خسته از دنیای با تو

من خسته از دنیای با تو
ویرونه ام , یه کوچه گردم
تنهایی تو تاریکی شب
من کوچه هارو دوره کردم
خسته شدم از این هیاهو
از این همه ترس و تشویش
می خوام یکم آزاد باشم
تو زندگی , روزای در پیش
نگام خیرس به سایه ی مرگ
یعنی میشه بهم نزدیکترشه
دیگه خسته از این جان کندن محظ
می خوام که زندگیمون زود گذرشه
ببین بارون , داره بارون می باره
ولی دیگه بارون فایده نداره
یه دنیا عشق دیدم زیر چترم
ولی تأثیری رو من نمی ذاره
شاید امشب خدای مهربونم
به حال ما دو تا غصش گرفته
عجب حال و هوایی شده امشب
خدا هم مثله ما گریش گرفته
بیا منو بکش با کشتن من
توی جهان یکم غوغا به پا کن
بیا رحمی کن و غاتل من باش
بیا با کشتنم بلوا به پا کن
ببین بارون , داره بارون می باره
ولی دیگه بارون فایده نداره
یه دنیا عشق دیدم زیر چترم
ولی تأثیری رو من نمی ذاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

792
۱۵