سهمِ من

توو چشمات میگردم پیِ حالتی،

که تسکین دردای حالم بشه

کنارم که باشی جهان روشنه

نگاه تو دریای آرامشه

به آشوب و دلواپسی هام بخند؛

که از بس نفسگیره این دلهره

همین طرحِ لبخندِ آرومِ تو،

ببین قلبمو تا کجا میبره…

یه وقتایی از عشق یخ میزنم!

که گرمای دستات آبم کنه

بذار تا صبوریتو باور کنم

که بغضت میتونه خرابم کنه…

از این بی کسی ها به تو میرسم

حضور تو تنها برام کافیه

دلیلِ شروع ترانه م شدی،

از اسمِ تو پُر میشه این قافیه

توو چشمات میگردم پیِ حالتی

که از عمقِ دلشوره هام کم بشه

به آشفتگی های این روزهام،

نگاهِ تو میتونه مرهم بشه

تمنای هر ثانیه بودنت،

زمینی ترین حسِ محبوبمه

همه سهمم از شورِ این اتفاق،

همین حالِ جادوییه خوبمه…

 

چاپ شده در کتاب بچه های البرز

پیشاپیش ممنون از نگاهتون :)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: