یه جوری با چشمات نگام می کنی

چرا پای موندن نمیشی واسم
چی میشه اگه التماسم کنی
چی میشه وقتی سمت این در میرم
یه بار هم شده بی حواسم کنی

چقدر منتظر پا به پا میشدم
تا شاید یه دستی به سمتم بیاد
من از راه ِ رفتن پشیمون بشم
بفهمم دوستم داری خیلی زیاد

یه جوری با چشمات نگام می کنی
که انگار خیانت توی خونَمِ (خون)
نمی دونی از حرص حرفهای تو
میرم سمت اون جایی که خونَمِ (خانه)

از رگبار حرف های تو رد میشم
میرم سمت دیواری که پشتمِ
یه لحظه که اشکم می ریزه یواش
می فهمم یه حلقه توی مشتمِ

ببین حالم از گریه بدتر شده
با این حلقه افکار من بد شده
میرم سمت هر خاطره این روزا
تمام پل ها بین ما سد شده

یه جوری با چشمات نگام می کنی
که انگار خیانت توی خونَمِ (خون)
نمی دونی از حرص حرفهای تو
میرم سمت اون جایی که خونَمِ (خانه)

"نرگس"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • چرا پای موندن نمیشی واسم چی میشه اگه التماسم کنی چی میشه وقتی سمت این در میرم یه بار هم شده بی حواسم کنی مصرع سومش سنگین بود خوندنش واسم ببین حالم از گریه بدتر شده با این حلقه افکار من بد شده میرم سمت هر خاطره این روزا تمام پل ها بین ما سد شده بسیار این بند رو دوست داشتم نرگس جون
    • ممنونم ژیلا جان که ترانه رو خوندی. نقد و نظر شما دوستان خوب پای ترانه هام یه دنیا برام ارزش داره. حتما مواردی که اشاره کردید رو نه تنها توی این ترانه بلکه سعی می کنم توی ترانه های بعدی هم بکار بگیرم. به کار جدیدم سر بزن با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی.. در یک کلام هم موضوع بدیع بود و هم ترانه عالی... موفق و پیروز باشید
  • سلام ترانه بدی نبود ایراداتی داشت که دوستان عزیزم به اونها پرداختن به امید بهترین ها
  • تمام پل ها بین ما سد شده max vazn hame pol haye beynemon sad shode چرا پای موندن نمیشی واسمmaniyo nemiresone yani bi maniye b jash ye beyte jaygozin bezar k b zibaee taranat asib nazane nokteye dg ee nadare khili ziba bod va por az harfe taze
  • سلام مجدد خانم حفیظی بزرگوار :) ترانه زیباتون رو خوندم ... اول اینکه باید بگم من اصلا خودم رو در حدی نمی بینم که بخوام از ترانه کسی « انتقاد » بکنم ... چون خیلی خیلی خیلی کوچیکتر از این حرف ها هستم و خودم محتاج انتقاد ... ؛ ولی نظر شخصی ام رو میگم ... جسارت بنده رو خواهشا به بزرگی خودتون ببخشید ... ( در ضمن نظرات دوستان درباره ترانتون رو اصلا نخوندم که روی نظرم تاثیری نذاره ) : اول حسن های ترانه از نظرم : بیان احساسات به بهترین شکل ممکن ( چیزی که احتمالا بنده سالها طول می کشه تا بهش دست پیدا بکنم :( ) وزن حدودا مطلوب که البته اگر روان تر شه عالی تره ... ( که متاسفانه برعکس کار شما توی ترانه های خودم سکته خیلی زیاده ) و ... تنها اشکالی که به ذهنم می رسه ، تو این بند هست : یه جوری با چشمات نگام می کنی که انگار خیانت توی خونَمِ (خون) نمی دونی از حرص حرفهای تو میرم سمت اون جایی که خونَمِ (خانه) راستش به نظرم یه کمی استفاده از یه قافیه تو یه بند کار درستی نباشه و توی ذوق خواننده بزنه ... جسارتم رو خواهشا ببخشید فقط چیزی که به نظرم اومد گفتم ... براتون آرزوی سلامتی ، آرامش و موفقیت می کنم ... یا علی ...
