این لعنتی بارون

تقدیم به نسیم بیرانوند عزیز…
به پاسِ همه ی لحظه هایی که میتونست نباشه ولی بود…
هم حسِ هر آیینه لبخندم شدی و
دیدی که میسوزم تمومِ لحظه هام و
میلرزیدم از حسِ تلخ دل بریدن
آروم میکردی گریه و پس لرزه هام و

تنهایی تقدیرم و احساس کردی
تو اشک روی گونه هام و لمس کردی
آزادی احساسم و مدیونت هستم
تو غصه ها و گریه هام و حبس کردی

من از هوای ابری قلبت عزیزم
میبارم و با چترِ تو این راه و میرم
نه…! خودکشی هم چاره وابستگی نیست
بانو.. من از تلخی عشق بدجوری سیرم

شور میزنه قلب من از شیرینیِ هر
"دوستت دارم" گفتن که میدونم دروغه
هرکی میگه دوسم داره یعنی نداره…
این روزا حتی عطر بارونم دروغه

این روزا تنها یک نفر مثل تو هست که
رمز عبور شادی رو یادم میاره
امشب رو با من همقدم شو نازنینم
این لعنتی بارون میخواد تا صب بباره

من ماهیِ دلتنگی ام توو ساحلِ غم
چشمای تو ساحل ترین دریا رو داره
بانو… بخند تا عکسِ نو از تو بگیرم
لبخندِ تو خوشبختی رو یادم میاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مائده نجفی

فردا شاید بروم و به این زودی برنگردم فقط آب تنگ ماهی را عوض کن و هر وقت قهوه خوردی از یاد نبر ته فنجانت را نگاه کنی نیستم ، اما قرارمان را فراموش نکن هرگز بی من فروغ نخوان یکی از همین روزها دوباره به رویایت باز خواهم گشت با گیسوانی خوشبخت تر از پیش maedehnajafi424@yahoo.com

  • سلام خیلی زیبا بود موفق باشی
  • تقدیمی خخخخخخخ
  • واقعا آفرین تبریکی بی نظیری بود.خوشا به حال خانوم بیرانوند.لذت بردم خانووووم شور میزنه قلب من از شیرینیِ هر "دوستت دارم" گفتن که میدونم دروغه هرکی میگه دوسم داره یعنی نداره… این روزا حتی عطر بارونم دروغه
  • سلاااام بر خانوم ترانه های یکی در اوج یکی در فرود. این دفه نوبت ارتفاع پستتون رسیدم. امیدوارم ترانه های بعدی دوباره در اوج باشه و در اوج بمونه.
    • سلام آقای خدادادی گرامی خودم هم حس خوبی ندارم به سیر نوسان دار ترانه هام ولی یکم دیگه مطمئنم همیشه تو اوج میمونم :)))) خودشیفته ام نه؟!!!! ممنونم از لطف و حضورتون(گل)
  • سلام مائده ی عزیزم ببخشید که دیر به ترانه ت سر زدم آفرین به این احساس زیبا که این قدر برای دوست داشتن کسانی که دوستت دارن وقت می ذاری واقعا از خوندن ترانه ی تقدیمیت لذت بردم و واقعا نمی دونم چی بگم فقط می تونم بهت بگم که امیدوارم روزی رو ببینم که ترانه های قشنگت توسط بهترین خواننده ها و معروفترین خواننده ها خونده بشه و امیدوارم که در تمام مراحل زندگیت شاد باشی و سلامت و به تموم خواسته های منطقیت برسی دوستت دارم عزیز دلم
    • سلام نسترن جان عزیز خیلی خیلی خوشحالم کردی با دیدگاهت :) راستش احساس میکنم این تنها کاریه که میتونم در برابر محبت و لطف دوستام براشون انجام بدم از تو هم خیلی ممنونم خانوم معلم :) که همیشه با مهربونیات کنارم بودی... حیف که دیگه خبری از ترانه تقدیمی نیست وگرنه اسم شما هم مطمئنا توو لیست بود خانوم... لطف داری(گل)
  • سلام مائده خانم من به شخصه همیشه دنبال یه ضربه یا یه لرزه احساسی تو ترانه هستم،،، اما همین که میبینم دوستان با علاقه کارشونو ادامه میدن و حتی دنبال اجرا هم نیستن برای خود من خیلی عزیز هستش،، کار شما هم یه کار دلی بود که .،،هر چه از دل براید بر دل نشینید کلا خودم اشفتم نمیدونم چی بگم فقط اینکه موفق باشید
    • سلام آقای مقامی گرامی خیلی وقت بود به ترانه هام سر نزده بودین خوشحالم کردید با کامنتتون والا چی بگم... خودمم آشفته ام:( به هرحال مرسی از لطفتون (گل)
  • سلام خانم نجفی ترانه با احساسی بود موفق باشین.
  • سلام... من چرا این ترانهُ نخونده بودم؟ خوب چیزی کم نداره این ترانه! فقط میمونه یه بحث که من نظر شخصیمه فقط چون فکر میکنم اینجوری خیلی بهتره...! ترانه تقدیمی بهتره توو خلوت طرف مقابلت خونده بشه ن توو عموم!! اما از جهت ترانه خیلی عالی بود!خیییییییییییلی عالی بود! خیلی پیشرفت کردی...درست توو وقتی که من وقت ترانه گفتن و اومدن توو اکادمی رو ندارم...اما بدون تشنه ی رقابت هستم و خیلی زود بر میگردم! الان داری با خودت میگی من اهل رفاقتم ن رقابت! پیشنهاد میکنم نگی چون من بازم جواب میدم رقابت خیلی بهتر از رفاقته...! به خانم بیرانوند هم سلام برسون! موفق باشی دختر
    • سلام! واقعا چرا؟ چرا این ترانه رو نخونده بودی پسر بد؟(الکی مثلا عصبانی ام) خب... راستش با خودم فکر کردم اگه نسیم این ترانه رو اینجا بخونه بیشتر خوشحال میشه! از یه طرفم خواستم ایرادای ترانم برطرف بشه با نقد دوستان... من همیشه گفتم رقابت همراه با رفاقت! خب! شاید به خاطر اینکه سن ما بهم نزدیکه اینقدر تشنه ی رقابتیم...نه؟ راستی روزای مردادی خوبی داشته باشی پسرم :))))
  • سلام مائده عزیز،یه ترانه تقدیمی زیبا ازت خوندم،بسیار عالی بود موفق و پیروز باشی
  • سلام ترانه تون زیباست دلیل دارم ..... هم حسِ هر آیینه لبخندم شدی و دیدی که میسوزم تمومِ لحظه هام و>>>تصویر سازی عالی و فقوالعاده...اینجا المان سازی بین آینه و اون طرفی که داره شماره می بینه که دارید می سوزید اصطلاحا توو ترانه بسار زیبا در اومده و لذت بخشه ..... می لرزیدم از حسِ تلخ دل بریدن آروم می کردی گریه و پس لرزه هام و ....و یا اینجا نگاه کنید که چطور به قول یاروو گفتنی چطور داره با کفش های طرف مقابلش راه میره ترانه سرا ..... من از هوای ابری قلبت عزیزم می بارم و با چترِ تو این راه و میرم نه…! خودکشی هم چاره وابستگی نیست بانو.. من از تلخی عشق بدجوری سیرم>>> نظر شخصی من اینه که این مصرع می تونه اثر گذاریش بیشتر باشه ..ضربه محکم تری موقع پایان بند به مخاطب خودش بزنه و..... این روزا تنها یک نفر مثل تو هست که رمز عبور شادی رو یادم میاره >>> اینجا خیلی خوب از پس درد ها و اندوه ها بر اومدید و با اینکه داشتید از شادی می گفتید غصه ها رو بیش مخاطب حس کرد اون حجم اندوه و غم رو .... امشب رو با من هم قدم شو نازنینم ... این لعنتی بارون میخواد تا صب بباره >>به نظر من شاعرانگی تو ترانه یعنی همین ..... همین دو بیت رو می نوشتید کفایت می کرد برای این که اشک آدم و دراره و منتقدی بخواد به این ترانه اسکار بهترین تصویر سازی و بهترین ترانه رو بده بانو .... من که این روزا زیاد دست و دلم نمیره که ترانه بخونم یا نقد کنم تو این ترانه های ارسالی جدید من این ترانه رو یه سر و گردن از بقیه ترانه سرا های فعال تو آکادمی بالا تر می دونم ..... همه چی عالی بود این ترانه ها باب میل منه.. میل..بله ...روح آدمم غذا می خواد ... زیبا و احساسی .....شما خیلی خوب می نویسید....بانو موفق باشید
    • بند های بعدی رو هم نظر شخصیم و براتون فرستادم بخونید .... هرچند فکر نمی کنم که حرف های من به درد شما بخوره .... موفق....
    • سلام آقای پارسا ببخشید یه سوال! شما چرا اینقدر الکی از من تعریف میکنید؟؟؟ اینطوری وقتی یه منتقد حرفه ای به این ترانه سر بزنه و کامنت شمارو بخونه اول از همه میگه خاک تو سر مائده با این چرت و پرتایی که نوشته بعدشم میگه این یارو هم هیچی از ترانه سر در نمیاورده که اینطور الکی ازش تعریف کرده...! خب یکم هم به فکر خودتون باشید لطفا ممنونم از لطف بیکرانی که به نوشته های من دارید... همیشه شرمنده میشم وقتی میخوام جواب کامنتتون رو بدم...چون واقعا چیزی جز تشکر کردن از دستم برنمیاد... مرسی (یه شاخه گل یاس)
      • خواهش میکنم... لطف کردید... ممنون از وقتی که صرف کارم کردید...
      • واقعا شما فکر می کنید الکی از تراته های شما تعریف می کنم...خانوم عبدلی ...خانوم محاسن...خانوم بیرانوند .. علی یاری ...محمد قاسمی ...علی عزیزی و خیلی های دیگه ...شاید الکی تعریف می کنم و این همه عزیز تعریفی نیستند درسته هرکی نگاه کنه یا نگاه نکنه این و خیلی راحت می فهمه که من هیجی ...هیچی از ترانه و ترانه سرایی سر در نمیارم .. ولی خوب من احساس می کنم شما بزرگواران جزء بهترین های این آکادنی هستید و قلم شما ها خیلی تغییر کرده و پخته تر شده و آماده اجرایی شدن ...... بازم بخشید اگه با کامنت هام آزار تون میدم ... .بانو . موفق...
      • نه آقای پارسا... فقط من فکر میکنم شما خیلی دچار اغراق میشید درباره ترانه من و دوستان البته همه اینا نظر لطفتونه و محبت بی نهایتتون ولی من خوشحال میشم نظر صادقانتون رو بدونم یکی از دوستای من که حق استادی به ترانه هام داره وقتی کامنت شما رو خوند گفت اینقدر که آقای پارسا از ترانه های شما تعریف میکنه از ایرج جنینی عطایی تعریف نمیکنه:))))
  • سلام خانم نجفی.احساس و طرز بیان خوب توامان بود و این کارتونو دلنشین کرده.موفق باشین
  • سلام...چی بگم اخه...یه ترانه تقدیمی...این بندشو دوس داشتم شور میزنه قلب من از شیرینیِ هر "دوستت دارم" گفتن که میدونم دروغه هرکی میگه دوسم داره یعنی نداره… این روزا حتی عطر بارونم دروغه این بند برای یه ترانه عاشقانه هم کاربرد داره... درضمن ترانه های حسرت از میلاد بانی و سکوت میکنی از مریم حقیقت رو که توو همین بروز رسانی اومده بخون تا متوجه بشی سلیقه ترانه های من چیه و از چه ترانه هایی خوشم میاد... سبــــــــــــــــــــز باشی
    • سلام... آهان! پس شما بیشتر ترانه هایی که به اجرا نزدیکن رو میپسندین...اوکی حالا دقیقا فهمیدم چی ازم میخواین... تا یکی دو هفته دیگه البته خبری نیس :) یذره درگیر ترانه های تقدیمی شدم این روزا راستش فکر کنم تازه دارم راهمو پیدا میکنم... ممنونم ازتون... (گلِ رز صورتی)
      • خوبه..بالاخره متوجه شدی چی میگم...من ترانه های اجرایی خیلی برام اهمیت بیشتری داره واسه همینم میگم بجای اینکه وقتتو صرف نوشتن چیزی بکنی که هدف خاصی براش نداری احساس و تواناییت رو با هدف اجرایی شدن کارات خرج کن..کلا بنظرم ادم از ترانه و شعر گفتن یا نویسندگی و رمان نوشتن فقط میتونه دو هدف داشته باشه یا ترانه رو برای اجرا بنویسه یا مثلا شعرو رمان و ترانه رو برای چاپ شدن بنویسه وگرنه چرا الکی ادم وقتشو بزاره اخرشم یه ترانه حتی اگه خیلی هم خوب و قابل اجرا باشه باید بزاره توو دفترش توو کمدش بمونه...شایدم بعد یه مدت بندازتش دوررررر..ادم که بیکار نیست..کاری ندارم به اونایی که میگن ما وقتی دلمون میگیره واسه اروم شدنمون مثلا ترانه میگیم...منظورم هدفه... چند وقت پیش توو کامنت گفتی هدفی فعلا از ترانه نوشتن نداری...خب این خوب نیست..شاید بعد از مدتی دلزده بشی از نوشتن..ولی وقتی هدف داری و اجرایی مینویسی یا قصد داری شش هفت سال دیگه چاپشون کنی یا توو همون وبلاگت بذارشون واسه کسایی که بدنبال ترانه خوب میگردن این میشه همون هدف...تو استعدادشو داری ولی باید با گذشت زمان و مطالعه پخته تر بشی..من نمیخوام دو هفته دیگه یه ترانه اجرای بنویسی..فقط میگم سعی کن همیشه اجرایی بنویسی..وقتی کامنت فاطمه محاسنی رو توو ترانه عشق تازه خوندم دیدم که نسبت به نظر خانم محاسنی جبهه گرفتی ولی منم با نظر خانم محاسنی موافقم...اون ترانه در حد توو نیست..من خودم وقتی ترانه های سه سال پیشمو میخونم خندم میگیره و میبینم که واقعا بعد سه سال خیلی پیشرفت کردم...پس باید بزاری زمان بگذره نه اینکه بشه بعد دو هفته یه ترانه اجرایی فوق العاده نوشت ..اونم من که سخت از ترانه خوشم میاد..هدف خود من از نوشتن اجراش شدنشون اول از همه توسط خودمه...من برای ترانه نوشتن هدف دارم..تو هم باید داشته باشی..گذشت زمان پخته ترت میکنه اگه به خوب تر نوشتن و اجرایی تر نوشتن ادامه بدی..قبلا هم گفتم تو پنج شش سال دیگه عاشقانه های خوبی میتونی بگی که بدرد اجرا بخوره...خلاقیت، چیزیه که کم پیدا میشه..میدونم همین چندتا ترانه عاشقانه هم که خودم گذاشتم خیلی بدرد نمیخوره اما سعی میکنم خلاقانه تر بنویسم...راهتو پیدا کن و هدفتو از نوشتن معلوم کن...(لزومی هم نداره که خیلی به خودت فشار بیاری که تا دو هفته دیگه یه ترانه اجرایی بگی..یهو باد لاستیکات درمیره..خخخخ.. مگه ترانه خوب گفتم الکیه زمان میبره...هااااااااا.خخخخخ))
      • سلام مجدد :) خب برم سر اصل مطلب:هدف! منم قبول دارم که باید برای هرکاری هدف داشت وگرنه کم میاری و دیگه نمیتونی ادامه بدی...من قبلا هم گفتم...هیچ وقت نیمخوام یه ترانه سرای معروف بشم...نمیخوام درگیر اجرا بشم...من به زور و توی یه شرایطی که واقعا دوستام مجبورم کردن قبول کردم که چند تا از ترانه هام برن واسه اجرا...تقریبا هفته پیش ولی دلم راضی نیس! یعنی چجور توضیح بدم آخه! احساس فوق العاده خوبی بهم دست نمیده وقتی ترانمو با صدای یه خواننده میشنوم..مطمئنم نمیتونی درکم کنی چون هدفت با من فرق داره...میدونی اقای شعبانی توی هر زمینه ای هدف آدما مثل هم نیست...من شاید فقط بار اول یا دهم که ترانمو با صدای یه خواننده میشنوم برام جالب باشه...