خوابِ آشفته

ببین با تو چه آرومم، ولی تردید در راهِ
می بینم توی این شبها سَرِ ستاره رو ماهِ

غریبه میشی این شبها میون مرز تردیدم
غریبه نیستی اما می دونی خوابِ بد دیدم

به جای من یکی دیگه به دستت آب می داد و
کنارت می نشست آروم تو رو می دیدمت شاد و

من و می دیدی و اما نگاهت سرد و محکم بود
تلاش کردم بیا سمتت ولی انگار یه چیز کم بود

نمی دیدم تو این خونه دیگه عکسی روی دیوار
هجوم باد و می دیدم توی این زندگی این بار

هنوز از خواب می ترسم تا تو چشماتُ می بندی
همش حس می کنم با کی داری با گریه می خندی

کنارت حس خوبی هست که دنیامو عوض کرده
نمی خوام خوابِ آشفته حتی یک لحظه برگرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • سلام.منو ببخشید اما بنظرم اصلا کار خوبی نیست..تلاش شما برای خلق تصاویر ستودنیه اما اصلا تو اینکار موفق نبودید البته بنظرم خیلی بهتر از خیلی ترانه سراهای دیگه هستین که دم دست ترین پرتکرارترین و ساده ترین کلمه هارو برای نوشتن انتخاب میکنن و اصلا به خودشون زحمتی برای تامل و پرداخت بهتر نمیدن..راستش ترانه تون خیلی بهم ریخته و آشفته س. موفق باشید
    • آقای شیخی بخشش چرا؟ شما صادقانه نظرتون رو گفتید که خودم هم باهاش موافقم. اما من از آشفتگی و بهم ریختگی در ترانه لذت می برم - البته به صورت اصولی - و سعی می کنم همیشه این رنگ و بو در ترانه هام باشه. امیدوارم که با هدایت و نقد و نظرات شما دوستان بتونم تو این کار موفق باشم. با آرزوی بهترین ها
  • زیبا بود حانم حقیظی موفق باشید بندهم از نظرات جناب شریفی استفاده کردم
  • ترانه زیبایی بود من با نظر آقای قاسمی موافقم. کارهای قبلیتون قویتر بود
  • با عرض سلام، در این کار، بعضی از مصراع ها برای من جای سوال داره و متوجه نوشتن این مصراع و ربطش با بقیه مصراع های اون بند نمیشم . مثلا: ببین با تو چه آرومم، ولی تردید در راهِ می بینم توی این شبها "سَرِ ستاره رو ماهِ">>> خب یعنی چی " سر ستاره رو ماهه"؟ چه کمکی به روایت کار میکنه . چه ربطی به تردید داره؟-------- این بند: غریبه میشی این شبها میون مرز تردیدم غریبه نیستی اما می دونی خوابِ بد دیدم این حس نا مشخص و بلاتکلیفی غریبه بودن یا نبودن، حالا به کنار، اما خواب بد دیدن یه شخص، چه ربطی به مشخصه صرفا غریبگی داره؟! غریبه نیستی اما، میدونی خواب بد دیدم!!!--------- من و می دیدی و اما نگاهت سرد و محکم بود تلاش کردم بیا سمتت ولی انگار یه چیز کم بود>>> اون یه چیز چیه؟! مبهمه قضیه . من در حالت کلی فکر میکنم این یه چیزه " عشق " باشه. اما بهتر بود یه مقدمه چینی قبلش و یا یه در بند بعدی تکمیلترش میکردید حرفتون رو که روایت دچار ابهام نباشه.--------- هنوز از خواب می ترسم تا تو چشماتُ می بندی همش حس می کنم با کی داری با گریه می خندی. متوجه این ترسیدن از خواب از جانب شما و بستن چشمها توسط یکی دیگه نمیشم!. و خط بعدی این بند هم ، ابتدا دارید صحبت از یه حس میکنید : حس میکنم، بعد میای سوال مطرح میکنی: با کی؟ در نهایت هم که باز متوجه این تناقض گریه با خنده نمیشم!.----------- و فکر میکنم در بند آخر ، اشاره به این میشه که اینها همه خواب بوده ! شاید هم بنده متوجه پایان بندی کار نشدم. اگه یه توضیحی بدید ممنون میشم.------------ دوست عزیز ، وقتی تصمیم به نوشتن میکنید ، سعی کنید به فاکتورهایی مثل: موضوع و فضای کار شروع کار، پایان کار بدنه اصلی کار و حفظ انسجام بین بندها و ابیات (چه از لحاظ افقی و چه عمودی) . توجه داشته باشید. انشالله بیشتر از ما بخونم. **موفق باشید**
    • سلام آقای شریفی لطفا پاسخ کامنت آقای قاسمی رو بخونید. اما در کل من از دو پاره بودن ترانه خوشم میاد و سعی می کنم در تمام ترانه هام این رنگ و بو باشه. قطعا تلاشم هست که انسجام افقی و عمودی ابیات رعایت بشه. در واقع همه ی اینها خواب بود اما پرداخت من قطعا ضعیف بوده که متاسفانه به خاطر مشکلی که پیدا کردم نتونستم به ویرایش دسترسی داشته باشم. از اینکه مثل همیشه مسئولانه و دوستانه به ترانه هام سر می زنی ازتون ممنونم و این لطف رو هیچ وقت از من دریغ نکنید. با آرزوی بهترین ها
  • خوب بود...اما در چینش و انتخاب کلمات میتونستید بهتر عمل کنید
  • سلام خانم حفیظی کارتون خوب بود وبه نظر منم به یه ویرایش مجدد نیاز داره.
    • سلام آقای آرمانی. قطعا نیاز به ویرایش داره. این کار رو جدی نگیرید چون فکر نمی کردم به مشکلی که در کامنت آقای پاسخ دادم بر بخورم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام بانو حفیظی. کار خوبی بود. البته با توجه به کارهای قبلیتون من انتظار کار قویتری ازتون داشتم. تلاش کردم بیا سمتت... فک کنم اشتباه تایپیه و بیام سمتت درسته؟ شاد باشید و برقرار.
    • سلام آقای قاسمی. ممنون از حضورتون. من مدتی هست که متاسفانه نتونستم سایت آکادمی رو باز کنم و ببینم چه خبره؟ دقیقا روزی که این ترانه رو فرستادم آکادمی از دسترس من خارج شد و تا امروز نتونستم بفهمم چه خبر بوده؟ آیا همه مثل من به این مشکل برخورد کردن یا خیر؟ قطعا این ترانه نیاز به ویرایش داره و می خواستم این کار رو انجام بدم که متاسفانه این اتفاق افتاد. با آرزوی بهترین ها