" فردا بیا…! "

” فردا بیا…! ”

امروز رویای منو با فاصله سرکوب کن
فردا با احساسی قشنگ حال و هوامو خوب کن !
امروز تسکینم نده قلبو بلاتکلیف کن
فردا بیا و تا ابد آینده مو تعریف کن !

امروزمون لبریزه از حسی شبیه یک جنون
امروزو پشت سر بذار فردا کنار من بمون !
امروز قلبت طرحی از احساس و بارون میکشه
دنیامو ویرون میکنه این قلبو به خون میکشه !

فردا بیا و لحظه ای پشت سرو نگا نکن
جایی به جز آغوش من آرامشو پیدا نکن !
جوری کنار من بمون یک لحظه از یادت نرم
هراس با تو بودنم یه شب بریزه از سرم !

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • مث همیشه عالی.خیلی دوسش داشتم
  • سلام مجدد وعرض ارادت مجدد به همه ی دوستانم کامنتهارو میخوندم و دیدم بد نیست یک توضیحی در مورد وضع روایی این ترانه بدم گویا دوستان ظرافت کار رو درک نکردن عرض شود که در این ترانه شاعر در واقع آنچه هست را تحت عنوان" امروز" وآنچه ایده آل است در نظر او را تحت عنوان "فردا "آورده است نکته اینکه امروز وفردا بیش وپیش ومستقل از اینکه به بعد وقوع یک امر از جهت زمانی اشاره کند ابعاد اون رو از باب اونچه دلخواه است و اونچه دلخواه نیست بازگو میکند و روایتگر مقایسه ی وضع حال وموجود که پسندیده ودلخواه نیست با وضع ایده آل که دلخواه است میباشد من اتفاقا برعکس جناب شریفی عزیز ودوست دیگرمون این نحوه بازگویی احوال وحس رو که از قیود زمان به قصد اشاره به غیر-مفهوم زمان وبرای اشاره به آمال وآرزوها که نشانه ی زیرکی شاعره بسیار میفهمم ودرعین حال میپسندم امیدوارم دوستان هم در بازنگری این ظرافتو درک کنند که ازنکات حسن این ترانه ست وبرجسته ترین حسن آن . منطق در زبان ادبی هنجار یک گفتار رو در معهودات ذهن شکستن است وبرخلاف عادات منطقی که مسلط به زندگی عادی ست ؛ سخن گفتن است در عادات منطقی ذهن ماگل لاله و گل نسترن با یکدیگر سخن نمیگویند ولی در بعد ادبی ومنطق ادبی این اتفاق رخ میدهد . در هرحال نکته ای بود که به ذهنم رسید واجب دیدم حتما بگم خدمت دوستان گلم
  • سلام جابر عزیز. کارتو دوس داشتم. مخصوصا ریتم کارتو. البته منم با جناب شریفی موافقم. شاد باشی دوست من.
  • کار جالب و ریتمیکی بود؛ اما بنده متاسفانه متوجه منطق روایی این کار نمیشم.! آخه امروزی که خراب بشه و بلاتکلیف باشه، دیگه آیا فردایی خوب و ایده آل خواهد داشت؟! آیا دیگه اصلا توجیهی داره؟!-------- شاید هم بنده بد متوجه شدم!!! در این قسمت هم: این قلبو به خون میکشه .، وجود و تکرار حرف "ب" پشت سر هم ، یه مقدار خوانش رو سخت میکنه. *موفق باشید*
    • سلام علی اصغر عزیز ممنونم از وقتی که برای کارم گذاشتین به نظرم یه ترانه خوب نباید نیاز به توضیح داشته باشه ...پس حتما مشکل از بنده بوده...مرسی از حضور خوبتون دوست من
  • سلام کار ریتمیک و زیبایی بود با ارزوی بهترین ها
  • زیبا بود دوست من موفق باشید
  • سلام جابر عزیز بسیار ترانه خوب و دلنشینیه خوشحالم مجددن یه کار زیبا ازت خوندم موفق باشی
  • سلام و عرض ارادت جناب جعفرزاده بسیار کار زیبا زنده ریتمیک .پراز احساس وزیبایی بود آفرین لذت بردم و لایک