سراب

توی کوچه ی خاکی تهش بن بسته این راه
نمیخوای که بدونی چقد بی رحمه دنیا
اسیر یک نگاهی نمیدونی که فردا
میره برنمیگرده میمونی غرق رویا
بیدار شو این ی خوابه همه دنیا سرابه
تو خواب زندگی کردی حالا وقت جوابه
بگو تا که بدونم چرا از من بریدی
مگه تو این ترانه صدامو نشنیدی
ستاره بی قراره نگاش نوری نداره
میخواد خورشید ببینه همش تو انزواهه
گذر کن از دل غم که فردا انتظاره
میخواد روزای خوبو برات هدیه بیاره

ببین ترانه سیره دل غزل میگیره
وقتی صدات با هق هق تو حنجره میمیره
من اینجام تا بخونم بجات بجات آروم جونم
کلاغ پیر قصه ام رسیدم باز به خونه ام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: