زخمِ بارون

من از بارون همیشه زخم خوردم
قرار تو این و یادم میاره
رو چشمام وقتی چشماتُ می بندی
هوام ابری میشه بارون می باره

من امشب ردپای عشقُ دیدم
رو ویترین تن بارون دوباره
تو خاموشی شبهایی که مهتاب
یه عالم مهمون از ستاره داره

زمین و آسمون می رقصن امشب
برای جشن میلاد من و تو
ستاره میشه مرهم واسه زخمی
که خوردم عمری من از رفتن تو

من از جشن زمستونی می ترسم
یه جوری بغض پاییز داره انگار
مث (ل) چتری که روز رفتن تو
هنوزم باز مونده پشت دیوار

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • سلام سرکار خانم حفیظی متاسفانه به خاطر مشغله کاری در عرصه ترانه خیلی وقت نمی کنم به دوستان خوبم در آکادمی سر بزنم اما وظیفه خودم دونستم ترانه هاتون و بشنوم و لذت ببرم این اولین ترانه ای بود که ازتون شنیدم و بند پایانی ترانه تون و بسیار می پسندم در کل بسیار ترانه خوب و استخون داری بود با سپاس م-رامندی
    • سلام آقای رامندی خیلی خوشحالم که به ترانه ی من سر زدید و بعد از مدت ها توی آکادمی حضور دارید از حضور سبزتون سپاسگزارم با آرزوی بهترین ها
  • سلام نرگس عزیز کارت زیبا بود ترانه ات رو دوست داشتم مرسی
  • سلام نرگس خانم آفرین به این همه استعداد و ذوق هنری حس میکنم اگه یکی دو بیت دیگه ادامه داده بودید خیلی زیبا تر میشد موفق باشید....................
  • vaznet dochare irade azizam va inke khasti khas benevisi fk mikonam ziyad movafagh nabodi mafhome khasi o montaghel nemikone ja b jaee arkan dari masalan ghesmate aval in doroste: ino yadam miyare har ghararet kholase k nesbat b taranehaye ghablit khili zaeefe omidvaram rush bishatr vaght bezari narges jonam movafagh bashi
    • سلام دلارام جان از اینکه نظرت رو برام نوشتی خیلی ممنونم. عزیزم هر جایی که وزن ایراد داره رو لطفا برام بنویس و همینطور جابجایی ارکان رو. خیلی خوبه که هستی عزیزم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام نرگس عزیزم.همیشه موفق باشید
  • سلام خانم حفیظی . واقعیت اش رو بخواین کار شدیدااااااااا به دلم نشست ... انگار حس شادی و غم با هم درونش بود : زمین و آسمون می رقصن امشب برای جشن میلاد من و تو ... و بعد : من از جشن زمستونی می ترسم یه جوری بغض پاییز داره انگار مث (ل) چتری که روز رفتن تو هنوزم باز مونده پشت دیوار ... تنها چیزی که من باهاش کمی _ فقط کمی _ مشکل داشتم اینه که بعضی مصرع ها ( از نظر بنده البته ) خیلی روان خونده نمیشه مثل : قرار تو این و یادم میاره ... که صد درصد اشکال از طرز خوندن بنده اس ... خیلی خیلی خیلی خوشحالم خواهید کرد اگه به « برو » که توی لیست انتظار هست سر بزنید و ازش انتقاد کنین و با کارای قبلیم مقایسه کنین . براتون آرزوی سلامتی ، آرامش همیشگی و موفقیت می کنم ... در پناه حق ؛ یا علی ...
    • سلام آقای محمدی شدیدااااااااااااااااااا ممنونم از ابراز لطفتون این مصرع رو باید این طوری بخونید: قرار ِ تو این و یادم میاره حتما بهتون سر می زنم با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی ترانه زیبا و با احساسی سرودید موفق باشید
  • سلام خانم حفیظی ترانه تون خیلی خوبه. خصوصا از نظر معنی و احساس ارتباط عمودی کار علاوه بر اینکه خوبه ، فوق العاده ست جسارتا من با نقد جناب نوروزی موافق نیستم. اتفاقا ما توی محاوره از من اومدم و من رفتم زیاد استفاده می کنیم در کل کارتونو کاملا پسندیدم موفق باشید
    • دوست عزیز اون نظر شخصی من نبود و تموم اهل فن میدونن ، که ضمیر منفصب بعد از اومدم ضمیر متصل حذف میشه ، اگه شما هم‌در محاورتون میگید من رفتم و‌اومدم و نمیگید ، اومدمو رفتم ؛ دیگه جای بحثی نداره
      • من معذرت میخوام جناب نوروروزی! ... من غلط کردم!!!
      • ای بابا !!!! آقای حسنی. ما با هم دوست هستیم و اومدیم اینجا از هم یاد بگیریم. خواهش می کنم کمی با هم مهربان تر باشیم.
