:: خیلی خستم ::

خیلی خستم
تو رفتی با نبودت ، خیلی خستم
ببین بی تو چقدر خالیه دستم
***
منی که تا ته خط با تو بودم
آره حقم نبود اینجور بسوزم
***
اگه سر تا پاتو طلا بگیره
اگه هر روز بگه برات می میره
***
تو بازم حق نداشتی دل ببری
تو که جون من و قسم می خوردی
***
حالا فهمیدم اون دلشوره ها بیخود نبوده
واسه شناختنت یه لحظه زوده
***
خدا جون عاشقش بودم و من بازیچه ی اون
ولی بازم نمی زنم تبر به ریشه ی اون
***
بزار هرجا که هست خوش باشه بازم
قسم به اسم تو دیگه باهاش کاری ندارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

525
۵

  • سلام علیرضا جان ترانه ات رو خوندم به امید بهترین ها دوست خوبم
  • سلام ترانه زیبایی بود توی یه فضای نسبتاً خوب و جالب و حال و هوای خاص و عاشقانه... اما : جناب کنعانی به قا فیه ها دقت کنید یه کو چولو که چه عرض کنم خیلی رعایت نشده بودند.... حس و حال شما رو دوست داشتم ولی متکی بودن به قواعد و قوانین ترانه سرایی چیزی هست که هر ترانه سرا چه تازه کار ونو پا...و چه ترانه سرایان صاحب نام دنیا و کشورمون باید بهش پایبند باشن .. ردیف،قافیه،وزن،و... از ابتدایی ترین چیزایی هستن که باید تو ترانه رعایت بشن و هیچ رد خوری م توش نداره .... کلمات و دایره لغات بعد از موارد بالا چیزی بود که تو ذوق میزد ..... من در کل این ترانه رو دوسش داشتم به خاطر انتقال حس خوب شما به مخاطب. این قسمت هایی که براتون میگم خیلی دوسشون داشتم ..** : سر تا پات و طلا بگیرم .. زیبا بود .. موفق......
  • موفق باشی علیرضاجان