مشق شب

خط زده مشق شبم رو ، اشک گرمِ روی گونه م
باز دوباره مینویسم ، با تمومِ دل و جونم
مینویسم تا بدونی ، از سکوتِ خونه خستم
توی این تنهایی سرد ، از تبِ ترانه مستم
کاغذای پاره پاره ، من و حرفای دوباره
باز ترانهء جدایی ، دردی که چاره نداره
شب رفتن تو انگار ، دلم از سینه جدا شد
قلبِ آفت زده من ، خرمن خاطرها شد
حالا حرفام پُرِ بغضِ ، توی این کوچه بن بست
غیر تنهایی و گریه ، حرف تازه ای مگه هست ؟؟؟
نه پری برای پرواز ، نه امیدی به رهایی
ای فرشته جدایی ! ، وقتشه…، بگو کجایی؟؟؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: