بانوی لحظه های من

مثل نفس میمونی و نبودنت نبودمِ
نشونیِ رفتن تو ، این صورت کبودمِ
دقدقه نداشتنت ، بزرگترین کابوسمِ
رویای برگشتن تو ، تو این شبا فانوسمِ
بانوی لحظه های من ، ثانیه هام توخالیه
تویِ سکوتِ ساعتم ، نبودن تو جاریه
روزا دیگه مثل شبِ ، سیاهِ مثل دفترم
آینه ها بهم میگن ، بهتره از تو بگذرم
آینه ها رو میشکنم ، حرفشون از سادگیه
مُردن برام فاجعه نیست ، بهتر از این زندگیه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ترانه ی خوبیه دوست عزیز..این قسمتش بهتر از بقیه س ارتباط عمودی و افقی خوبی داره: آینه ها بهم میگن ، بهتره از تو بگذرم آینه ها رو میشکنم ، حرفشون از سادگیه مُردن برام فاجعه نیست ، بهتر از این زندگیه اما چرا صورتت از رفتن یار کبوده؟؟؟؟بنظرم تصویر خوبی نیست درمجموع کار خوبیه.موفق باشید
  • سلام آفای حسینی زیبا سرودید موفق باشید
  • سلام و تشکر از ترانه ای که گذاشتید. تو این کار اولین چیزی که تو ذوق من زد ایراد های نگارشی بود.دقدقه،نبودمِ،کابوسمِ ....استفاده از ـه اگر به معنی فعل باشه ایراد نداره.ولی در صورتی که جای کسره رو بگیره مثل تویِ سکوت، ایراد نگارشی محسوب میشه. در مورد خود ترانه هم فکر میکنم فراز و فرودی وجود نداشته و یک روند تکراری و طی کرده.ضمن اینکه این صورت کبودم حشو محسوب میشه و صحیحش اینه که یا بگید این صورت کبوده،یا صورت کبودمه. برخی تعابیرتون در ترانه خوب بود موفق تر باشید پرحرفی بنده رو ببخشید
  • تبریک میگم آقای حسینی ترانه بسیار زیبایه. وزن و قافیه های مناسبی داره. فقط به نظر من اگه اینطور بنویسی خوندنش رونتره: نشونیِ رفتن تو ، این صورت کبودمه موفق باشید