هیچ شامپانزه ای نمیخنده

صفحه ی دومِ شناسنامه م
بنویسین تارک الدنیا
مثل شامپانزه ای که خوابش برد
وسطِ ازدحامِ آدمها

وسطِ سیرک و ژانگولر بازی
بغض میکرد و باز می خندید
درد می ریخت از سر و کولش
هیچکی اما اونو نمی فهمید

شک بین گذشته و فردا
فرق بین سکوت با فریاد
من یه شانپازه ام که چن نسلو
از مسیر جهان عقب افتاد

هفت میلیارد قفس برای جهان
هفت میلیارد آدمِ مرده
حالم از جهانِ بی دستات
خوب میدونی که بهم خورده

خواب بودم ، "جهان تکامل یافت"
احمقانه ست اصول داروینی
تو توو آغوش شوهرت خوابی
اشک های منو نمیبینی

هیچ شامپانزه ای نمیخنده
زندگی مون یه سیرکِ غمگینه
من یه مردم که عشقشو داره
تو لباسِ عروس میبینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام ترانه ی زیبایی بود از خوندنش لذت بردم .....
  • سلام جناب حسن زاده. خیلی کار جالب و خلاقانه ای بود.آفرین. موفق باشی دوست من.
  • سلام معین جان خلاقیتت عالی بود تعابیر ترکی و حسی که توش بود به همچین ترانه ای نیاز داشتم ولی با نقهای آقای میرزایی هم موافقم با نکاتی که دور از چشم بود و گفتن و من هم استفاده کردم میگم تا عالی شدن فاصله داره موفق باشی دوست من
  • درود معین عزیز ه ترانه زیبایی چه روایت قشنگی از عشق و جدایی داشتی خیلی عالی بود احسنت
  • سلام کاکو...ترانه ات رو خیلی دوس داشتم...پشتش فکرو ایده بود...افرین...بنظرم ترانه ات بهترین ترانه بروز رسانی بود...ترانه های منم دنبال کن بخصوص ترانه جدیدم...سبز باشی
  • سلام.نقد رو که جناب میرزایی زحمتش رو کشیدن. ناگفته ها گفته شد. و من در ادلمه میگم: درود به قلم شما. فوق العاده زیبا. از بهترینهای این بروز رسانی بود.
  • سلام آقای حسن زاده کارتون زیبا و درخور تحسین بود. مخصوصا شروعش: صفحه ی دومِ شناسنامه م بنویسین تارک الدنیا کارتون پتانسیل یه کار عالی شدنو داره. اما به نظر من هنوز فاصله داره تا عالی شدن. شما پر قدرت ترانه رو شروع کردین. من مخاطب در سه چهار بند اول، واقعا باهاتون همراه شده بودم و در حال لذت بردن بودم. اما از بند سوم به بعد، کار به نظرم افت داشت. به نظرم کارکردی که در نهایت از «تکامل» و «شامپانزه» گرفتین، اونقدر قوی و موثر نیست که توصیفاتون از دنیای شامپانزه هست. هفت میلیارد قفس برای جهان هفت میلیارد آدمِ مرده حالم از جهانِ بی دستات خوب میدونی که بهم خورده اگه شما تو دنیا هفت میلیارد قفس می بینید و هفت میلیارد آدم مرده، این چه جور تکاملیه؟ شما از خواب بودنتون طی تکامل شکایت دارید در حالی که تکامل رو هم فرآیند مثبتی نمی بینید. آدم ها رو مرده می دونید، اما از شامپانزه بودن خودتون ناراضی هستین. این جوری بگم که: آدم های مرده نمی تونن شما رو از عشقتون جدا کنن. اگه آدم ها تکامل پیدا کردن و شما عقب رفت داشتید، باید اونا یه چیزی بیشتر از شما داشته باشن. این در تناقض با بند بعدی هست که میگه: «خواب بودم جهان تکامل یافت» احمقانه است اصول داروینی نتیجه این که ترانه ی شما تکامل رو هم باعث دوری شما از عشقتون به حساب میاره و هم نمی آره!!! در نهایت با خوندن کارتون این سوال به ذهن من خواننده می رسه: اگه «تکامل» رو از کار بگیرم، و به جاش «خواب» رو جایگزین کنم («خواب بودم، جهان تکامل یافت») چه لطمه ای به کار می خوره؟ این شامپانزه چه کارکردی توی کار داره؟ با خوندن کارتون، این تکامل نیست که باعث جدایی از عشقتون شده، بلکه خواب بودن، و ناآگاهی شماست. ---------------------------------------------------------- هفت میلیارد قفس برای جهان هفت میلیارد آدمِ مرده حالم از جهانِ بی دستات خوب میدونی که بهم خورده هفت رو که می دونید «ت» از تلفظ ساقط میشه و هف خونده میشه، که قشنگ نیست حالم از جهان بی دستات، هم تو وزن نیست: «حالم از این جهان بی دستات» خواب بودم ، "جهان تکامل یافت" با این که قسمت "جهان تکامل یافت" رو جدا کردید، اما باز هم «یافت» با زبان کار نمی خونه و توی ذوق می زنه. هیچ شامپانزه ای نمیخنده زندگی مون یه سیرکِ غمگینه من یه مردم که عشقشو داره تو لباسِ عروس میبینه گفتید زندگی "مون"، منظورتون زندگی شامپانزه هاست ولی خوب نیست. اگه می گفتید ما شامپانزه ها نمی خندیم، اونوقت «زندگی مون» ایرادی نداشت. الان دقیقا مشخص نیست "مون" به کی بر می گرده. عشقو تو لباس عروس دیدن غم انگیز نیست؛ اگه شما همراهش لباس دومادی پوشیده باشید. مصرع آخرتون باید این مفهومو برسونه که عروستون رو در عقد دیگری می بینید (نه خودتون)، اما از این مصرع، لزوما چیزی که مدنظرتونه برداشت نمیشه. زیاد حرف زدم چون از کارتون لذت بردم. با همه ی حرفام در استعدادتون شکی نیست. موفق باشید
  • سلام آقای حسن زاده. بسیار لذت بردم از ترانه قشنگتون. ممنون از این ارسال استادانه.
  • جالب بود کلمات و نوع روایتتون از عشق و جهان رو توی کارتون دوست داشتم. موفق باشید.