جغرافیای رقص توی بادم

دریا به دریا تو خودم غرقم
دریاچه ی شورم که میمیرم
من از شمال نقشه افتادم
سمت جنوب درد سرازیرم
شرقی ترین احساسمو ریختم
تو غرب جنگلهای این خطه
با اره افتادی به جون من
احساس من از ریشه هاش سوخته
تو بدترین دوران تاریخم
از نسلی سوخته تو دل تقویم
هم مرز رویاهای پاخوردم
تنهام مثه ایران توی تحریم
ارامش ماقبل طوفانم
اتشفشان خفته ی تفتان
حتمیه غرش کردنم یک روز
شبیه زلزله توی تهران…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: