غریبه صمیمی

ای غریبه ی صمیمی
ای که بودی هم زبونم
قربون ناز نفسهات
نزار بی تو من بمونم

ای بلندو عاشقانه
نت آروم ترانه
بزن آهنگ دلم رو
تا بمونیم جاودانه

باتودر شروع شعرم
غزل چشاتو میگم
میدونم با حس تو من
غرق رویای تو میشم

حالا نیستی و دل من
همه آشوب و ستیزه
گلای باغچه ی عشقم
مث (ل ) رنگای پاییزه

ای سرآغاز نفسام
چی شده نفس بریدی
بگو چی شد چون پرنده
از در قفس پریدی

دیگه نیستی وعکست
جاشده تو قاب خشکی
قابی که گوشه ی راستش
کشیدن یه باند مشکی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای آرمانی عزیز ترانه ی زیبایی بود در مورد مصرع آخر با اقای اکبری موافقم
  • ترانه خوبی بود هم احساس داشت هم وزن و قافیه درست به امید بهترنها
  • سلام بابک ارمانی گل... ببخشید دیر سر زدم.... ترانتون نسبت به ترانه قبل بهتر بود و این جای تحسین داره ...اما ترانه نقطه ضعف هایی داره... مثلا...بند اول-نیم مصرع اخر: وقتی میگی بمونم(م) اخر مرجع ضمیر من هست پس نباید من رو قبلش به کار ببری برای پر کردن وزن...چون از زیبایی کار کم میکنه... موفق باشی برادر
  • سلام کارتون چندتا مشکل جزیی داره که خانوم عبدلی به طور کامل بهشون اشاره کردن من فقط یه نکته اضافه میکنم تو مصرع آخر فکر کنم اگه بجای یه باند مشکی روبانه مشکی بنویسید بهتر باشه؛ موفق باشید
  • زیبا بوود موفق باشی آقای آرمانی عزیز
  • سلام بابک جان تبریک برای این پیشرفت موفق باشی
  • سلام و عرض ادب آقای آرمانی افرین به این ترانه و آفرین نبه تلاشتون. کاملا مشخصه که روی ترانه کار کردید و نسبت به ترانه های قبلی خیلی بهتر و رونتر شده. افرین . مطمئنم با تلاش و پشتکار بیشتر بهتر از این هم میشه. کار رو خوب و روان شروع کردید فقط یه سری نکات رو خدمت شما عرض میکنم که می تونه بیشتر کمکتون کنه. ای غریبه ی صمیمی ای که بودی هم زبونم قربون ناز نفسهات نزار بی تو من بمونم ای بلندو عاشقانه نت آروم ترانه بزن آهنگ دلم رو تا بمونیم جاودانه باتودر شروع شعرم غزل چشاتو میگم میدونم با حس تو من غرق رویای تو میشم اینجا به نظر میگم و میشم قافیه های درستی نباشند هر چند آوایی ش مشکلی نداره. حالا نیستی و دل من همه آشوب و ستیزه گلای باغچه ی عشقم مث (ل ) رنگای پاییزه روی انتخاب قافیه بیشتر دقت کنید قافیه هاتون قشنگن اما یه جوری آدم احساس میکنه مجبور شدید به کارشون ببرید.منظورم ستیز و پاییزِ ای سرآغاز نفسام ( اگه "نفسهام" بشه راحتر میشه خوندش) چی شده نفس بریدی بگو چی شد چون پرنده ( اینجا بازم زبان شعرتون از یکدستی خارج شده) از در قفس پریدی دیگه نیستی وعکست ( یه مقدار سکته ی وزنی داره و روان خونده نمیشه مثلا اگه اینجوری بگید مشکل وزنش هم حل میشه البته این فقط یه پیشنهاده خودتون هر طور که دوست داشتید می تونید ویرایش کنید این مثال برای جا افتادن مطلب بود) نیستی و عکس تو اینجا جا شده تو قاب خشکی قابی که گوشه ی راستش کشیدن یه باند مشکی بازم میگم شما می تونید روز به روز جلو برید چون معلومه دارید سعیتون رو می کنید. عجله نداشته باشید آهسته وپیوسته جلو برید که موفق می شید. پر حرفی بنده رو ببخشید.
  • سلام جناب آرمانی عزیز کار خوبی بود و با مطالعه آثار دوستان میتونی قوی تر بشی..بیا کارامو بخون دوس دارم نظراتتو بدونم ممنون