***(امواج احساس)***

خرداد ۹۴

امواج احساس

هرچند دیگه هیچ امیدی نیست
اما هنوز منتظرت هستم
من ساده دلتنگت شدم هر بار
زمانی که از من می رنجیدی

دست دست نکن برای برگشتن
از ته دل هق هق زدم امشب
چشمای من از گریه خون می شد
هر بار که تو با اون می خندیدی

داری چشات و ساده وی بندی
روی من و امواج احساسم
هرشب با عکسای تومی خوابم
دل شوره هام هم قد دنیامه

تعبیر کابوس من این شب ها
سه چهار تا شعره که غم انگیزه
بوسیدن اون روی ماه تو
هرشب فقط تو خواب و رویامه

آینده ی این عشق مشخص نیست
تکلیف تو با دنیا روشن کن
ترجیح دادی پول و به احساس
بدون فراموش کردن آسون نیست

هرکس قلم دستش گرفت هرگز
شاعر نمی شه ژست نگیر واسم
چی کار باید کرد با غم دوریت
درد جدایی آخه آسون نیست

دیدن روی ماه تو حالا
یه آرزو شده تو این روزا
هر چند دیگه هیچ امیدی نیست
چشمات من و عاشق ترم کرده

اینجا تو این دلتنگی می پوسم
فردای بعد از تو برام مرگه
ما سهم هم نیستیم تو این دنیا
آبی که رفته برنمی گرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و عرض ادب عذر خواهی میکنم بات تاخیرم ترانه تون زیباست و حس قشنگی داره گفتنی ها رو دوستان گفتند و منم دیگه زیاد حرف نمی زنم. یه بار دیگه بابت ترانه ی سلام عاشقانه ازتون تشکر می کنم این از لطف و مهربانی شماست. سپاسگزارم به امید موفقیت های روز افزون شما
  • سلام. ..... کارتو دوست داشتم ......ولی مشکلات فروانی تو کارات می بینم که تا روشون تمرکز نکنی ...نمی تونی حل شون کنی .... احساست تم دوست ناشتم ....? بدرود.
  • سلام جناب رجبی بزرگوار. من الان موفق شدم ترانه ی سلام عاشقانه رو توو انجمن پیدا کنم و بخونم. ممنونم از لطف بیکرانتون به من، مایده،شکوفه و همه ی بچه های آکادمی. نشد که کامنت بذارم چون هرچی تلاش میکنم از طرف سایت ایمیل تایید دریافت نمیکنم. شرمنده ی شکوفه هم شدم.نتونستم از خجالت شکوفه هم درآم. دلتون شاد:)
  • سلام محمد عزیز احساست رو دوست دارم دوست دارم بیشتر ازت کار بخونم.
  • سلام ترانه ی با احساسی رو خوندم. قصه خوب پرداخت شده اما درگیری کلماتی شده که تکراری هست و خیلی ها گفتن. که البته فکر می کنم توی بیشتر ترانه های آکادمی به چشم می خوره. نقدی رو که آقای میرزایی براتون نوشتن خوندم که فکر می کنم بسیار خوب نوشتن. قطعا شما در راه درستی قدم برداشتید و انتظاری بیشتر از این از شما هست. با آرزوی بهترین ها
  • سلام آقای پارسا ترانتونو خوندم بسیار زیبا بود واقعا احساستونو زیبا انتقال دادین ولی اینجا فکر می کنم اشکال تایپی داشتین داری چشات و ساده "وی بندی" " می بندی" درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟ و این قسمت که نوشتین "دل شوره هام هم قد دنیامه" اینجا برای من این سوالو پیش میاره که آیا دنیای شما از نظرتون کوچکه یا بزرگ البته این نظر شخصیمه "سه چهار تا شعره که غم انگیزه" اینجا رو احساس کردم خواننده ای که می خواد ترانتون رو بخونه یکمی براش خوندنش سنگینه باز هم نظر شخصیه منه قافیه ها در بند های مختلف رعایت نشده بود و در بند آخر به نظر من باید گفت آب ریخته شده که شما گفتین آبی که رفته چون فعل رفتن برای جاندار بکار برده میشه البته باز هم این نظر شخصیمه و ممکنه درست نباشه در نهایت باید بگم که واقعا احساستونو خیلی خیلی زیبا بیان می کنین واقعا میگم و در مورد اشکالاتی که از نظر خودم گفتم امیدوارم که جسارت بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید
