منو بشناس

منو بشناس که دنیامو
به دستات هدیه میکردم
برای بودن پیشت
با ابرا گریه میکردم
خیال عاشقی داشتم
اگه لیلای من بودی
چقد راحت چقد ساده
تو از دنیای من دوری
تجسم میکنم با من
تا اوج شب پل بستی
برای دیدن خورشیدتو
با ستاره هم دستی
تمام قسمتم این بود
یه درد کهنه تو سینه
از این بودن چی برداشتی
به جز خنجر به جز کینه
منو بشناسو دنیامو
به هر قیمت نده از دست
ببین لحظه شماریمو
ببین عشقم هنوز زنده اس
تو از دنیای من دوری
نمیخوای منو بشناسی
مریض این همه دردم
تو این دنیای احساسی
دوباره خستگیهامو
بغل کردم که برگردم
ولی باز به خودم گفتم
اگه پاش بمونم مردم
حضورم قد دریا بود
اگه ساحل من بودی
شدم آتیش که گرم باشی
ولی گفتی پراز دودی
منو بشناسو حرفامو
واسه فریاد نجوا کن
تویی صدای احساسم
بیا عشقمو رسوا کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: