تمدن

تمدن جهل پوشیده، لباسی که پر از درده
گرونه قیمتش اما، لباس ِ مارک ِ نامرده
تفاخر می کنه حتی، به رسوایی و بی رحمیش
توحش توی رگهاشه، میخواد به غار برگرده؟؟

مث ِ یه پادشا مغرور، میگه از نسل ِ قابیل ِ
دوای درد این احساس، فقط سنگ و ابابیلِ
اهانت می کنه راحت، به انسانو به حرمتهاش
کجای این اهانت ها، تو قرآن و تو انجیلِ؟؟

تمدن زهر نوشیده، شرابی که نفس گیره
چه بد مسته نمی دونه، با این مستی کجا میره
داره میره تو آتیشو، جهنم رو به روش بازِ
تمدن جهل پوشیده، دوباره داره میمیره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی شكوفه عبدلي

شكوفه عبدلي / یک قرن مرده بودم در انتهای فریاد دست مرا گرفتی، گفتی شکوفه برخیز برخاستم ولی نه، در این زمانه هستم حرف نگفته ای در این واژه های ناچیز امشب که با تو هستم ، جای دو چیز خالیست یک مولوی کم است و، دیوان شمس تبریز / آدرس وبلاگم: http://nmidanm.blogsky.com

  • سلام شکوفه جان گفتن از تمدن اونم به صورتی که امروزه باهاش مواجهیم کار ساده ای نیست و نیازمند پرداخت بیشتر و دقیق تره تو ترانه های اجتماعی به عقیده ی من باید اسیب شناسانه و با دید باز صحبت بشه باید یه دید همه جابنه و جامع داشت بسبت به تمام عناصر موضوع مدنظر و تا جایی که میشه باید ساده نویسی رو کنار گذاشت و حقیقت موضوع رو در زیبا ترین لباس ممکن به مخاطب نشون داد به عبارتی باید تمام توانتو بذاری و یه کار کم نقص ارائه بدی با تمام این اوصاف کارت خوب بود البته نه اونطور که باید باشه و ازت انتظار میره بازم میگم این نظر منه و میتونه درست نباشه موفق باشی عزیزم
    • سلام عزیزم ممنونم از وقتی که گذاشتید هر کسی زاویه ی دیدی داره که مختص به خودشه از طرفی همه چیز را همگان دارند و من نوعی بضاعتم همین بوده البته سعی می کنم در کارهای بعدیم پخته تر عمل کنم. به هر حال ممنونم ازت موفق باشی
  • سلام شکو جون آفررررررررررررین
  • سلام خانم عبدلی ترانه ی روون و رسایی بود اما نکته ای که به نظرم می رسه بگم اینه که موضوعی که کار کردید نیاز به پرداخت بیشتری داره.(همانطور که حامد جان هم گفتند) درسته که بیت های قشنگی در کارتون وجود داره و کلیت کار از نظر من ضعیف تلقی نمیشه. اما چیزی که ذهن من مخاطب رو در این کار به خودش جلب می کنه بیان تفکرات ذهنی شاعر در مورد پدیده های تمدن امروزی هست و مقوله ای حساس به اسم جهان بینی، وقتی شما قفل دلتون رو باز می کنید و جان مایه ی آنچه که در دنیا با چشم دل می بینید رو روایت می کنید، طبیعتا انتظار من اینه که با توصیف و تفسیر بیشتری اهم ماجرا رو بشنوم و بتونم قضاوت جامعی از اصل ترانه داشته باشم. با تعابیری که استفاده کردید به طور کامل تمدن رو تخریب کردید (این برداشت منه و قطعا با دیدگاه شما فرق داره). علت این برداشت، همون طور که گفتم کم بودن متن ترانه است. یک کلمه به خودی خودش بی مفهومه و چند خط بر روی کاغذه. مفهوم ذاتی، زاییده ی تفکر و تصویرسازی ذهنی انسانه. وقتی شما واژه ی تمدن رو در ترانه به کار می برید اصلا هیچ جوره نمیشه با توصیفاتی که از تمدن می کنید کنار اومد. چون ذات کلمه تمدن در زندگی بشر مفید و لازم بوده و این رو به نظرم میشه از بدیهیات دونست. حالا ایرادهایی که در تمدن امروزی به وجود اومده نباید ریشه ی تمدن رو زیر سؤال برد. البته باز هم میگم برداشت ناقص من به علت توضیحات نا کامل ترانه است. من از جمله افرادیم که گاهی اوقات با تمام وجودم از تمدن متنفر میشم ولی همین من بعضی اوقات تمدن رو تنها راه نجات بشر می دونم، پس می بینید مثلا برای من نوعی نوشتن ترانه ای که حاکی از جهان بینی من در مورد تمدن باشه چه کار سختیه. و اصولا به خاطر همینه که کلا دنبالش نرفتم. به هر حال بازم میگم از خوندن ابیات زیبای ترانتون لذت بردم شاد باشید
    • سلام و عرض ادب خیلی ممنون از حضور و نگاهتون شاید حق باشماست و من باید بیشتر روی پرداختش کار کنم. چقدر خوبه که ترانه میتونه آدمو رو به چالش بکشه و فکرشون رو درگیر کنه. اما من برخلاف شما دوست دارم چنین کارهایی رو بنویسم چون باعث میشه هم خودمو بهتر بشناسم و هم دیگران رو. خیلی برام جذابه از طرز فکرهای دیگران و نحوه ی نگاهشون مطلع بشم خوب این ترانه رو بذارید به پای مهمون وقتایی که منم به عنوان یه انسان از تمدن متنفر میشم میخوام ازش گله کنم و دلم میخواد حرف دلمو بزنم . دلم میخواد ازش انتقاد کنم. نمیشه؟ ولی به هر حال تمام نظراتبرای من قابل احترامه و دست همه ی عزیزانی رو که کامنت گذاشتن می بوسم. موفق باشید.
  • سلام و درود. تصویرسازی ها خوب بود و البته فضاش هم متفاوت بود با بقیه کاراتون. موفق باشید.
  • سلام. شعرتان زیبا است. اما اینکه می فرمایید مخاطب می تواند هر برداشتی داشته باشد، وقتی امکان پذیر است که ابزار این فضای خالی برایش فراهم شود. نمی شود گفت: (تمدن زهر نوشیده) و بعد ادعا کرد که مخاطب هر برداشتی خواست بکند. مثلن برداشت کند ( تمدن زهر ننوشیده) وقتی شما مستقیم گویی می کنید جایی برای کنش و واکنش ذهنی باقی نمی ماند البته. اگر به جای کلمه ی تمدن که ( مفهوم) است و جزء کلمات معنی به حساب می آید کلمه ی دیگری می آوردید که پتانسیل استعاه یا نماد شدن را داشت. می شد برداشت های گوناگونی از متن حاصل کرد. بگذارید از استاد سخن خاقانی بزرگ بیتی جهت مثال بیاورم. از شما و دوستان سایت هم دعوت می کنم که هر کدام نظر خود را راجع به معنی این بیت بگویید. تا به نتیجه ای دلخواه برسیم. که یک شاعر در قرن ۵ و قبل از اینکه غزل و آرایه های ادبی در ایران پا بگیرد، چطور می تواند چنین فراخ اندیشه باشد.و اینگونه شبکه ای از معانی بیافریند. بیت این است: طاووس ، زاغ می خورد و آنگه از گلو گاوورس ریزه های منقا برافکند. اگر ممکن است نظر خود را در ارتباط با معنی این بیت بنویسید.
    • سلام و عرض ادب و احترام خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید یک دنیا سپاس. در مورد مطلبی که فرمودید (( مخاطب می تواند هر برداشتی داشته باشد، وقتی امکان پذیر است که ابزار این فضای خالی برایش فراهم شود)) منظور بنده برداشت کلی از ترانه بود، اگر یک بار دیگر کامنت ها رو بخونید متوجه میشید که آقای شعبانی، خانم بیرانوند و آقای آرمانی و ... سایر بچه ها هر کدوم برداشتی از این ترانه داشتند و بنده هم به قسمت خاصی اشاره نکردم و شما خودتون به معنای تمدن اشاره کردید که البته اون بحثش جداست. شما فرمودید : تمدن جهل پوشیده ،یعنی پوشیده و معنی کاملا واضحی هست و چیزی نمیشه غیر از این ازش برداشت کرد نمیشه بگیم نپوشیده چون خودمون گفتیم پوشیده تا اینجا درست.منم حرفی ندارم. ولی نمیشه تمدن رو تشبیه به آدمی کرد ،آدمیه که لباس جهل پوشیده یه لباس گرون مارک دار، یعنی نمیشه این معنا رو ازش فهمید؟ شایدم من اشتباه میکنم و به قول شما تمدن یه مفهومه که میشه به جاش از واژه های دیگری استفاده کرد. از بچه ها ی دیگه هم میخوام درمورد این واژه نظر بدن تا به نتیجه ی دلخواه برسیم که اگر اشتباه کردم واژه ی مناسب تری رو جایگزینش کنم هیچ ایرادی نداره اگر من جایی اشتباه میکنم وکسی که اشنا به ادبیاته منو راهنمایی کنه اتفاقا این باعث میشه یه چیز جدید یاد بگیرم و این خیلی عالیه. و اما در مورد بیتی که فرمودید از خاقانی طاووس بین که زاغ خورد وانگه از گلو گاورس ریزه‌ای منقا برافکند اولش آدم فکر میکنه خوب این یعنی طاووس زاغ میخوره؟ اما بعدش با خودت میگی مگه میشه، اصلا منطقیه و ممکنه خاقانی دچار اشتباه در بیان مفهوم شده باشه. بعد با خودت میگی خوب شاید این یه تصویره که خاقانی در شعر ایجاد کرده که مثلا طلوع خورشید رو با طاووس بیان کرده و سیاهی شب رو با مثالی کلاغ اما وقتی بیت دوم رو هم میخونی کلا این نظر هم مردود میشه چون وقتی خورشید طلوع میکنه ستاره ها دیگه دیده نمی شن و با گاورس( جرقه ی آتش) تصویری متقابلی نداره بنابراین فقط یه راه میمونه اینکه بیای جدا جدا بگی که واژه ها در چه معنایی به کار رفتنو از چه آرایه ای استفاده شده یه کمی باید نشانه شناسی و استعاره بلد باشی تا بفهمی معنی این بیت چی میشه. اما به طور دقیق اگه نگاه کنیم معنیش این میشه: طاووس: استعاره است از آتش به مناسبت رنگارنگی پرش زاغ: استعاره از ذغال به مناسبت سیاهی است. گاورس: ارزن، گاورس ریزه، دانه ارزن اینجا استعاره از جرقه‌ای آتش. منقا:‌پاکیزه برگزیده. معنی:‌آتش را ببین که چگونه ذغال را می‌خورد و سپس جرقه‌های ریز پاک از گلوی خود مانند دانه‌ای ارزن بیرون می ریزد اگر منقل یا آتشدان پر از زغال رو تجسم کنیم، می بینیم که تمام اجزای بیت خاقانی رو میتونیم متناظر با تصویر بکنیم. خاقانی خیلی از شعراش ابهام دارن و چند لایه هستن و باید ذهن آماده ای داشته باشیم تا بفهمیم منظورش چیه البته این نظر منه چون همیشه با خوندن اشعار خاقانی ذهنم مشغول میشه که حالا تو این بیت چه معنی مد نظره. خاقانی شیوه ی بیانش متفاوته و عاشق تعبیرهای تازه ، استعارهای عجیب و معنی های نا آشناست. دوستان میتونند برای اطلاعات بیشتر از این سبک استعارهای خاقانی به این مقاله مراجعه کنن. استعاره های نو و چند لایه در شعر خاقانی نویسندگان: دکتر امیر مشهدی، دکتر عبدالله واثق عباسی، مهدی دهرامی مقاله ی متون ادبی( علمی- پژوهشی) دانشگاه اصفهان، سال دوم، شماره ی ۲، پیاپی ۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۹، ص ۹۶-۸۱ به هر حال خیلی ازتون ممنونم. موفق باشید.
  • باز هم همه اومدن و من دیر رسیدم ..... سلام بانو ..... تمدن جهل پوشیده، لباسی که پر از درده گرونه قیمتش اما، لباس ِ مارک ِ نامرده تفاخر می کنه حتی، به رسوایی و بی رحمیش توحش توی رگهاشه، میخواد به غار برگرده؟؟ زیبا سرودید بانو ....تفاخر می کنه حتی، به رسوایی و بی رحمیش/ چقدر زیبا مسال رو بیان کردید که دغ دغه امروز ما است...لباس ِ مارک ِ نامرده:سیاسی هم میشه معناش کرد .... مث ِ یه پادشا مغرور، میگه از نسل ِ قابیل ِ دوای درد این احساس، فقط سنگ و ابابیلِ اهانت می کنه راحت، به انسانو به حرمتهاش کجای این اهانت ها، تو قرآن و تو انجیلِ؟؟ کلمه قرآن و انجیل مکمل هم شدند و زیبای خاصی به بند و ترانه دادند.... تمدن زهر نوشیده، شرابی که نفس گیره چه بد مسته نمی دونه، با این مستی کجا میره داره میره تو آتیشو، جهنم رو به روش بازِ تمدن جهل پوشیده، دوباره داره میمیره به نظر من بهترین بیتی که تا به حال توی آکادمی از شما خوندم همین بیت هستش ....بغیه هم خوبن اما این به دل نشست دیگه.....راستی من ترانه های شما رو هم توی فلشم کپی کردم و چند تا نکته به نظر م رسیده که اگه وقت شد بعد با اجازه شما نظرم و بگم ......(ترانه های قبلی شما تو آکادمی...) موفق....
  • با سلام مثل همیشه زیبا ومتفاوت بود. به نظر من وبرداشت من از این شعر، منظور از واژه ی تمدن شخصی است که خودشو متمدن میدونه ولی در باطن اینجور نیست .در کل فکر نکنم کسی با تمدن مشکل داشته باشه.
  • سلام خانوم عبدلی ده قدمی از ترانه های قبلیتون جلوتر بود چون خاص بود و خیلی دوست داشتم موفق باشید
  • سلام شکوفه جان فوق العاده عالی بود یکی از بهترین کارای این بروز رسانی بود که خوندم آفرین واقعا
  • سلام و درود شکوفه بانو ، ترانه زیبایی ازتون خوندم موفق و پیروز باشید
  • سلام شکوفه ی عزیزم ترانتونو خوندم در مورد تمدن بسیار زیبا احساستونو بیان کردین واقعا آفرین به این احساس واقعا از خوندن ترانتون لذت بردم
  • سلام شکوفه ی عزیزم. این روزا از تمدن انتقاد میکنی. توحش توی رگهاشه، میخواد به غار برگرده؟؟ این خیلی زیباست... یه ترانه ی متفاوت بود، میدونی اونقدر ما شنیدیم که میگن با پیشرفت تکنولوژی ، آدمها سنگی و سنگی تر میشن که دیگه تکراری شده.اما این خیلی واقعیت بزرگیه.هرچی ازش گفته بشه کمه. متاسفانه تعریف"متمدن" این روزا تغییر کرده و منم باهات موافقم که تفاخر میکنه حتی به رسوایی و بی رحمیش. کار قشنگی بود.آفرین.(گل)
    • سلام نسیم جونم ممنونم عزیزم از حضورت فکر میکنم شما از همه بهتر منظور منو از این ترانه متوجه شده باشی. خیلی برام ارزشمنده که اینقدر منو درک می کنی عزیزم. با تمام حرفات موافقم و دقیقا می خواستم این حرفا رو تو ی ترانه ام بزنم نسیم جونم شما روانشناس خوبی میشی چون هوش عاطفیت خیلی بالاست و زود مطلب رو می گیری. موفق باشی خانم دکتر راستی من ترانه میخوام ها. هر وقت میام ترانه ی جدید نذاشتی بابا حواست به خاطرخواهات هم باشه ما هم دل داریم.
  • سلام شکوفه جان من خیلی با متن ترانه ارتباط برقرار نکردم اما کار متفاوت و خوبی بود با آرزوی بهترین ها
  • درود بانو شکوفه خیلی زیبا و پراز تصاویر زیبا لذت بردم واقعا احسنت
    • سلام جناب سکوت شما همیشه بنده روشرمنده ی محبت خودتون میکنیدو من نمی رسم پای ترانه های شمابیام ولی شما حضورتون رو دریغ نمی کنید . ممنونم
  • سلام شکوفه خانم کارتون بسیارزیبا با بارمعنایی بالا بود مشخص بودکه پشت تک تک واژه ها فکرواندیشه نشسته من تازه به اکادمی اومدم خوشال میشم ترانمو بخونید موفق باشید
  • خیلی زیبا بود تعابیر و حقایقی بود که به شخصه توی جامعه و تمدن امروزی قبول دارم لحن کارت رو دوست داشتم. یه سادگی خوبی در بیان و روایت وجود داشت. هرچند در بعضی جاها هم بعضی کلمات، ساده و معمولی نبودند اما به طور ساده و روان و بدون تکلف تونستی منظورت رو برسونی. شاید درست نباشه که بگم این بهترین کاری بود که ازتون خوندم چون به هرحال برای هرکاری زحمتی کشیده شده و تفکر و سلیقه ای شخصی پشت اون نهفته هست. اما این کارتون ،بیشتر توونستم باهاش ارتباط برقرار بکنم. موفق باشید.
    • سلام و عرض ادب و احترام خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید. ممنونم نظر لطف شماست. نظر شما و همه ی بچه های خوب آکادمی واسه م مهمه هیچ ایرادی هم نداره که نظرتون رو رک بگید خیلی هم عالیه. سپاس از حضورتون موفق باشید.
  • سلام شکوفه خانم...میتونستین بهتر تصویر سازی کنین...شما کاملا تمدن رو سرکوب کردین ..نمیدونم چرا؟اما درسته که در این تمدن امروزی هم جهل وجود داره اما بنظرم بهتر از جهل های قرون گذشتست..حداقل قدمی رو به جلو برداشته شده..میشد بیشتر نوشت اما تعداد ابیاتش کم بود...درضمن یه نگاهی به ایه های مدنی قران هم بنداز شاید نظرت تا حدودی نسبت به مصرع هشتم عوض بشه..حداقل برای من که اینطور بوده..
    • سلام و عرض ادب خیلی ممنون از حضور و نظرتون. خوب شما آزادید هر برداشتی از ترانه ام داشته باشید. من با تمدن مخالف نیستم از جهل متنفرم چه جاهلیت قدیم و چه از نوع مدرنش چون هر دوتاش آدمو از مدار انسان بودن خارج میکنه . جهل جهله ،قدیمی و جدید نداره.جهل از اون مفاهیمیه که نمیشه باهاش نسبی برخورد کرد. یا خوبه یابد نمیشه بگیم این مقدار از جهل خوبه چون کمتره؟ میشه؟ به نظرم جهل الان خیلی فجیع تره چون آدما دارن ادعا ی تمدن می کنن و از اون طرف کارایی میکنن که آدمای غار نشین هم نمی کردن نمونه ش همین جنگ یمن یا این داعشی ها یا همین اسرائیلی ها . اینا یعنی چی؟ به نظر شما این خوبه چون چون به لحاظ تکنولوژیک پیشرفت کردیم قوانین انسانی رو زیر پا بذاریم؟ اینکه میشه قانون جنگل. قوی ضعیف رو بکشه. خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتید.
      • سلام شکوفه خانم..قبول دارم که امروزه هم جهل وجود داره شاید تا به ابد هم وجود داشته باشه...اما جنگ های یک قرن گذشته بیشتر جنبه ی قدرت و نژاد پرستی داشته تا جنبه مذهبی(البته به استثنای داعش) که بنظرم این بهتر از گذشته هایست که بخاطر مذهب و خدا ادم کشته میشد..مثلن نمونه بارزش حمله اعراب مسلمان به ایران..تصور کن نشستی توو خونه ات بعد یکی بیاد به زور شمشیر بگه یا مسلمون میشی یا میمیری یا فوقش جزیه میدی..یعنی بزور تورو از دین قبلیت برگردونن..تازه اگه میگفتی چرا؟؟ میگفتن خدا (الله)به ما دستور جهاد داده..حکم خداست.خخخخ این دیگه آخر تحجر و حرف زوره...به قول یکی از دوستام که میگفت جنگ سر قدرت باز یه دلیل منطقی براش هست ولی جنگ برای یه خدا دیگه منطقی نیست..یعنی چی به خاطر دستور خدا به زن مردم تجاوز کنی و غارت کنی..واسه همین گفتم برو ایه های مدنی قران هم بخون..دقیق بخون..تا شاید نظرت راجبه اینکه میگی کجای قران اهانت به حرمت های انسان شده رو بهتر متوجه شی..نمونه بارزش اینه که از نظر قران کافران به قران از چهارپایان کمتر میفهمن..اون دوستم میگفت بزرگترین دلیل تحجر و ظلم بی پایه تشکیل همین مذهب و دین در جوامع بشری بود..بگذریم از اینکه دوستم همه ی دین ها رو کلا ساخته دسته انسان میدونست نه کلام خدای جهان..درکل نظر شخصی خودم نسبت به جاهلیت و تمدن اینه که جنگ بخاطر قدرت منطقی تر از جنگ بخاطر خدا و مذهبه...آه که چه خونهایی بخاطر همین مذهب ریخته نشد..از شکنجه ها و جنگ های قرون وسطا گرفته تااااا......
      • بازم سلام ممنون از اینکه اندیشه تون رو اشتراک گذاشتید. من برای نظرات شما بسیار احترام قائلم و معتقدم هر انسانی آزاده هر طور که دوست داره فکر کنه. اما در مورد اینکه گفتید از نظر قران کافران از چهار پایان کمتر می فهمند دقیقا میشه بگید کجای قرانه چه سوره ای و چه آیه ای ؟ نمی گم خیلی قران می خونم اما خیلی وقتا با معنی می خونم رو رو ایاتش فکر می کنم و البته وقتی به بن بست رسیدم می رم می پرسم نه از دوستم از کسی که واقعا در این زمینه اطلاعات داره چون مثل این میمونه که شما دندوننت درد می کنه و بخوای بری پیش جراح مغز و اعصاب و بگی که کمت کنه قطعا این جواب نمیده. قران یه دریاست که نمیشه همه ش رو فهمید و هر کس در سطح بضاعت خودش از مطالب درک میکنه. من در جایی در قران به این نکته بر نخوردم که مثلا بگه تجاوز به زنان به بهانه ی دین مجازه یا همچنین غارت اگر شما جایی خوندید حتما آدرسش رو به من بدید که برم بخونم. در زمان خود پیامبر و ائمه هم خیلیا بودن که ادعای مسلمانی میکردن اما دقیقا رفتارهایی رو میکردن که نباید، اسم اونا هم مسلمان بوده( مثلا یزید هم نماز می خونده هم شراب میخورده و هم ....) اما فرق رو خودتون هم می تونید متوجه بشید. نه در دین اسلام بلکه در همه ی ادیان هم آدمای خالص و حقیقی بودن و هم آدمای تقلبی که فقط ادا بودن. اگر اهانتی به انسان میشه به خاطر جهل انسانه و همچنین به خاطر قدرت طللبی و جاه طلبی بیش از حد و سیری ناپذیرش. این بحث ها همیشه وجود داره و هست مهم اینکه در نهایت خودمون به چیزی برسیم که حقیقت ماجرا باشه ومنجر به آگاهی و برداشت درست بشه. خیلی ممنونم ازتون. موفق باشید.