    • سلام حرف شما درسته وی بندی غلط هست و تا حالا کسی به دقت نظر شما با این کار ارطباط برقرار نکرده بود ....(می بنده) دل شوره هام هم قد دنیامه :دنیای یک مرد همسرش یا عشقشه (جسارتن) حلا این تصمیم که کوچک یا بزرگه دست مخاطبه که با هر دوتاش می تونه ارطباط بگیره... در بند آبی که رفته بر نمی گرده: منظور اینه که دیگه نمی شه موقعیت قبل رو این رابطه پیدا کنه چون حرمت ها شکسته شده و پل هایی که پشت سره طرف بوده خراب شده .... مصرع قبلشم گفتم ...ما سهم هم نیسیم تو این دنیا ...؟ بله منم برای جان دار به کار بردم ....این یک ضرب المثل هستش .... باز شاید من اشتباه می کنم ... این که شما زمان گذاشتید و این کارو با دقت تمام مطالعه کردید منت بر من حقیر و ناچیز گذاشتید ....قرار بر این نیست که هر بزرگواری بخواد منو نقد کنه و نظر شخصی و دید گاه خودش ودر باره ی هر کدوم از ترانه های من بگه من ناراحت شم ...من اومد که این اتفاق بیو فته و اگه نیو فته آکادمی اومدن من هیچ فایده ای نداره...لطفا بازم منو نقد کنید با هر ادبیاتی که دوست دارید و صلاح می دونید ....اگه هرکس ناراحت می شه بشه ..ولی من جزء اون دسته از آدما نیستم .. من اومد که مورد قضاوت قرار بگیرم و با راهنمایی ها و راه کار های شما بهتر بشم.... نه مثل همه که اکتفا میکنن به چند تا کلمه ی کلیشه ای احساس تون و دوست داشتم.... کار زیبایی بود... که به درد هیچ کدوم از ماها نمی خوره ...آزار دهنده است برای من این کلمات .. ....من منظورم هیچ شخص خاص و گروه خاصی نیست ....یکی از لازمه های پیشرفت توی این عرصه نقد هست که جناب زال نژاد به طور خلاصه اشاراتی کردن درصفحه شخصی شون ...... جسارت بنده رو ببخشید بانو ...نمی دونم چرا دوست داشتم این همه صحبت رو یک جا باشما و توی این کامنتدر میون بزارم... به امید فردایی بهتر برای ....شما موفق...
  • سلام ... خیلی ترانه ی زیبا و با احساسی بود ... موفق تر باشید ....
  • سلام دوست من کارتون خیلی فضاسازی و احساس خوبی داره اما چرا قافیه ها ناقصه؟!
  • سلااااااام خوبی جناب رجبی؟من شرمنده نتم قطع بود میام میخونم
    • باشه مشکلی نداره گفتم شاید دیگه خوندن شعرای من برای شما یه شوخی بیش نباشه ... بعد از ترانه مادر... که همه بزرگای آکادمی اومدن.... موفق بودی .... موفق تر باشی گلم ....
      • وای داداش من این چه حرفیه خدا میدونه اصلا اصلا اینطور نیست من از لطفت واقعا ممنونم خیلی خوبه که کارامو شما میخونی و نقد میکنی من دوست دارم نقدای همه دوستان که البته شما همیشه لطف داشتی به من
      • سلام. ......... خوندین ایمیل تون و ... بانو. من منتظر جوابم .....
  • سلام محمد حسین جان، نمی دونم از کیه می نویسی، اما تازه نفس به نظر میای کارت اتفاق نویی نداره. تعابیر بارها توسط خیلی ها گفته شده و اتفاق شاعرانه هم کمه تو کار. هنوز منتظرت هستم دل تنگت شدم هق هق زدم امشب هر شب با عکسای تو می خوابم ما سهم هم نیستیم و امثالهم اگه ابتدای راهی، باید بگم رو مسیر نسبتا درستی قرار داری، وزنت تقریبا کامل رعایت شده و غیر از یه مورد ایراد قافیه نداری. باید سعی ات این باشه این دو مورد رو یاد بگیری اما از شاعرانگی کار هم نباید غافل شی. قافیه هارو خیلی دور انداختی، برای شروع پیشنهادم اینه چهارپاره بنویسی. تشخیص قافیه های دور از هم برای مخاطب کمی مشکله. معمولا این خلا با انتخاب یه وزن کوتاه و یا قافیه های بینابینی (نه پایان بیت) جبران میشه. اما گاهی هم قافیه های دور استفاده میشه بدون لطمه به کار که نیاز به تبحر داره: می پرم از خواب شبو لباسمو تن می کنم چراغو روشن می کنم خونه رو پرسه میزنم تا خود صبح با خودم همه ش کلنجار میرم تا بلکه خوابم نبره نیای به خواب دیدنم آرایه های ادبی رو بشناس و استفاده کن، این به کارت که الان بی روحه، روح میده. نباید جملاتی که همه جا استفاده میشه رو وارد شعرت کنی. همینطور نباید احساستو مستقیم با مخاطب در میون بذاری. شاعر کسیه که حرفاشو پشت پرده می زنه. رو بازی نمی کنه. جملاتش دوپهلوئه. اگه قراره از غمش بگه، به گفتن «من غمگینم» اکتفا نمی کنه. اما بررسی کارت: هرچند دیگه هیچ امیدی نیست اما هنوز منتظرت هستم من ساده دلتنگت شدم هر بار زمانی که از من می رنجیدی دست دست نکن برای برگشتن از ته دل هق هق زدم امشب چشمای من از گریه خون می شد هر بار که تو با اون می خندیدی (خارج از وزنه، هر بار تو با اون می خندیدی، که لازم نیست) دو بند بالا، بدون آرایه ادبی شاخص هستند. از بند بعدی هر جا آرایه دیدم بهت میگم: داری چشات و ساده می بندی روی من و امواج احساسم (امواج احساس: ترکیب اضافی، تشبیه) هرشب با عکسای تومی خوابم دل شوره هام هم قد دنیامه تعبیر کابوس من این شب ها سه چهار تا شعره که غم انگیزه بوسیدن اون روی ماه تو (تشبیه صورت به ماه) هرشب فقط تو خواب و رویامه آینده ی این عشق مشخص نیست تکلیف تو با دنیا روشن کن ترجیح دادی پول و به احساس (اصلا قشنگ نیست. اصلا چرا نباید ترجیح بده؟) بدون فراموش کردن آسون نیست هرکس قلم دستش گرفت هرگز شاعر نمی شه ژست نگیر واسم (معشوقه ت کی ادعای شاعری کرد، این ادعا چرا انقدر ناگهانی وارد کار شد؟ چی کار باید کرد با غم دوریت (ایراد وزنی) درد جدایی آخه آسون نیست (آسون نیست این بند و بالایی ردیفن، قافیه نداری تو این قسمت) دیدن روی ماه تو حالا (تشبیه تکراری، حالا برای پر کردن وزن اومده) یه آرزو شده تو این روزا (روزا هم کارو بدتر کرده) هر چند دیگه هیچ امیدی نیست چشمات من و عاشق ترم کرده اینجا تو این دلتنگی می پوسم فردای بعد از تو برام مرگه (تشبیه ضعیف) ما سهم هم نیستیم تو این دنیا آبی که رفته برنمی گرده (ضرب المثل و یه جورایی حسن تعلیل) می بینی که آرایه های ادبی استفاده شده خیلی کمه. پیشنهادم خوندن زیاد شعر و ترانه است و دقت در تشبیه ها، استعاره ها ،کنایه ها، آشنایی زدایی و ترکیبات اضافی و ... استفاده شده در اونها اینا رو برای ادامه کارت گفتم، نه مشخصا همین کار. در کل اگه ابتدای راهی، کار معقول و مناسبیه اما برای ادامه راه، باید بیشتر مطالعه کنی. موفق باشی
    • ممنونم چقدر کامل و صریح و بدون هیچ تعارفی ...... دقیقا یه همچین نقدی رو نیاز داشتم من .... چی بگم ... درسته ... خدا خیرت بده ....الهی خوش بخت شی ..... موفق....
  • سلام آقای رجبی عزیز.. خوب هستید؟ ببخشید که دیر به ترانتون سر زدم من ازبین ترانه زیباو بااحساستون همون بندی رو انتخاب میکنم که فقط شامل ردیف بود.. آینده ی این عشق مشخص نیست تکلیف تو با دنیا روشن کن ترجیح دادی پول و به احساس بدون فراموش کردن آسون نیست هرکس قلم دستش گرفت هرگز شاعر نمی شه ژست نگیر واسم چی کار باید کرد با غم دوریت درد جدایی آخه آسون نیست به نظر من اصلا اصول مهم نیست دربرابر احساس و شما هرواژه دیگه ای غیر ازاین میذاشتین اینقدر خوب قلب آدمو تکون نمیداد:) واقعا باعث افتخارمه که کارای شمارو میخونم... ولی یه نظر شخصی.. من ترانه"سلام عاشقانه " رو خیلی خیلی خیلی خیلی بیشتر دوست داشتم:) به قول خودتون موفق...
    • راستی.. یادم رفت:) بهار می آید... این را می دانم... او دروغ نمی گوید...
    • سلام .... شما انقدر خوب صحبت می کنید که من دوست دارم فقط شما صحبت کنید و من گوش کنم ....به قول یکی از اساتید دوران دانشگاهم...سخن شما گیرا ست... به خدا اگه کسی هم کارام و نخونه و هیچ دید گاهی هم برام نذاره اصلا ناراحت نمی شم ...نمی گم برام مهم نیست ولی یه سری چیزا ها توی آکادمی هست برام که از ترانه مهم تره برای من ... . اونم دوستی ها و رابطه ها است که با یه نگاه گذارا می شه دید که داره کم رنگ می شه ..... مهم هست توی اصول ترانه سرایی ترانه سرا به یه قوانینی پای بند باشه...اما .....هرچی کلمات قولبه سولوبه و قا فیه های جدید و جون دار توی ترانه بیاری مثل (محسن شیرالی)دلیل بر خوب بودن ترانه و قوی بودن اون نیست (نظر شخصی) شما می تونین ببینین که کسی مثل(مریم حیدر زاده...مهرزاد امیر خانی...حسین صفاو...)حتی تو مسا حبه هایی که من ازشون خوندم و با یه سرچ تو ( net) می شه پیداشون کرد ....به صراحت می گن قافیه ها صرفا نمی تونن باعث گیرایی و موفق بودن ترانه بشن .... اما هرکسی برای هر کاری نیاز به یه انگیزه داره ....و انگیزهی من کسانی هستند که بی وقفه منو نقد کردند و همیشه و در همه حال از من حمایت کردند .... شما از ترانه (سلام عاشقانه خوش تون اومد و همین برای من کافی بود تا این ترانه رو نتشر کنم که کردم... اما نه توی آکا دمی ...(انجمن) و چشم ترانه ی بعدی که از من توی آکا دمی می بینید (سلام عاشقانه ) هست .... برای من همین کافی که فقط شما دوسش دارید ....... می خوام ریا بشه و همین جا جلوی چشمای یه عالمه عاشق ترانه () بابت تمام لطفی که شما شخصا به من و ترانه هام داشتید تشکر ویژ و قدر دانی بکنم .... شما با این کامنت من و نابود کردید ...... بهار می آید… این را می دانم… او دروغ نمی گوید… یعنی شما هم فهمیدید ...که چی شده .... (.......................................................................................................................)
      • آقای رجبی شما منو یاد یه سری اتفاقایی میندازین که.... واقعا بعضی حرفا رو نمیشه زد بعضی چیزا فقط حسه و حسه و حس... مثل همین چند جمله ی به ظاهر ساده: بهار می آید… این را می دانم… او دروغ نمی گوید… فقط میتونم بگم خوشحالم که هستین چون تنها دلیل همین یذره بودنه درگیر خاموشی منم شما و شکوفه هستین من اون ترانه رو هم تو انجمن خوندمو هم منتظرم اولین کامنتو توی آکادمی بزارم.. ممنون که اینقدر زیبا مینویسید.. قصه از این جا شروع شد که تورو دوباره دیدم یه سلام ساده با یک چشم تو چشم عاشقانه واقعا دیگه نمیتونم چیزی بگم.. موفق..
      • سلام مجدد.... من که هرچی بگم کمه در مقابل این همه حس خوب ..... اما: شما جزء کسانی هستید که اشک من و با ترانه هاتون در آوردید ...از نظر من شما ملکه آکادمی هستید .....هیچ کس نمی تونه از "تو سیگاری ترین مردی که معتاد نفس هاتم"تن ترانه" دل بکنه .... گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روز سحر مینشینی لب حوض تا بیاید از راه از خم پیچک نیلو فر ها روی موهای سرت بنشیند یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد گاه یک سنجا قک همه ی معنی یک زنگی است (سکوت )....... بهار می آید… این را می دانم… او دروغ نمی گوید…
  • سلام محمد حسین عزیز ترانه زیبایی بود سبک کارت رو دوست داشتم البته وقتی نقش قافیه در کار کم رنگ میشه و اینقدر تعداد قافیه ها کم میشن، خیلی باید در انتخاب قافیه ها دقت کرد. بعضی ها من رو متهم می کنن که خیلی درگیر قافیه هستم، ولی واقعیتش اینه که مثلا در کار زیبای شما اگر همین چند قافیه هم درست انتخاب نشن، اونوقت معیار ما برای ترانه بودن اثر از دست میره و نمی تونیم نثر شاعرانه رو با ترانه یا شعر تمایز بدیم. صد البته که کار شما وزن و قالب درخوری هم داشت. پس باز هم تاکید می کنم کاش قافیه رو در "بدون فراموش کردن آسون نیست ... درد جدایی آخه آسون نیست" اصلاح کنید. شاد باشید
    • سلام جناب سرمدیان بزرگوار...... شما علاوه بر قلب پاک .... دانش کافی هم درون شما قابل لمس .... حق با شماست ....من اگه زیاد پای کار نقد نمی زارم دلیلش کم لطفی نیست ...من هنوز خودم و در اون سطح نمی بینم که بخوام ترانه های شما رو که از بهترین های آکادمی هستید نقد کنم ..... حق با شما ست ....من کارام اول مشکل رسم الخط داشت و همه او مشکل رو به من گوش زد می کردن و حالا ....عروض و قافیه ....که حرفای همشون درست و بر مبنای بهتر شدن من و ترانه هامه... اطلاعاتت اگه به روز نباشه این مشکلاتم به وجود میاد.. من فکر می کردم که این کار درسته و نبود .... اگه نظر شخص تون و بابت ویرایش این بند به من برسونید....(اگه زحمتی نباشه ) ممنون می شم ... موفق....
  • آینده ی این عشق مشخص نیست تکلیف تو با دنیا روشن کن ترجیح دادی پول و به احساس بدون فراموش کردن آسون نیست هرکس قلم دستش گرفت هرگز شاعر نمی شه ژست نگیر واسم چی کار باید کرد با غم دوریت درد جدایی آخه آسون نیست سلام محمد رضای عزیز چقد فاصله گرفتی با ترانه های قبلیت و داری خوب پیش میری تبریک به خاطر پیشرفتت قافیه هم دقت کن عزیز من حیفه این ترانه ی قشنگ نبود با قافیه نمره منفی بگیره ؟؟؟؟ دقت کن برادر من موفق باشی و نا امیدی ممنوع
    • ممنونم علی جان حق با شماست.... من ایان کارو می کنم که شما دوستان برای یک بارم که شده پای کارام ببینمتون.....خخخخخ چشم دوباره بگردی مشکل میتونی پیداکنی .....اگه زخمتی نباشه..... موفق ./....
  • سلام آقای رجبی ترانه ی نسبتا خوبی بود فقط توی قسمت تو قافیه گذاری دقت نکرده بودین موفق باشید
  • سلام و درود محمد جان گل،ترانه زیبایی بود آفرین موفق و پیروز باشی
  • سلام آقای پارسا ترانه ی خوبی بود کلیت کار رو دوس داشتم درمورد ردیف بودن آسون نیست که دوستان اشاره کردن پیروز باشید وسربلند
  • درود محمد حسین عزیز خیلی ترانه با احساسی بود احسنت ایراد قافیه فقط داشت امیدورم این دوستتون هرچه سریعتر از بند رهایی پیدا کنن
  • سلام محمد حسین عزیز. با نظر خانم بیرانوند کاملا موافقم. ولی کلیت کارتو دوس داشتم و به قصه رو خوب پرداخته بودی. آفرین. البته انتظار من ازت خیلی بیشتره. موفق باشی دوست من.
