جانباز شیمیایی

تو هم مثل ما زنده ای و تو هم
داری مثل ماها نفس میکشی
نفس میکشی اما تو هر نفس
داری پاتو از زندگی،پس میکشی

صدات چند ساله مونده توی گلوت
تو جسمت یه عمره که پرپر شده
خودت بوی باروت خوردی ولی
تنت چند ساله معطر شده

چه قول و قراری داری با خدا
چه عشقی تو دلت جا مونده حاجی؟
یه عمری درداتو به جون خریدی
بری تو بغل معبود جاشی

تو اونموقع رفتی که امروز من
بدون هراسی نفس میکشم
ببخش میدونم که انقد بد شدم
دارم دور تنهاییات قفس میکشم

اگه تو فراموش شدی ما اگه بد شدیم
ببخش که میدونیم خیلی مدیونتیم
اگه پرغروریم امروز،واسه این غرور
خدا شاهده خیلی ممنونتیم

تو هشت سال با دستای خالیت جنگیدی چون
میخواستی که راحت بخوابن….چشمای من
بریدن امونت رو این سرفه ها
که راحت بیان و برن……نفس های من

تقدیم به همه کسایی که بخاطر ما لذت نفس کشیدن رو از دست دادن…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: