نقاب

از این که هر دم و لحظه
نقابت بی نگاه میشه
تن زخمی و رنجورت
غرق هر گناه میشه
**
ازاین که سوت وکور موندی
چشاتو رو خودت بستی
حراج کردی نجابت رو
یه دنیایه دیگه هستی
**
دلم پر میشه از نفرت
سراغت رو نمیگیرم
شدم عاشقی تنهایی
چرا دستتو بگیرم
**
من از چهره ت میخونم که
شدی طعمه ی کفتاری
تنت رو با خودش برده
ندارم با تو گفتاری
**
حالا در نیمکت قلبم
واسه تو جای خالی نیس
یکی هس در کنار من
که تو چشماش خیالی نیس

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

550
۱