بعدش دیگه نه اون موزیک رو گوش میدم نه اون ترانم رو دوس دارم! شاید درک نکنید چی میگم ولی واقعا احساس واقعیم رو بهتون گفتم... من ترانه مینویسم...شعر سپید مینویسم و گاهی هم داستان...بعد بعضیاشو پاره میکنم بعضیاشم میسوزونم :)) بستگی داره به شرایط خخخخ در اینده هم از شاعر بودن استعفا میدم و دفتر شعرامو پرت میکنم یه جا که هیچکی دستش بهش نرسه تا چندین سال بعد بدم دخترم اونا رو بخونه! شاید به نرتون خنده دار بیاد..شاید حتی بهم بخندین یا مسخرم کنین ولی من از این بیشتر نمیخوام! البته این حس من توی این یه سالی بوده که مینویسم و شاید در آینده نظرم صدو هشتاد درجه تغییر بکنه! گفتم دو هفته دیگه به خاطر اینکه چند تا ترانه تقدیمی دارم توی بروز رسانی های آینده :) وگرنه من بهترین ترانه ای که تا به حال نوشتم و واقعا روش وقت گذاشتم سه ساعت بوده! احساساتم همه لحظه ای هستن!! مطمئنم مخالفم هستین ولی من فقط سعی کردم چیزی که حقیقته رو بهتون بگم...امیدوارم روز بروز موفق تر باشید و ترانه هاتون با صدای بهترین خواننده ها اجرا بشه موفق باشید و شاعر! (گلِ لاله قرمز)
  • سلام ماهی.بگم ماهی؟ یا نگم؟قضیه چیه؟ میشه اسم منم بذاری توی لیست؟خب بانو منم دلم ترانه خواست خخخخخ خوشبحال خانم بیراوند و هرکی که تو براش ترانه بگی. شور میزنه قلب من از شیرینیِ هر "دوستت دارم" گفتن که میدونم دروغه هرکی میگه دوسم داره یعنی نداره… این روزا حتی عطر بارونم دروغه عجب غمی توی شعراته ماهی.دل آدم گریه میخواد خب دختر
    • سلام یسنا جان دیگه نگو ماهی... مجبورم کردن این اسمو از رو خودم بردارم :( اتفاقا الان اگه یه سر به ایمیلت بزنی ترانه تقدیمیتو میتونی بخونی قابلتو نداره :) به خاطر همه روزایی که دستمو گرفتی... ممنون که ترانمو خوندی و متاسفم بخاطر چشمای خیست...
      • باشه عزیزم.دستت درد نکنه واقعا غافل گیر شدم.خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوب بود مایده.واقعا خوشحالم کردی عزیزم.شاد باشی:)
      • قابل تو رو نداشت یسنا جان(گل)
  • من ماهیِ دلتنگی ام توو ساحلِ غم چشمای تو ساحل ترین دریا رو داره بانو… بخند تا عکسِ نو از تو بگیرم لبخندِ تو خوشبختی رو یادم میاره سلام دوست گرامی. این بند خیلی زیباس
  • درود بانو خیلی هم عالی شده در مقایسه با کار قبلیت قابل قیاس نیست
  • این روزا تنها یک نفر مثل تو هست که رمز عبور شادی رو یادم میاره امشب رو با من هم قدم شو نازنینم این لعنتی بارون می خواد تا صب بباره / سلام مجدد بانو ... اشکم و در آوردید تو این ساعت ... خیلی آموزنده است این ترانه دقت کنید دوستان همین بند بالا رو فقط ... موفق
    • خوش به حال بانو بیرانون که با محوریت ایشون یکی براشون این جوری ترانه گفته چقدر زیبا و شاعرانه ..... موفق ....
      • سلام آقای پارسا خیلی خیلی ممنونم ازتون شما هم که فوری احساسی میشید و گریه میکنید:)))) ممنون از شما ممنون از نسیم
  • تمام قد باید زانو زد جلوی این ترانه و احساسات شما.... موفق.....
