ویرانه عشق

در و دیوار این شهر
بوی خیانت میده
حتی به جون کندنم
دنیاتو عادت میده

به هرکی دل می بندی
بند دلت وا میشه
غصه ها توی سینه
هزار هزار تا میشه

به جای دل تو سینه
تنها یه گوله برفه
عشق فقط ادعاس
همش تو حد حرفه

فریبه باور نکن
عشقا شده مجازی
ازاون ور خط یکی
گرفته تون به بازی

جایی نمونده راحت
پاتو زمین بذاری
خالی میشه زیر پات
انگار رو مین میذاری

هرجا پناه می بری
ننگ و فریب و درده
صورتا آتیش و داغ
پشتش دلای سرده

سقفی که ساختم ازنو
رو سرم آوار شد
این قصه کهنه باز
دوباره تکرار شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: