امشب

« امشب »
به مـن پشت کـردی که بی ماجـرا
به خواب نرفــته تظاهــــــر کنی !
چقـد از من و این شبا خسته ای ،
که با خواب جامو میخای پر کنی؟

میخام عاشقــانه بـه تـو روو کنـم
میخام هــی بپیچــم به بال و پـرت
میخام تووی آغوش من دفــن شی
میخام بوســه هامـو بریزم ســرت

میخام بـــه تمــاشـا ببنــدم تــو رو
میخام مـوج مـوی تو رامـم بشـــه
میخام عــطرتـو از تنـت کـش برم
میخام قلبــت امشب به نامــم بشه

شبیــخون ِ لمس ِ سرانگشــت من
تـن ِ تو عجـــب مخــملْ آبادیــه !!
گــــروگـان ِ لبهـــامـــه لبـــهای تو
فقـــط خنــده هــات شــرط آزادیــه

ببین دوره افتـــاده چشمـــای مــن
داره رد چشــم تـــو رو مــی زنــه
می ترسم با پلـــکات دعــوام بشه
نخــاب ! کــه چشـای تو مال مــنه

میخــام از تو امشب بدزدم تو رو
میخــام راهتـو به خودت سد کنم
یه امشب غــرورو غلافـش کن و
بذا جای تو ، مــن به تـــو بد کنم

اگــه مثل مــن حستـــو روو کنی
یه شهرو شبونه به هـم می زنیم
تو پایه بشــی ، یک شبـم کافـــیه
هزارو یه شب رو – رقم می زنیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1030
۳۶

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون

  • کار زیبایی بود جناب جمشیدپور عزیز از خواندنش لذت بردم فقـــط خنــده هــات شــرط آزادیــه موفق باشین
  • میخام بـــه تمــاشـا ببنــدم تــو رو میخام مـوج مـوی تو رامـم بشـــه میخام عــطرتـو از تنـت کـش برم میخام قلبــت امشب به نامــم بشه عاشقانه زیبایی بود شاعر پیانده باشی دوست من
  • سلام ایمان جان.کار زیبا و پر از تشبیهات خوب.فقط یجورایی خط قرمزیه
  • واقعا لذت بردم
  • سلام آقای جمشید پور عاشقانه هاتون همیشه عالی و حرف نداره شبیــخون ِ لمس ِ سرانگشــت من تـن ِ تو عجـــب مخــملْ آبادیــه !! گــــروگـان ِ لبهـــامـــه لبـــهای تو فقـــط خنــده هــات شــرط آزادیــه
  • سلام کاکو...ترانه تون رو دوس داشتم...کلا همه ترانه هاتو خوندم...و از چندتاش واقعا خوشم اومد...موفق و سبز باشی
  • سلام خیلی خوب بود ولی با دو قسمت از کار کنار نیومدم اولی "ماجرا"، دومی "بذا جای تو ، مــن به تـــو بد کنم". منظورتون از بی ماجرا همون بدون علت و بی دلیله؟ ماجرا ناخودآگاه ذهن رو درگیر سوال میکنه و مخاطب در طول ترانه منتظره تا جواب سوالش رو از این ماجرا بگیره. با خودش میگه حتما یه ماجرایی بوده والا چرا راوی حرف ماجرا رو وسط کشیده!! بذا جای تو ، مــن به تـــو بد کنم - دوم شخص راوی رو تحویل نمیگیره و بی اعتنا به اون به ظاهر خودش رو به خواب زده؛ راوی هم داره سعی میکنه شرایط رو تغییر بده. هیچ جفا به خودی از طرف دوم شخص دیده نمیشه و تو این تغییری هم که راوی دنباله ریشه هایی از جفا و بد کردن به دوم شخص دیده نمیشه. به نظرم میشه بجای این مصرع چیز دیگه ای نوشت که مرتبط با موضوع باشه و به کار کمک کنه.
    • سلام جناب زال نژاد عزیز . اول بنده اولین بار کامنت شما رو پای کارهام می بینم پس تازه وارد هستید.اجازه بدید ورودتون رو به جمع پربار آکادمی تبریک بگم دوست عزیز. دوم بابت نقد و نظر سازنده تون سپاسگذارم و ممنون بابت لطفتون/ و در آخر منظور از "بی ماجرا" اینه که ماجرا به معنی اتفاق یا یه رویداد خاصه...حالا این چیزیه که مد نظر منه...البته در لفظ عامیانه ما جنوبی ها ماجرا به معنی دغدغه است...مثلا میگیم من ماجرای اینو ندارم که فلان اتفاق بیفته یا امثال این.در اینجا منظورم بیشتر بی دغدغه ست...و قسمت بعدی هم که فرمودین رو در کامنت جناب آقای شریفی جواب دغادم. ممنون بابت دقت نظر و لطفتون. سربلند باشید.
      • سلام بله همینطوره. یک دنیا ممنونم (گل) جوابی رو که در مورد "من به تو بد کنم" نوشتین رو خوندم، قانع شدم. اما همینطور که خودتون فرمودین کلمه ماجرا در خطه شما معنی دیگری بجز معنی عامه ی خودش میده و باید حق بدین که "ماجرا" منظور شما رو که همون دغدغه هست رو برای کسانی که در خطه شما زندگی نمیکنن و ماجرا رو فقط اتفاق و جریان میدونن نمیرسونه. شاید یک جنوبی هیچ مشکلی با مصرع شما نداشته باشه و کاملا منظور شمارو بگیره و تحسین هم بکنه اما یک شمالی براش قابل هضم نیست. اگر ترانه ی شما یک ترانه ی محلی یا فولکلور بود دستتون باز بود و ایرادی نداشت. ممنون که نظرمو خوندین و جواب دادین.
      • سلام مجدد دوست عزیزم. بااینکه در مجموع حق باشماست ولی این کلمه خارج از عرف و غیرقابل قبول نیست....اصلا جدا از اون معنایی که من اشاره کردم ، خود معنای ماجرا رو هم به کار ببریم باز بی معنی نمیشه گفتم که ماجرا یعنی رویداد اتفاق ..."به من پشت کردی که بی ماجرا"یعنی به من پشت کردی تا بدون اینکه اتفاقی بیفته یا چیزی بشه خودت رو به خواب بزنی....این دور از ذهن و ناملموس نیست... من میتونستم کلمه بی دغدغه رو به کار ببرم و بردم ولی خوشم نیومد دیدم اشاره خیلی مستقیمه عوضش کردم یا توی اون بیت که گفتم میخوام عاشقانه به تو رو کنم اول کلمه ی ناشیانه بود با اینکه جذاب و جالبه و تا دقیقه نود هم همین کلمه بود ولی دیدم این کلمه مناسب این فضا سازی نیست عوضش کردم. ممنون که نظرت رو بهم انتقال میدی رضای عزیز...موفق باشی
  • سلام آقای جمشیدپور عزیز خیلی خوشحالم که بازم ترانتون رو میخونم خیلی زیبا بود فقط جسارتا چرا میخوام رو میخام نوشتید؟
    • سلام خانم معصومی عزیز... خیلی لطف دارید. در مورد کلمه میخوام حق باشماست عیب از یبنده س که بنا به یه عادت بد خیلی از کلمات رو نادرست مینویسم... ان شاءالله رفع می کنم..پ سپاسگذار و موفق باشید.
  • شبیــخون ِ لمس ِ سرانگشــت من تـن ِ تو عجـــب مخــملْ آبادیــه !! گــــروگـان ِ لبهـــامـــه لبـــهای تو فقـــط خنــده هــات شــرط آزادیــه سلام ایمان عزیز خیلی ناب و زیبا بود واقعا میگم مخصوصا بند بالا شاهکاره آکادمی به امثال شما نیاز داره امیدوارم همیشه ازت ترانه بخونم ایمان جان تبریک موفق و پیروز باشی
    • سلام دوست عزیزم. جنای یاری بزرگوار. شرمنده می کنی من لایق این همه لطف شما نیستم.من اینجام تا از شما و دوستان ترانه سرا یاد بگیرم... ممنون و سپاسگذارم. موفق باشید.
  • سلام ایمان جان. چقدر حضورت حس خوبی میده بهمون. یاد اوایل ورودم به آکادمی افتادم که تو هر بروز رسانی ترانه های قوی تو می خوندیم. این ترانه هم عالی بود. فقط من با "شبیــخون ِ لمس ِ سرانگشــت من" زیاد ارتباط نگرفتم.
    • سلام دوست و یار مهربون آکادمی یاسر عزیزم. چقد خوشحالم که هستی و دنبال می کنی کارهامو. در مورد اون مصرع منظور لمس کردن تن معشوق هست لمس کردن بوسیله سر انگشت ها و اونقدر زیاد و بی امان که مثل شبیخون بنظر برسه... ممنون از دقت نظر و همراهیت یاسر جان سربلند باشی رفیق.
  • سلام آقای جمشید پور واقعا زیبا بود ترانتون واقعا از خوندنش لذت بردم اول فکر کردم از کلمه ی می خوام شاید زیاد استفاده کردین بعد به خودم گفتم تو اجرای ترانه بعضی وقتا تکرار واقعا زیباست
  • بسیار دوس داشتنی بود این اثر
  • از عباران زیبایی استفاده کرده بئدید قافیه هایی که کمتر از اونا استفاده میشه فقط روی املای واژگان دقت کنید! ...
  • سلام جناب جمشیدپور نمیدونم کار اوله ازتون میخونم یا نه اما این کار خیلی ناب بود واقعا حضورتون تو آکادمی یک نقطه قوت خواهد بود
    • سلام خانم قنبری عزیز. بنده اولین باره اسم شمارو پای کارم و توی این آکادمی می بینم ورودتون رو خوش آمد می گم و از نظر لطفی که دارید سپاسگذارم. موفق و سربلند باشید.
  • سلام با آقای شریفی موافقم. تعابیر خوب و جالبی به کار بردید. با آرزوی بهترین ها
  • به مـن پشت کـردی که بی ماجـرا به خواب نرفــته تظاهــــــر کنی ! چقـد از من و این شبا خسته ای ، که با خواب جامو میخای پر کنی؟ میخام عاشقــانه بـه تـو روو کنـم میخام هــی بپیچــم به بال و پـرت میخام تووی آغوش من دفــن شی میخام بوســه هامـو بریزم ســرت میخام بـــه تمــاشـا ببنــدم تــو رو میخام مـوج مـوی تو رامـم بشـــه میخام عــطرتـو از تنـت کـش برم میخام قلبــت امشب به نامــم بشه شبیــخون ِ لمس ِ سرانگشــت من تـن ِ تو عجـــب مخــملْ آبادیــه !! گــــروگـان ِ لبهـــامـــه لبـــهای تو فقـــط خنــده هــات شــرط آزادیــه ببین دوره افتـــاده چشمـــای مــن داره رد چشــم تـــو رو مــی زنــه می ترسم با پلـــکات دعــوام بشه نخــاب ! کــه چشـای تو مال مــنه میخــام از تو امشب بدزدم تو رو میخــام راهتـو به خودت سد کنم یه امشب غــرورو غلافـش کن و بذا جای تو ، مــن به تـــو بد کنم اگــه مثل مــن حستـــو روو کنی یه شهرو شبونه به هـم می زنیم تو پایه بشــی ، یک شبـم کافـــیه هزارو یه شب رو – رقم می زنیم
  • ترانه زیبایی ازت خوندم ایمان جان بعضی تعابیر جالب بودند: گــــروگـان ِ لبهـــامـــه لبـــهای تو فقـــط خنــده هــات شــرط آزادیــه یا: میخام عــطرتـو از تنـت کـش برم در یکی دوجا متوجه منظورت نشدم: شروع کارت برای بنده گنگ و مبهمه، اشاره به خواب و.... میشه اگه دوست داشتی یه توضیحی بدی ممنون میشم. یا: یه امشب غــرورو غلافـش کن و "بذا جای تو ، مــن به تـــو بد کنم">>> متوجه " من به تو بد کنم " نشدم!. پایان بندی کارت خیلی خوب بود. موفق باشی.
    • سلام دوست عزیز و بزرگوارم جناب شریفی. خوشحالم که همچنان کارهای این حقیر رو دنبال می کنید... ممنون از لطف بی دریغتون... در مورد نکاتی که گفتین باید بگم کل کار روایت یه زوجه که رابطه سردی دارند... معشوقی که خودش رو به خواب زده و تظاهر میکنه خوابه و عاشقی که در آرزوی داشتن یک شب عاشقانه با معشوقشه...که فضای کار در واقع به تصویر کشیدن آرزو و خیال عاشق از یک شب عاشقانه در کنار معشوقش هست. در مورد اون بیتی که فرمودید:"یه امشب غرور و غلافش کن و..." باید بگم که اشاره به سردی معشوقه که ناشی از غرورش هست که اون هم همچین تمایلی در وجودش هست ولی حالا بخاطر غرور یا دلخوری بروز نمیده و این باعث بوجود اومدن این سردی و فاصله شده و منظور از بد کردن معشوق همین غروره که این فاصله رو رقم زده و بد کردن عاشق که در پایان اون بیت اومده یه جور طعنه ست...یجور معکوس نماییه مثل ضرب المثلی که بین خودمون هم رایجه که میگیم " یه امشبو بد بگذرونین..." این یه چیزی توی همین مایه هاست. از ضعف کارم و اینکه نتونستم منظورمو خوب بیان کنم شرمندم... باز هم سپاس از حضور دلگرم کننده شما دوست عزیزم.