  • آروم میکردی گریه و پس لرزه هام و زیباااااااا....همین
  • سلام متئده عزیز تقدیمی زیبا و با احساسی بود مرسی
  • بسیار زیبا خانم نجفی آفرین
  • سلام مائده ی عزیزم مغناطیس الان حسودیم شد برا منم بنویس آجیییییییییییییی تو که اینقد قشنگ می نویسی برا منم بنویس. واقعا دستت درد نکنه این کارت خیل یقشنگ و ارزشمنده مائده جانم. موفق و مانا باشی مغناطیسم
    • سلام شکوفه جان... خواهر مهربونم راستش تصمیم گرفتم برای همه کسایی که دوستشون دارم یه ترانه تقدیمی بنویسم توام اسمت توو لیسته:) شمارت از تو موبایلم باز پاک شد:( الان دارم بهت میگم دیگه! بروز رسانی بعدی نه بعدیش یعنی جمعه هفته دیگه ایشالا اگه زنده بودم ترانه تو رو میفرستم آکادمی... خواهر مهربون و با محبتم:) مرسی(گل)
  • سلام به بانوی کوچک آکادمی... میدونی اومدم ماهی صدات کنم اما نخواستم... ماهیا به قلابها اعتماد میکنن...و قلابها برخلاف ماهی ها قلب ندارند... تو ماهی نیستی ،ماه ی...ماه... ماه توو آب می افته اما هیچ توری اون و صید نمیکنه...هیچ کس برای ماه قلاب نمیندازه...میدونی چرا؟ برای اینکه فقط کسانی که توو قعر، هستند آرزوی بالا اومدن رو دارند پس قلابها اونها رو بالا میکشند...و این بالا اومدن برای ماهی یعنی پایان... اما کسانی که جایگاهشون اون بالا بالاهاست رو نمیشه پایین کشید...با هیچ قلابی.....مثل ماه... من بهت لقب "ماه آکادمی" رو دادم..یادت هست؟ ماه دست نیافتنی اما مهربان... ترانه ات رو جایی یادداشت میکنم تا بعدها که بهترین ترانه نویس این سرزمین شدی فراموش نکنم چه افتخاری بهم دادی.... نمیتونم تشکر کنم.نمیشه....سعی کردم اما نتونستم... این جور وقتا نمیشه چیزی از احساسم بنویسم...فقط میتونم بگم:"تو فوق العاده ای" همین(گل)(گل)
    • نسیم عزیزم<۳ انقدر که کامنتتو دوس داشتم ترانمو دوس نداشتم! خودت فوق العاده ای دختر! من تو رو اندازه همه ی احساسِ خودت دوستت دارم... شاید اندازه جورابی که عطرش میپره:( میدونی که منظورم چیه؟ این ترانه کمترین چیزی بود که میتونستم در برابر محبت ها و لطفایی که بهم داشتی بهت هدیه بدم به تویی که شبیه ت توی زندگیم نیست.... تو مثل فرشته نجات من بودی... ناجی ببخشید که مجبور شدی عهدتو بشکنی... شاید بهتر بود پاییز سورپرایزت کنم:))) کامنتتو حفظ کردم... چقد حرفات بهم آرامش میده... حتی ممکنه با توصیفایی که کردی یروز یادم بره که ماهی بودم! یادم بره که... راستی:) یادم نمیره چقد دوستت دارم... ممنون (گل)
      • مرسیییی!! این حرفا چیه ماه بانو؟!:) منو خجالت نده... کدوم جوراب؟!؛))))))) من که چیزی یادم نمیاد؛)) آها! اون و میگی؟! فعلا با اون لنگ جورابه روزی سه وعده، بوخور کن...! تا یک هفته! سر یک هفته روبراه میشی!! همه ی مشکلات فراموشت میشه! البته میگن بعد از ترک کامل، به خود جورابه معتاد میشی!! گفته باشم؛))
      • اصلاح میکنم :*بوخور بگیر:))
      • تو خیلی طنز نویس خوبی هستی دیبا:)) جدی میگم! راستش ایمیلتو اول که خوندم با خودم گفتم نیگاش کن! به جای اینکه جدی باشه و دل داریم بده مسخره ام میکنه!!!! ولی چند بار بعدا که رو به راه خوندمش مردم از خنده! :)))) مخصوصا اونجاش که گفتی دماغشو عمل کرده و الهی قربان معشوقه هایت گردیده بشم:)))) وای خدای من! خیلی حالمو بهتر کرد.... خیلی... الان از داروخونه میام! سفارشاتو گرفتم بانو.... باشد که تاثیر گذار واقع گردد:)))) نگران نباش...میخوامت بانو<۳
      • اسم دخترت و بذار دیبا.از یسنا خیلی قشنگ تره.
      • راستش دیبا اسم یکی از دوستای مدرسه ام بود.البته اسمش نسیم بود ما بهش میگفتیم دیبا اسم دخترمو میذارم نگار... :)
  • این روزها حتی عطـــــــــــــــــــــــــــــر بارون هم دروغـــــــــــــــــــــــــــــــــــه ... زیباست