احساس جوونی

هنوز انگار دوران جوونیمه

چه احساس غروری میکنم با تو

دیگه مال منو بخشش نکن دختر

به دست باد نسپر لمس موهاتو

 

اگه میخوای شب کوتاه تر باشه

شبا سرمه نکش چشمای مشکیتو

اگه میخوای که چشما نشه خیره

تو کوچه سر نکن شال زرشکیتو

 

صدای خنده هات تو کوچه میپیچید

برات گنجشک ها آواز میخوندن

صدای خنده هات تو شهر میپیچید

به یادت عاشق آواز میخوندن

 

یه لشکر عاشق الآن دشمنن با من

به دست اوردمت با شعر و احساسم

هنوز زوده برای من که با این عشق

تو موجود پر از اسرارو بشناسم

تو موجود پر از احساسو بشناسم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: