastam
  • ترانه زیبایی بود اما از یه جایی به بعد شروع به تکرار بی فایده میکنه.اما ابیات اولش واقعا زیبا بود
  • کار زیبایی بود لذت بردم.موفق باشید
  • سلام و درود خانم معصومی عزیز،ترانه فوق العاده خوبی بود،لذت بردم...موفق و پیروز باشید
  • سلام مهسا جان. بهت تبریک میگم به خاطر نوآوری تو کارت. ترانه ی متفاوتی بود و ریتم خوبی داره. با آرزوی بهترین ها
  • سلام عرض شد خانم معصومی ترانه بسیار زیبایی بود و زاویه نگاهتون خاص بود موفق و موید باشید.
  • سلام و درود. کار خوش آهنگ و خوبی بود. فقط فک میکنم تناسب داره با بهتر باشه تا اینکه نوشتید تناسب داره به. شاد باشید.
  • آفرین، خیلی خوب بود، هم احساس خوب بود، هم انتخاب کلمات به نسبت، هم نوآوری که توی کار به وجود آوردید کار تازه و سرحال و جونداری بود. هرچند در بعضی قسمت ها مثل اواسط کار میشد بهتر هم کار کرد. مثلا توی این دو بند: "تو مثله اون عقیقی که، هزار ساله یه افسانست، منم مثلِ یه آدم که، به باورهاش دیوانست--- به باور هاش که افسانست، به باورهام که موهاته، به باورهام یه دیوونم، یه دیوونه که همراته،---- >>>اشاره به عقیق میشه، چه عقیقی؟ توی ذهنتون هرچی بوده باید اون رو توی کار معرفی و به شرحش میپرداختید! >>>به باورهاش دیوانست؟! متوجه منظورتون از این مصراع نمیشم؟ یعنی دیوانه وار به باورهاش علاقه داره یا نه برعکسش؟ بعد دوباره در خط بعدی میگید: به باورهاش که افسانست. متوجه منظورتون در این چند خط نشدم و برایم ابهام داره. اگه دوست داشتید یه توضیحی بدید. در کل خوب بود و لذت بردم از کارتون. *موفق باشید*
    • سلام ممنون واسه این همه دقت در رابطه با اون بند منظورم این بوده که به مخاطب باور داشته مخاطبی که مثل یه افسانه دست نیافتنی و مثل یه عقیق زیباست و باعث دیوونگی میشه