مسافر

این ترانه هم جزو اولین سروده های من در دوران نوجوانی محسوب میشه اگه اشکالی داره باید ببخشید
مسافر
درسته من مسافرم درسته دورم از تو
دارم تو این شهر غریب همش می خونم از تو
یادت می یاد غروب پاییز سرد
قدم زدیم رو تن برگای زرد
خش خش برگارو به یادت می یاد
کاشکی بشه عمر سفر سر بیاد
خسته از این فاصله هام خسته از این جدایی
تا کی باید تنها باشم بگو گلم کجایی
عزیز من ببین که باز چه غمگین
ببین نشسته تو گلوم بی تو یه بغض سنگین
از تو چه پنهون دل من شکسته
ولی هنوز منتظر دیدن تو نشسته
حس می کنم خنده و گریه هاتو
یه وقت تو بی راهه نزاری پا تو
یه روز میاد که این سفر تموم شه
گریه برای هردومون حروم شه
بخند گلم بخند گلم عمر سفر کوتاهه
قربون چشمای توکه هنوز واسم به راهه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

550
۸