بگو کی گفته خوشبختم؟؟!…

ببین دارم توو این دوری،غبار کهنه میگیرم
نمی بینی منو وقتی، دارم از غصه میمیرم

یه عمره با خیال تو،دارم با هرچی میسازم
ته این عشق بن بسته،دارم دنیامو می بازم

واسه بغض گلو گیرم،به کی میشه شکایت کرد
نمیشه از غمت رد شد،نگفت و هی رعایت کرد

بگیرم از شبای سرد ،که به تنهایی محکومم
ببین،دکتر نوشته که ،به سم عشق مسمومم

بغل کن قد یه امشب،منو دل بستگی هامو
به پای دوری میذارم،تموم خستگی هامو

چرا هر کی رو می دیدی،به من ترجیح میدادی؟
میخاستی که ازت رد شم؟،چقد تلخه این آزادی …

قسم خوردم به پای عشق، بمونم تا ته دنیا
هنوزم تا تهش هستم،فقط برگرد به این رویا

فقط برگرد ویارم باش،که پای عشق سرسختم
بدون تو کی دیده؟ نه،بگو کی گفته خوشبختم؟..

کنار پنجره تا صبح،به یادت اشک می ریزم
نه اشکالی نداره تو،بخواب، ازبغض سر ریزم

نمی خواستم بفهمی که،شبا تا صبح بیدارم
نمی فهمم چرا میگن،که دیوونم،یه بیمارم

اگه جرم من این عشقه،بذار محکوم غم باشم
شبیه حس وحال زن، برات میخاستم باشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سوگند صفا

من سوگند صفا متولد74/6/31 عاشق چارپاره و دیوونه ی ترانه .... بچه همدانم بخوانید،نه خود همدان،ولی فرزند ایرانم ،خود ایران.... دلم برای همه جا میزند...دست خودم که نیست...شاعر که باشی نه آرامش داری ونه قرار...ونه مکانی ثابت........شاعری ینی خانه به دوشی...