پیامبر

این ترانه رو پارسال گفتم . ممنون میشم ایراداتش رو بهم بگید تا بتونم یه ترانه ی قوی ازش ویرایش کنم.
البته فکر می کنم اون قسمتی که آیه ی قران رو نوشتم از نظر وزنی به بقیه ش نمی خوره اما هنوز جایگزینی براش پیدا نکردم و از طرفی هم خیلی دوستش دارم و دلم نمی خواد حذفش کنم. به هر حال منتظر نظرات شما عزیزان هستم.

خورشید و سنگش میزنن
وقتی که شیطان پادشاس
تکرارِ تاریخو ببین
این رسم شوم ِ سایه هاس

حک میکنن تصویرشو
روی تن هر کاغذی
میسوزه کاغذ بوی جهل
این جاهلیت آشناس

خورشید و سنگش میزنن
چون مهر و عشقش کیمیاس
آیه به آیه خط به خط
نت های مهرش خوش صداس

ِاقراَ باسم ِ ربکَ
دنیا یه طوفان بلاس
کشتی به مقصد میرسه
وقتی محمد نا خداس

ِاقراَ باسم ِ ربکَ
دنیا مث غار حراس
مِهر محمد کیمیاس
این وعده ی حق خداس

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی شكوفه عبدلي

شكوفه عبدلي / یک قرن مرده بودم در انتهای فریاد دست مرا گرفتی، گفتی شکوفه برخیز برخاستم ولی نه، در این زمانه هستم حرف نگفته ای در این واژه های ناچیز امشب که با تو هستم ، جای دو چیز خالیست یک مولوی کم است و، دیوان شمس تبریز / آدرس وبلاگم: http://nmidanm.blogsky.com

  • سلام به نظرم کارتون پایان نا مفهومی داره و بیت های آخر هم همینطورن..... ببخشید
    • سلام و عرض ادب جناب پارسای گرامی خیلی خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتید. منم دارم اینجا یاد میگیرم و میخوام نظرات رو بدونم تا کارامو بهتر کنم و از نظرات هم استقبال می کنم. از همه ی نظرات استفاده می کنم. بازم ممنونم. موفق باشید
    • سلام و عرض ادب اقای دیواندری گرامی ممنون از نظرتون خودم هم همین فکرو میکنم باید پایان متناسبتر و محکمتری داشته باشه.
  • ببخشید که نبودم بانو ..... اما : خورشید و سنگش میزنن>>>چه تصویر زیبایی منظورتون همون جایی هست که هرکی به خونه خدا میره هفت بار شیطان رو سنگ میزنه که به نظر من کل بند ها یه طف و این مصرع یه طرف محکم و خوب شروع کردید وقتی که شیطان پادشاس تکرارِ تاریخ و ببین این رسم شوم ِ سایه هاس حک میکنن تصویرشو روی تن هر کاغذی می سوزه کاغذ بوی جهل این جاهلیت آشناس>>>تئی این بند خیلی کلی به مسئله نگاه کردید که من مخاطب زمانی که این بند رو می خونه خیلی باید تو فکر فروو بره تا متوجه منظور شما از این بند بشه که یکمی شرح دادن اون هدف شما توی این بند می تونه کمک بکنه تو جلو رفتن و روند پیش رفتن ترانه .... خورشید و سنگش میزنن >>>شاید تو نگاه اول تکرار مکررات به نظر بیاد ولی اینطور نیست (خورشید و سنگش میزنن)به دلیل وجود کیمیا و .... چون مهر و عشقش کیمیاس آیه به آیه خط به خط >>> این مصرع رو حذف کنید بهتره که داره هم وزن رو مدل خوندن رو تغییر میده که منم با این صحبتی که دوستان کردند درمورد کند شدن روایت موافقم انگار دیگه از این بند به بعد اتفاق خاصی تو ترانه نمی افته .... نت های مهرش خوش صداس ِاقراَ باسم ِ ربکَ >>>>نه بنظر من اگه مدل خوندن ترانه اینجا یه کوچلو تغییر منه این مورد که از وزن زده بیرون دیگه به چشم نمیاد ولی به طور کلی بله از وزن خارج هست این آیه ...که من جای ششما بودم همین بند رو نقطه عطفی قرار میدادم و این ترانه رو از نو می نوشتم .... دنیا یه طوفان بلاس کشتی به مقصد میرسه وقتی محمد نا خداس >>>اینجارو خیلی دوست داشتم شخصا چون احساس می کنم که ترانه سرا اوج احساسش رو به یگانه ناخدای شیعه داره ابراز می کنه و این رابطه داره به درستب در ذهن مخاطب القا می شه ... ِاقراَ باسم ِ ربکَ دنیا مث غار حراس مِهر محمد کیمیاس این وعده ی حق خداس>> توی این بند کیمیا دیگه تکرار مکررات هست و اگه ازش استفاده نمی کردید بهتر بود چون یه حسی به مخاطب شما دست میده که انگار یا این بند رو خونده یا با بازی کلمات این بند رو تکرار کردین با بند بالا ... من کلا نقد کردن بلد نیستم با نو این و خودتونم خوب میدونید که من تازه اول کارم...وهرچیزی که گفتم به خدا نه قرض ورزی ... نسبت به ترانه شما یا شخص شما بود ....من باور نمی شد که یه روزی اینقدر راحت و بدون استرس بتونم درمورد ترانه ی یکی از بهترین های آکادمی صحبت کنم ...... هرچی که گفتم من صرفا نظر شخصی هست و فاقد هرگونه استفاده دیگه برای شما ....خخخخ زیبا سرودید بانو من شخصا کلی لذت بردم از خوندنش .... به امید بهترین ها برای شما و ترانه های شما ... موفق.....
  • سلام و عرض ادب به همه ی دوستام عذر خواهی میکنم به خاطر دیر پاسخ دادن به کامنت هایتون از همگی تشکر میکنم.
  • ziba bod sorodane ingone ashar mahart mikhad k shoma darid bishtar edame bde vazne arabit k gofti khobe ro melodi doros mishe vali ja b jaee arkan ziyad dari masalan ghesmate aval bayad bgi vaghti k sheyton padeshas khorshido sangesh mizanan in mishe shekle sahihesh ...ag bishtar fk koni beytaye ziba tari b zehnet mirese: vaghti k sheyton padeshas sajde b khorshid mizanan ye ja b jaee arkane dgat ine k: roye tane har kaghzai hack mikonan tasviresho man fk mikonam in ja b jaeeha dalile in bode k ghafiyato hefz koni vali ghafiye am elhaghe azizam ham ghafi saye mishe gerye gelaye bishtar vaght bezar movafagh bashi
  • سلام دوست ارجمند وزن کار به هم نریخته. ( حتی در قسمت تلمیحی ) اما به نظرم دستمایه های کار کمی تکرای آمد. استفاده از نماد خورشید در جایگاه خوبی و شیطان نماد بدی و...
  • سلام بانو عبدلی اول اینکه ممنون از حسن انتخابتون و گفتن از دردانه خلقت. دوما تکرار قافیه ها بنظرم آزار دهندست و همینطور میتونید از زوایای مختلف پیامبر و شرایط حاکم اون زمانو توصیف کنید تا با توجه به قلم توانمندی که ازتون سراغ دارم تصاویر بکرتری خلق بشه. روایت فعلیتون خیلی مشخص نیس و حیفه موضوع به این جذابی اینطوری رها بشه. ببخشید جسارت بنده رو.شاد باشید.
  • سلام دو بند اول کارتون خوب بود ولی ادامه ش به نظرم یکم بهم ریخته
  • سلام من متوجه روایت این کار نشدم، اگه یه توضیح اجمالی بدید که به چه پدیده و مقطعی از تاریخ این کار اشاره داره، اونوقت بنده هم میتونم نظر نهایی خودم رو در مورد این کار بگم. اون قسمت آیه هم ، من خیلی راحت خوندم. میام دوباره.