صدای بارون

 

 

صدای بارون میاد تنها پشت پنجره

خلاصه میشه دنیام تو بغض این حنجره

روی بخار شیشه یه چیزی مینویسم

دوباره گر گرفتم دوباره خیس خیسم

خاطره ای که دیگه محو تو دود سیگار

منو کتاب شاملو منو سکوت دیوار

عکس چه گوارایی که خاک گرفته حالا

شعرای نیمه کاره روی کمد اون بالا

تنهای تنها موندم خالیو بی بهونه

قصه بوف کورم تو خلوت شبونه

دیگه دلی نمونده برای من که سردم

منی که مرگو دیدم اونو زندگی کردم

شبیه یه مترسک میون باغ سوخته

چشاشو روبه جاده روبه رهایی دوخته

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

538