    • سلام محمد جان.... منم با نظرات ایشون موافقم ..... این نظر لطف شماست..... من سعی میکنم از روی واقعیت بنویسم.....اگه بد می شه برادر بزرگوارم شرمنده..... اگه ردیف و قافیه مشکل داره .....من مقصرم.....و اگه از موضوع و احساسات به کار رفته توی کارام مشکلی می بینی من سعی می کنم دروغ ننویسم...وتا احساس و موضوع نو و راستین با شه... اگه مشکلی هست منو به بزرگواریت ببخش گلم.... به امید اینکه ترانه های بهتر ی از من بخونی.... انشا اله.... موفق......
  • سلام. زیبا و با احساس... کاملا مشخصه که توو مسیر درستی دارید حرکت میکنید و این مسیر با کمی تلاش و بیشتر دویدن، به موفقیت ختم میشه. قافیه ها خیلی از هم دور نیافتادن؟ یعنی من خودم مجبور میشدم دنبال قافیه بگردم و این حواسم و از ترانه ،پرت میکرد. و توو این دو تا بند ینده ی این عشق مشخص نیست تکلیف تو با دنیا روشن کن ترجیح دادی پول و به احساس بدون ***فراموش کردن آسون نیست*** هرکس قلم دستش گرفت هرگز شاعر نمی شه ژست نگیر واسم چی کار باید کرد با غم دوریت درد جدایی**** آخه آسون نیست **** اینجا فقط از ردیف استفاده شده.ردیف"آسون نیست" ولی قافیه نداره...چرا؟! ولی در کل خیلی به دل نشست. به قول خودتون: موفق...:)
    • اصلاح میکنم:خط پنجم کامنتم : *آینده ی این عشق مشخص نیست
      • سلا م ... از حضور مجددتون ممنونم من خودم احساس می کنم که یکمی زود عمل کردم و این کار نیاز به ویرایش داره... اما : من این ترانه رو ۱۹/۰۳/۹۴ نوشتم .... بعد برای یکی ازخواهرای گلم فرستادم که الان توی حبس هست و از پشت میله های () منو نقد میکنه ...من هر کدوم از کارام سوژه دارن و بلا فاصله تقدیم میکنم کارو به اون سوژه ولی ایشون تنها منتقد کار های صد من یه غاز من هستند و جدی بدون هیچ تعارفی کار هامو شخصیت منو مورد چالش قرار میدن ...انقدر از این کار خوشش اومد که از من درخواست کرد بدون هیچ ویرایشی بزارمش توی آکادمی....و برام اصلا مهم نیست که چی قراره بشه بانو .... ولی یه خواهش از همه که میان و این کامنت رو می بینن ... برای آذاد شدنش دعا کنید ...من اهل کولی بازی نیستم اما....شمارو قسم میدم به اشکای مادراتون واسش دعا کنید که هرچی زود تر از () بیاد بیرون و کارای منو نقد کنه ......اون متخصص شعر(نو سپید هایکو و غزل) .... ما الان داریم به ماه رمضان نزدیک میشیم ایام ضربت حضرت و ..... براش دعا کنید ..... ممنون از همه.... با نو ممنونم از حضور مجدد..... بله ویرایشش می کنم .... موفق.....
      • سلام.ایشالا که هم ایشون و هم همه زندانی ها از پشت میله ی () آزاد بشن.الهی آمیییین
      • ممنمونم گلم .... (گل)
      • نیازی به اصلاح نداشت کلا معلوم بود.....
      • .
  • سلام آقای پارسا من تازه به آکادمی اومدم و دعوتتون میکنم ترانمو بخونید کارتون سرشارازاحساس بود.خیلی دلنشین بود ولی اینجا: آینده ی این عشق مشخص نیست تکلیف تو با دنیا روشن کن ترجیح دادی پول و به احساس بدون فراموش کردن آسون نیست هرکس قلم دستش گرفت هرگز شاعر نمی شه ژست نگیر واسم چی کار باید کرد با غم دوریت درد جدایی آخه آسون نیست قافیه رو رعایت نکرده بودید. موفق باشید