عشق در جبهه

عشق در جبهه
من میرم و بازم میام ، گلتُ پژمرده نکن
خدا طلب کرده دلم ، دلتُ آزرده نکــن
***
خدا حافظ دارم میرم ، لباسِ رزمم پوشیدم
تفسیر شد خواب دلم ، جامِ شهادت نوشیدم
***
اشک نریز عروسِ دل ، داماد رنگین آمـــــــده
چه زودِ برگشت از سفر ، با دردِ سنگین آمده
***
یادم میاد در سنگری ، دل نگهبانِ این دیـــــــار
همدرد تاریکی شدم ، نامه و عکست در کنار
***
گلوله ها در آسمان ، چون شمع روشن زنده اند
همرنگِ مهتاب و بهار ، نوایِ عشقت خوانده اند
***
خروش ِ توپ و تانک را ، در دلم آزاد می کنم
به یادتم من همیشه ، تو حمله دلشاد می کنـــم
***
تو با منی هر جا باشم ، شریکِ افتخارِ جان
جسم فنا کردم ولی ، دور نشو با من بــمان
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۲۷/۰۹/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

506
۴