چشم به راه

چشم به راه … (بهانه ای برای همیاری شما دوستای خوبم)

طنین خنده های دلنشینت
هنوز با خاطرات من اجینه
به جای "ما" میون جمله هامون،
فقط اسم من و یه نقطه چینه…
کنار تو پُرم از حسِ بودن
نگاه تو پناه لحظه هامه
همه جا و همیشه لمس دستات
مث رویای شیرینی باهامه
کنار پنجره میشینم هر شب،
شبِ مهتاب و یاد روی ماهت
سکوت و انتظار و بیقراری،
من و شمعدونی های چشم براهت…
من و بارون و اشک و بی پناهی،
من و دلواپسی های مکرر
تو و دل کندن از هرچی که اینجاست،
من و آشفته حالی های بدتر…

مرضیه عبداللهی (صبا)

سلام دوستان عزیزم. چند وقتی بدلیل مشکلاتی نبودم کنارتون. مدتیه ترانه نوشتن برام سخت شده و این وضعیت خیلی اذیتم میکنه :(
به قولی دچار فلج قلم شدم :(
این ترانه یکی از کارای اولیه و قدیمی م هستش. به این بهانه فقط خواستم دوباره بیام تو جمعتون و ازتون راهنمایی بگیرم که چه کنم دوباره برگردم به دنیای نوشتن؟؟ البته نوشتن متون ادبی هنوز همراهمه و ذهنم برای نوشتنش آماده ست. اما ترانه نویسی حس زیباتری بهم میده که مدتیه برام سخت شده.
گاهی تک بیتی به ذهنم میرسه یا نهایتش دو یا سه بیت. اما ادامه دادنش به شدت سخته برام. انقدر تک بیتی و دوبیتی نوشتم این مدت که بی پایان موندن… :(
ممنون میشم از تجربیاتتون و نظراتتون بهم بگید و خوشحالم کنید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: