مرگ تدریجی

رفتی و احساس من در هم شکسته
قلبمو روحم به خاک و گل نشسته

شیشه ی اندوه قلبم ریخت ، انگار
فاصله شمشیر زده توو قلب افکار

رفتن تو مرگ فرداهای من شد
مرگ تدریجی رویاهای من شد

تو حصار بغض خندم گیر کردم
من برای دیدنت هم دیر کردم

تا رسیدم رفته بودی ، رفته بودی
از من و عشقم همیشه خسته بودی

داغدار عشقمونم این شبا
بی وفایی ، بی وفایی ، بی وفا

با تو مرگِ دردَمو دلواپسی
بی تو دنیا میشه پر از بی کسـی

سوز دل توو واژه هام پیدا شده
از ترانه ام عشق من رسوا شده

خواهشم اینه : اگه رفتی ، برو
تا نبینی خاک سرد قبرمو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و درود زیبا سرودید بانو ... موفق...
  • سلام زهرا خانم...ترانه تون کمی رنگ و بوی شعر داره ...که بهتره تو ترانه های بعدیتون به این نکته توجه کنین.. مصرع ۱۳ بنظرم مبهم بود و مصرع ۱۴ هم بااینکه تعداد هجای یکسانی با مصرع قبلیش داشت اما روون خونده نمیشد..بند اخر هم مشکل قافیه داشت..هرچی بهتر و بیشتر بنویسید ترانه هاتون بهتر میشه و مشکلات قافیه و وزن هم از بین میره...خودمم این ایرادارو داشتم و دارم و سعی میکنم بهتر بشم فقط خلاقیت تو ترانه رو فراموش نکن...ترانه های منم دنبال کن...سبز باشی
    • سلام آقای شعبانی . ممنون از وقتی که گذاشتین بله حق با شماست و خودمم این رو احساس کردم . درمورد مصراع سیزده و چهارده هم بله حق باشماست و ممنون از دقتتون ... انشالا که ترانه های بعدیم بدون مشکل یا حداقل با مشکلات کمتری بشن ..:) شاد و پیروز باشید
  • سلام خانوم شاهسون زیبا بود و به امید بهترین ها