    • سلام آقای حسنی ممنون از حضور سبزتون. خیلی خوشحالم که کار اینقدر مورد پسند شما واقع شده. حضورتان همیشگی و سبز.مانا باشید. با آرزوی بهترین ها
  • سلام دوست ارجمند ترانه ی باشکوهی بود. تصاویر بسیار دلنشینی داشت. بند پایانی ترانه تان عالی بود. اما برای بهتر شدن ترانه ی زیباتان حیفم می آید چند نکته را یادآورر ی نکنم (تو خاموشی شبهایی که مهتاب یه عالم مهمون از ستاره داره) وزن بیت بالا شکسته است زمین و آسمون می رقصن امشب برای جشن میلاد من و تو ستاره میشه مرهم واسه زخمی که خوردم عمری من از رفتن تو من و تو - رفتن تو ( قافیه نمی شونذ)
    • سلام جناب شربتی از اینکه باز هم سعادت بود امضای شما پای ترانم باشه خوشحالم. جمله ی ترانه ی باشکوهی بود من رو به وجد آورد. خیلی ممنونم. اما مواردی رو که اشاره کردید: مورد اول رو حتما بازنگری می کنم. مورد دوم در واقع "تو" رو قافیه گرفتم که البته به اجبار بود. حتما در مورد این بند هم تجدید نظر خواهم کرد. یک دنیا سپاس با آرزوی بهترین ها
  • سلام ترانه ی زیبایی بود ، ، راستش من با گوشی میام و‌نظراتم از ده تا یکی ثبت میشه ، من این قسمت با وزن مشکل داشتم ، تو خاموشی شبهایی رو که مهتاب ، در این یند هم من به خاطر ضمیر متصل -,م در خوردم بایذ حذف میشده ، و البته در بند اهر هم یک جابه جایی بد واسه جور شدن قافیه اومده که شایسته نیست
    • البته شبهایی که مهتاب ،
    • سلام آقای نوروزی ممنون به خاطر حضورتون. خوشحالم که دوست داشتید فقط متاسفانه خیلی متوجه توضیحاتی که دادید نشدید. ممنون میشم در صورت امکان دوباره واضح تر به مواردی که اشاره کردید بپردازید. با آرزوی بهترین ها
      • در این مصرع تو خاموشی شبهایی که مهتاب ریتم ناقصه ، و حتی با وجود جمع اشتباهی که بستید ، شب هایی در ترانه گفته نمیشه و شبایی درسته ، چون از زبان محاورا خارج میشه ، بازم یک هجا کمه ، اگه میبود تو خاموشی شبایی رو‌که مهتاب بهتر بود ... که خوردم من ... اینجا شما ضمیر منفصل من رو فقط واسه پر کردن وزن اوردیم در حالی که خودضمیر متصل -م کافی بوده .. در حقیقت مثه اینه که بگی من رفتم و‌من اومدم .. که در محاوره اینو نمیگن و در ترانه هم همچنین ، اما نکته اخر جابه جایی های بین ارکان جمله س ، که شما در بند پایانی انگار و برای قافیع شدن با دیوار به انتهای بیت بردید که کاملا ساختارو به هم ریخته ، این جابه جایی ها در شعر پذیرفتس ولی در ترانه تا حدی مقبولع ولی نه زیاد .. موفق باشید
      • آقای نوروزی عزیز اول بگم که نظراتتون کاملا برای من قابل احترام هست و یک دنیا سپاس از اینکه وقت گذاشتید و با دقت خوندید و نظر دادید و همیشه مشتاق این گونه مباحث هستم. اگر نکته ای رو با بی سوادی خودم عنوان می کنم از دوستان خواهش دارم که در بحث شرکت کنن تا بتونیم به یک نتیجه ی مطلوب برسیم. با مورد اول موافقم (شبهایی) که در ترانه باید شبایی گفته بشه و از زبان محاوره خارج شده و ممنون به خاطر پیشنهادتون جهت اصلاح این مصرع. اما نکته ی دوم شما رو نمی پذیریم به این دلیل که دو تا هجا پشت هم نیومدن (که خوردم عمری من از رفتن تو) فکر نمی کنم قابل قبول نباشه. سومین مورد رو هم نمی تونم بپذیریم به این دلیل که ارکان جمله اونقدر زشت به هم ریخته نشده که ساختار رو به هم بریزه. سپاس دوست گرامی
  • سلام خانم حفیظی... ترانتون رو خوندم...زیبا و با احساس سرودین.. موفق باشید
  • سلام نرگس جان ترانتو خوندم به نظرم یکی از زیبا ترین ترانه هائی بود که نوشته بودی یادم نیست برات ترانه ی قبلیتو کامنت گذاشتم یا نه ولی ترانه هاتو حتما دنبال می کنم عزیزم امیدوارم که همیشه شاد باشی و سلامت
    • سلام سورمه ی عزیز چقدر با این کامنت پرانرژیت خوشحالم کردی. حضور سبزت توی ترانه ی قبلیم نبود اما خوشحالم که ترانه هام رو دنبال می کنی و بهم سر می زنی. تو هم همیشه شاد باشی و سلامت با آرزوی بهترین ها