پل …

یه پل بین دو دنیا بود
دو دنیای جدا از هم
یکی دریا و بارونی
یکی خشکی، یکی ماتم
مثه پل بود عشق ما
میون جنگلو بیشه
یکیمون غرق شیطونی
یکیمون خسته همیشه
چجوری ممکنه این عشق
نفهمیدیم، نمیدونیم
ولی حال خوشمونو
به این تک راهه مدیونیم
هوای صاف احساست
با ابرای غرور من
عجین شد راحت و ساده
مثه خون تو رگ این تن
یه پل بین دو دنیا بود
یه پل شاید یه بیراهه
ولی حالا شده جاده
چراغش هم خوده ماهه
عجیبه که چقد ساده
یه عشق میتونه پل باشه
تو دنیای دوتا آدم
یه حس مشترک جاشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: