من عاشقت شدم

از مهـر اومـدی ، تا ماه مـن بشـی
سربـاز اومـدی ، تا شـاه من بشـی

آدم نبودمـو ، حـوای مـن شـدی
کابوس بودمـو ، رویای من شـدی

تـو فال لعنتیـم ، دیوونگـی نبـود
بـی تو علاقه ای ، بـه زندگی نبود

پر بـودم از غمِ ، تنهایـی و سکوت
تاسم نشسته بود ، روی نقطه ی سقوط

تا اومدی شدم ، جادوی خنده هات
طلسم شب شکست ، با فانوس نگات

دوباره ریشـه زد ، دستـای بایـرم
کل جهان نشست ، تو قاب پنجره م

موهامو شونه کرد ، دست لطیف باد
لبهات به ماه من ، لبخندو هدیه داد

دستاشـو پس گرفت ، دلواپسی ازم
تا با اشـاره ای ، مـن عاشقت شدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • کار خوب و جالبی ازتون خوندم. ابتدای کارتون رو بیشتر دوست داشتم. در ادامه کار کمی دچار ساده نویسی و کلیشه شدید.------------ در این بند: پر بـودم از غمِ ، تنهایـی و سکوت، تاسم نشسته بود ، روی نقطه ی سقوط >>> متوجه ارتباط بین تاس و نقطه سقوط نمیشم. آیا اشاره به بازی خاصی هست؟ ( مثلا تخته نرد) در تاس ، نقطه سقوط چیه یا چنده؟--------------- در این بند: **دوباره ریشـه زد ، دستـای بایـرم، کل جهان نشست ، تو قاب پنجره م** >>> کلمه "بایر" معمولا اشاره به زمین بایر و لم یزرع داره . یعنی زمین غیر حاصلخیز و غیر قابل کشت. و خود زمین که اصلا گیاه و درخت نیست که بخواد ریشه بزنه. به نظر بنده این بیت از لحاظ مفهومی ، دچار اشکال هست.-------- **در کل خوب، انشالله بیشتر از شما بخونم، موفق باشید**
  • خیلی خوب دوست من