سکوت

ببین توی زمستون نگاهت
دارم میسوزم و از پا میفتم
نمیفهمی سکوتم داره میگه
نزار از قله ی چشمات بیفتم
نزار تو شهر چشمای تو گم شم
نزار دنیای من بی آسمون شه
تو میدونی نباشی خشک و زردم
نزار باغ دلم بی باغبون شه
تو گفتیکه سکوتت یعنی حرفی
واسه گفتن نداری دیگه میرم
سکوتم رو تو نشنیده گرفتی
نمیخواستم جلو راتو بگیرم
تو میرفتی و من چیزی نگفتم
سکوت من منو دیوونه تر کرد
جنون من تا این حد که هر روز
به عکس تو میگم دیوونه برگرد
دارم نبض کدوم عشقو میگیرم
دیگه نا محرمه حتی خیالت
عزای غم گرفتم بد به حالم
عروسیته عزیزم خوش به حالت
ببین بختت شده هم رنگ موهام
ببین موهای من هم رنگ برفه
آره بختم شده هم رنگ موهات
ببین پشت سکوتم کلی حرفه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

715
۱۳
۱

  • سلام. خیلی خیلی عالی بود. لذت بردم. فقط یه اشکال کوچولو هست . در بند اول ، مصرع دوم و چهارم قافیه نداره. برعکس بقیه بندها که مصرع دوم و چهارم هم قافیه و هم ردیف دارن. ولی در کل خیلی خوب بود. کار روایی زیبایی خوندم. ممنون
  • مهدی جان ترانه زیبایی بود
  • سلام خیلی ممنونم بابت نظرتون. پایدار باشید
  • slm doste khobam taraneye zibato khomdam nazaram chon ba aghaye sharifi movafegh bod dg por harfiye tekrari nmikonm montazere taranehaye zibye badit hastm
  • سلام اشکان عزیز ممنون از نظر لطفی که به این ترانه داشتی دوست من.پایدار باشی
  • ارادت آقای شریفی عزیز ممنون که دست به نقد شدید.زاویه دید شما نسبت به این ترانه کاملا قابل احترام هست.ممنون بابت وقتی که گذاشتید پایدار باشید.
  • سلام به همه استادان عزیز.ممنون بابت نظراتتون.
  • سلام آقای زمان عزیز تبریک به شما این ترانتون رو خیلی دوست داشتم و بیشتر از بقیه کارهاتون به دلم نشست امیدوار هردفعه کاری بهتر از شما بخونم مثل همین ترانه خیلی خوبتون در ضمن باید بگم این ترانه پتانسیل خوبی برای اجرا شدن داره پس به فکرش باشین درود بیکران به شما.
  • کار نسبتا خوب و با احساسی بود. ولی به نظر بنده ایراداتی هم داشت.----------- در مورد بند اولتون و این دو مصراع: ببین توی زمستون نگاهت، دارم میسوزم و از پا میفتم. >> بنده خیلی ربط مناسبی بین زمستون و سوختن نمیتونم تصور بکنم. شاید تعبیر یخ زدن بهتر و مرتبط تر بود. تعبیر سوختن شاید با تفسیر و تحلیل بشه یه جوری به زمستون ربطش داد ولی نیاز به یه مقدمه چینی داره و در یک بند یا یک مصراع، اون منظور شفاف منتقل نمیشه.! در این مصراع هم: نزار تو شهر چشمای تو گم شم. >> منظورتون آیا همون نظر و حرف مصراع قبلی هست؟ آیا از چشم افتادن هست؟ بنده همچین حسی رو درک نکردم!. در این مصراع: سکوتم رو تو نشنیده گرفتی. >>باز هم اون ابهام و مرتبط نبودن خیلی هماهنگ، در این مصراع هم دیده میشه. نشنیده گرفتن با کلمه سکوت، تناقض و ابهام به دنبال داره. بنده میفهم منظورتون از نشنیده گرفتن، عدم درک متقابل و فهمیدن طرف رو به من مخاطب میخواد برسونه ، اما میشد ساده تر و بهتر هم مصراع سازی کرد و خیلی قضیه و کلام را غامض و پیچیده نکنید. در این مصراع: سکوت من منو دیوونه تر کرد. >> وجود دو کلمه "من" و "منو" از زیبایی کار کم کرده و به نظر بنده حشو هست. و در نهایت در بند پایانی کار: >> بند در دو مصراع اول خیلی خوب و زیباست ، ولی کار رو به پایان نمیرسونه و انگار باز ادامه حرفها و بندهای قبلیه و نمیشه یه پایان بندی خوب تصور کرد. مصراع سوم که اصلا تکرار مصراع اول هست و به کار ضربه زده و بهتر بود بیشتر دقت میشد. مصراع چهارم هم باز هم بازگو کردن دوباره روایت از وسطهای کار هست. یک بار به سکوت اشاره شده بود، دیگه نیاز نبود باز اشاره به اون سکوته بشه، نه به پایان بندی کار کمک میکنه و نه حرف و برداشت تازه ای هست. ------------- انشالله بیشتر از شما بخونم. *موفق باشید*.
  • ترانه زیبایی بوود .. موفق باشی
  • سلام مهدی عزیز. کار با احساسی بود. دارم نبض کدوم عشقو میگیرم دیگه نا محرمه حتی خیالت برقرار باشی دوست من.
  • سلام مهدی جان . ترانه ی زیبایی بود . درود بر شما . براتون آرزوی موفقیت بیشتر دارم