    • سلام آقای محمدی راستش من از اینکه یه نفر اینقدر بگه من کوچیکم و در حد و اندزه نیستم احساس خوبی بهم دست نمیده. شما هم حتما نظراتتون محترم هست و اینکه در آکادمی هستید جایگاه خودتون رو نشون دادید. ممنون از نظراتتون. با آرزوی بهترین ها
      • متاسفم از اینکه باعث شدم احساس خوبی بهتون دست نده خانم حفیظی :( متشکر از این همه لطفتون ... یا علی ...
  • سلام با نو حفیظی. کار بسیار زیبایی بود و سیر سعودی کاراتونو نشون میداد. قسمت - چی میشه وقتی سمت این در میرم- بنظرم سکته داره. برقرار باشید و سبز.
    • سلام آقای قاسمی ممنون از اینکه هستید. خوشحالم که تونستم نظرتون رو جلب کنم حتما روی بندی که مد نظر شما و بعضی از دوستان بود کار می کنم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام نرگس خانوم زیبا زیبا بود خیلی زیبا........... من یه تازه واردم وحالا با ذنیایی از ترانه طرفم که عشق میکنم وقتی میخونم
  • سلام نرگس جان فکر میکردم واست کامنت گذاشتم! ببخشید! ترانتو قبلا خونده بودم و پسندیده بودم موفق باشی از رگبار حرف های تو رد میشم میرم سمت دیواری که پشتمِ یه لحظه که اشکم می ریزه یواش می فهمم یه حلقه توی مشتمِ
  • سلام نرگس جان.خیلی ترانه زیبایی بود ببین حالم از گریه بدتر شده با این حلقه افکار من بد شده میرم سمت هر خاطره این روزا تمام پل ها بین ما سد شده موفق باشی
  • سلام خانم حفیظی ... بنده امیر محمد محمدی عضو جدید هستم ... شرمنده الان اصلا وقت نداشتم ترانه زیباتون رو بخونم و نقد کنم ولی ازتون می خوام منو از نظر و انتقادای ارزشمندتون پای ترانه های بسیار ضعیف « مهم نیست » و « روبان سیاه » بنده که الان توی لیست انتظار هستند محروم نکنین ... ترانه تون رو هم سر فرصت می خونم و نقد خواهم کرد ( که صد البته اصلا لایق نقد کردن نیستم ) ... یا علی ...
    • سلام آقای محمدی خوشحال میشم که ترانه رو حتما بخونید و نظرتون رو هم بگید. من خودم مثل شما یه شاگرد تازه کارم. اما چشم اگر نکته ای به نظرم برسه حتما عنوان می کنم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام دوست گرامی چی میشه وقتی سمت این در میرم( وزنش شکست). نمی دونم ... شاید بشه از زوایای دیگه ای هم به موضوع عشق و خیانت و عاشقی و... نگاه کرد. شما حس خوبی دارید. وزن و قافیه رو هم می شناسید و اتفاقا در بیان احساسات هم مشکلی ندارید. اما... به نظر من شیوه ی روایت وداستانی که انتخاب می کنید جدید نیست...
    • سلام دوست گرامی ممنون بابت بیان نظرتون. بازم خوشحالم کردید که سرزدید و نقد کردید. من اول راه هستم و نیاز به پیدا کردن خودم دارم. قطعا این اتفاق میفته و خوب شکل گرفتن اون هم بر می گرده به نقد خوب و سازنده ی شما دوستان. امید که حضورتون همیشگی و سبز باشه با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی کازر زیبا و دلنشینی بود موفق باشین.
  • زببا و دل نشین بود.... من رو هم فرامکش نکنید منتظر نقد های شما هستم.... موفق...... ترانه شما هم مثل همیشه عاشقانه.... حالا ... موفق باشید.
  • سلام خانم حفیظی چی میشه "وقتی سمت" این در میرم - اگه وزن خیلی براتون مهمه این قسمت و "از رگبار" روون نیست. هجا ها درسته ولی وزن ایراد داره. بند ضعیفه ترانه: ببین حالم از گریه بدتر شده با این حلقه افکار من بد شده میرم سمت هر خاطره این روزا تمام پل ها بین ما سد شده نمی دونی از حرص حرفهای تو میرم سمت اون جایی که خونَمِ - ارتباط دونستن یا ندونستن شخصیت ترانه رو با رفتن راوی به سمت خونه رو نمیفهمم. اصلا خوده خونه خیلی بی مقدمه وارد ترانه شده. اصلا الان اینجا که دیالوگ ها داره رد و بدل میشه کجاست؟. به نظرم این دو مصرع کمترین ربط رو باهم دارن موفق باشید
    • سلام آقای زال نژاد چه موارد خوبی رو اشاره کردید. با قسمت اول موافقم. قسمت دوم رو خودم دوست دارم و فکر نمی کنم روون نباشه اینجایی که اشاره می کنم به رفتن یعنی من دارم از جایی که فکر میکنم خونم بوده دارم میرم به سمت جایی که می خوام برای زندگی انتخاب کنم. در واقع خونه ی جدید. شاید نتونستم خوب منتقلش کنم. سعی می کنم روی این قسمت هم کار کنم. از حضور سبزتون ممنون با آرزوی بهترین ها
  • از رگبار حرف های تو رد میشم میرم سمت دیواری که پشتمِ یه لحظه که اشکم می ریزه یواش می فهمم یه حلقه توی مشتمِ سلام نرگس بانو آفرین چه پیشرفتی تبریک عااالی بود
  • سلام نرگس جان. شما اگه دو ماه دیگه کار کنی، صد و هشتاد درجه تغییر میکنی! واقعا هر ترانه از ترانه ی قبلیش بهتره.آفرین عزیزم. چرا پای موندن نمیشی واسم... نمیدونم معنیش چیه؟ آخه میدونی با اینکه خودمم جوونم ولی بعضی اصطلاحات جدید جوونا رو بلد نیستم...شاید دلیل متوجه نشدنم همین باشه:)) از رگبار این قسمت هم باعث میشه زبون آدم یه لحظه بگیره:) این بند ، شاه بند این ترانه بود: چقدر منتظر پا به پا میشدم تا شاید یه دستی به سمتم بیاد من از راه ِ رفتن پشیمون بشم بفهمم دوستم داری خیلی زیاد و اونجا که گفتی میفهمم یه حلقه توی مشتمه آفرین دختر(گل)
    • سلام نسیم عزیزم چقدر این مدت تو فکرت بودم. همش منتظر بودم بیای ترانه هام رو بخونی و نظر بدی. ممنونم از این همه انرژی که بهم دادی. لطف داری. اما: منظورم از "پای موندن نمیشی واسم" این بوده که در واقع من دارم میرم تو کمک کنی من بمونم. دیدی میگیم "یه پایی هم نداریم جایی بریم" منظور همون دوست و رفیق و همسفر هست دیگه. اینجا هم در واقع از طرف مقابل انتظار داره که به خاطر عشقی که بینشون بوده ازش بخواد وایسه. اما دریغ... اتفاقا من خودم اینجا رو خیلی دوست دارم: "از رگبار حرفهای تو رد میشم" حس نکردم که باعث لکنت بشه. خیلی ازت ممنونم که امضات رو دوباره پای ترانه هام می بینم. تو این مدت از تو و بقیه ی دوستان خیلی یاد گرفتم. بوس دختر (گل) با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی... موضوع زیبایی انتخاب کرده بودید و توی انتقاق این موضوع به خواننده بسیار موفق عمل کردید..افرین... خیلی زیبا بود...موفق باشید