تبعید سایه

من به تو دل و سپردم
تو خودت اونو شکستی
پشت پا زدی به قلبم
با غریبه ها نشستی
***
پاک شدی از توی قلبم
رو اسمت یه خط کشیدم
من از سایه ها می ترسم
من به خوده خود رسیدم
***
دل تو تاریک وسرده
دل من یه کوه درده
توی یه جنگل وحشی
می میره برگی که زرده
***
وقتی تو غروب چشمام
رنگ خورشیدو ندیدی
من شدم تبعید سایه
دلت و ازم بریدی
***
توی خوش رقصی مستت
خیلی شلوغه نگاهت
وقتی چشماتو وا کردی
دیدی سنگینه گناهت
***
گم شدی تو غربت خود
شدی مثل خواب مرده
خوابی که با خاطراتت
تن زخمی ت رو برده
***
این چه تبعیدیه بی تو
شدم آزاد از جدایی
من از سایه ها گذشتم
این یه حکمی بود خدایی
***

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

736
۳

  • درود جناب آرمانی عزیز ? خوندم ترانتون رو مرسی ? در کارتون حس خوبی وجود داره اما ضعف هاش بر این حس میچربه .ضعف هایی از جمله عدم رعایت ارتباط عمودی در بعضی بیت ها و حتی بی ارتباطی با کل.در کارتون جابه جایی ارکان هم دیده میشه که بیت به بیت بهش میپردازیم : من به تو دل و سپردم تو خودت اونو شکستی پشت پا زدی به قلبم با غریبه ها نشستی بیت اول به عنوان مطلع کار بیت ضعیفیه و بسیار کلیشس . و همچنین منظور شاعر رو در مصرع اول کامل نمیرسونه . اگر به جای تو خودت از ولی تو استفاده میشد واضح تر بود . *** پاک شدی از توی قلبم رو اسمت یه خط کشیدم من از سایه ها می ترسم من به خوده خود رسیدم مصرع اول " رو اسمت یه " در اینجا یه حشو به شمار میره . و همچنین از روانی کار کاسته اگر به جاش "روی اسمت" میبود بهتر میشد . من از سایه ها میترسم من به خوده خود رسیدم در اینجا سایه ها چه نقشی رو ایفا میکند ? چرا از سایه ها میترسه ? به خوده خود رسیدن چه ربطی به ترسیدن از سایه داره ? ارتباط عمودی در این بیت خیلی ضعیفه . *** دل تو تاریک وسرده دل من یه کوه درده توی یه جنگل وحشی می میره برگی که زرده مصرع اول رو میشه قبول کرد . مصرع دوم هم به زور میشه قبولش کرد در صورتی که اگر بخوایم سخت گیرانه بهش نگاه کنیم ایراد داره چرا که برگ زرد در هر جایی که باشه محکوم به نیستیه و فقط در یک جنگل وحشی به این سرنوشت دچار نمیشه .بگذریم بالفرض که هر دو تصویر به خودی خود سالم باشند باز وقتی این دو کنار هم قرار میگیرند ضعف محسوب میشه چرا که ارتباط عمودی بین این دو مصرع رعایت نشده . چه ارتباطی بین دلی که کوه درده و برگی که زرده هست ? همچنین در قسمت میمیره برگی که زرده جابه جایی ارکان اتفاق افتاده بود . باید میگفتین برگی که زرده میمیره اما صرفا برای رعایت قافیه ارکان رو جابه جا کردین . *** وقتی تو غروب چشمام رنگ خورشیدو ندیدی من شدم تبعید سایه دلت و ازم بریدی من شدم تبعید سایه دوباره جابه جایی ارکان داریم *** توی خوش رقصی مستت خیلی شلوغه نگاهت وقتی چشماتو وا کردی دیدی سنگینه گناهت *** گم شدی تو غربت خود شدی مثل خواب مرده خوابی که با خاطراتت تن زخمی ت رو برده در اینجا خود زبان معیاره و در ترانه که زبان محاورس نباید استفاده بشه . شدی مثل خواب مرده . در اینجا هم جابه جایی ارکان رو داریم . *** این چه تبعیدیه بی تو شدم آزاد از جدایی من از سایه ها گذشتم این یه حکمی بود خدایی شدم آزاد از جدایی : علاوه بر اینکه جابه جایی ارکان داریم معنای ناقصی هم داره چرا که آدم وقتی آزاد باشه دیگه تبعید بی معنی میشه . من از سایه ها گذشتم :وقتی میگین این چه تبعیدیه بی تو یعنی هنوز مخاطب برنگشته و شما توی سایه ها هستین پس چطور از سایه ها گذشتین . خود شما گفتین که وقتی توو غروب چشمام رنگ خورشید و ندیدی من شدم تبعید سایه دلت و ازم بریدی یعنی دوری از مخاطب شما رو به سایه ها تبعید کرده .روایت کار هم چیزی از برگشتن مخاطب نگفته پس چطور شما از سایه ها گذشتین ? اینجاست که میبینیم بیت ها با هم مرتبط نیستن و دچار تناقص شدند . در آخر این در کارتون زیاد از این قبیل استفاده کردین : من از سایه ها گذشتم من شدم تبعید سایه من از سایه ها میترسم من به خود خود رسیدم من به تو دل و سپردم در اینجا ما ضمیر من رو یکبار در فعل به صورت پنهان داریم چرا که به عنوان مثال سپردم همان معنی من سپردم رو میده و اینکه شما باز هم من رو استفاده کردین حشو به حساب میاد . *** بابک ارمانی جان امیدوارم جسارت من رو ببخشید و اینکه این نقد نظر شخصیه من بود قبول کردن یا نکردن بر عهده صاحب اثره . ? موفق تر باشی برادر ?
  • سلام بابک عزیز. کار اجرایی و با احساسی بود. شاد باشی.
  • توی یک جنگل وحشی می میره برگی که زرده ؟ مرسی زیبا بود