پرسه

 

تو جاده های دلهره
دور از تو پرسه میزنم

تنهایی تن پوشم شده
درگیر وهم مردنم

هم قصه با احساس من
خلوت آغوشم شده

رفتنتو رج میزنم
این قصه آشوبم شده

من روی تقویم سکوت
بی خاطره سر میکنم

وقتی که پر میشم ازت
بغضمو پر پر میکنم

تو جاده های بی هدف
من زخمی دلبستنم

من بی تو رو به گم شدن
آهنگی از شکستنم

یه حس مبهم بعد تو
هی خود فریبی میکنه

وقتی که آینه روبه روم
با من غریبی میکنه

…. حمیدرضا عاشوری….
آبان۱۳۹۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

471
۳