زمان

تو رویای منی اما نمی دونی که بیدارم
شبا تا صبح به جای اشک دارم خون گریه می بارم
نمی فهمی که جا موندم ازین تقویم دیواری
محاله باورش واسم … هنوز عشقم دوسم داری

زمان داره هدر میشه مثه احساسه دیوونم
تو لِه کردی غرورم رو … برم پیشت نمی مونم
پشیمونم ازین حسم که پای عشقِ تو مُرده
پشیمونی که رفتارت به روزِ من چی آورده

شدم دیوونه و جانی … یه قاتل واسه این احساس
با اینکه می گذره چند سال ولی رویات هنوز زیباس
بذار شاکی بشه دستام که دستاتو نمی گیره
نفس که می کشم هر آن همه دنیام نفسگیره

یه جایی می رسم بی تو … یه جایی که پشیمونم
پشیمونی تو هم اما … برم پیشت نمی مونم
غرورم رو لگد کردی و برگشتی ولی دیره
می خوام عاشق بشم اما دلم دلشوره می گیره
……………………………………………………
B.S

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

741
۸
۲
۵