باکلاسی

با کلاسی مثه تموم فیلمایی که
از کالکشن توی کشو داری
با کلاسی مثه پالتوی چرمیت
همیشه قانون وتو داری

دود می کنی با کاسترو تو هاوانا
دو سه نخ سیگار کوبایی
با توهمات حاصل از شیشه
گل کوچیک میزنی و روپایی

اسم اون دسرای خوشمزه ات
لکنت زبون میاره برام
من همینی ام که میبینی
شوآفْ باتو سختی داره برام

کافه موکا یا موکاچینو
یه چیزی بین این دو تا بودش
مزه ی خشک و تلخ و گرمی بود
تو میگفتی طبیعیه طعمش

پلمبیراتو دوست داشتم
اما نه اندازه ی کلمپه های ننم
آخ چه افطاریای خوبی بود
طعم خوب نذری های حرم

هنوزم با دو تا کورتادو
تو یه لیوان مست میکنی و میمیری؟
هنوزم سراغ فراپاچینوتو
از سوپری تگزاس چلنج میگیری؟

من که حافظم هنوزخط خطیه
هر شبم با تو بوده جز حالا
بودن اون روزا که خاطره نشد
منو غصه و درجه تبی بالا

تو به فال قهوه معتقد بودی
ولی من به فال حافظ و شانس
یه روزی آرزوی من این بود
که بشم پارتنرت توو دو سانس

اسم اون میکساژ خوشمزه ات
لکنت زبون میاره برام
من همینی ام که میبینی
باکلاسی سختی داره برام

بودنت با من اسباب خنده اس
من با تو بی آبرو میشه
راهی جاده ای دورم
غصه بازم داره شروع میشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: