ی مشت قرص

من از دست حرفای تو آخرش به مرز خداحافظی میرسم

عذابم نده بسه خسته شدم دیگه باورم شد که من بی کسم

به دنبال جایی که تو خلوتم خودم رو ازین غصه راحت کنم

یه مشت قرصو ریختم کف دستمو تا شاید یه کم استراحت کنم

میخام عشقتو از سرم پاک شه، میخام اسمتو دیگه یادم نیاد

میخام با جنون تو دیونه شم که دیگه کسی به سراغم نیاد

چقدر زجر داره غرور نگات، چقد حس اینکه نباشی بده

سر انتقام دارم از چشم تو، بیا و ببین چی سرم اومده

یه چشمم به قرصای تو دستمه، یه چشم به ساعت تو کی میرسی؟

زمانی که من تو کف این اتاق دارم جون میدم از سر بی کسی

یه مشت قرصو ریختم ته استکان، یه لیوان آب تا کما کافیه

واسه تو به این حالو وروز افتادم، شبیه یه ساعت میره ثانیه

میخام با همین حال دل بکنم میخام با همین حس عذابت بدم

خودتو بزن خواب فدای سرت، دیگه بعد ازین از تو خوابت میرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: