حج کربلایی

به روم نیار گناهمو ، ببخش منو نذار بِرَم
واسه همه نداشته هام خدا خودم مقصرم

خیلی از عمرِ من گذشت تا عازم کعبه بِشم
حاجی شدن بهانه شد ، نقش مِنا رُ بکشم

لباس حج توی تنم ، مُهرِ سکوت رو لبمه
غریب اومدم ولی غریبیِ تو غممه

چرا نفهمید هیچ کسی شیطان رفته خونه نبود
بار سفر رو بسته و نشسته جاش آلِ سعود

کربلای جمارانت منو به آغوشت سپرد
با کاروانی اومدم اما دیگه من رو نبرد

فرصت کافی برای یادداشت کامل شعر رو متاسفانه نداشتم
ولی من هم این اتفاق تلخ رو به همه مسلمانان تسلیت عرض میکنم .
روح تمام رفتگان شاد و یادشون گرام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: