تنهایی محض

خدایا درد و دل دارم
از این تقدیر بیزارم
تا میخوام شاد و سر پا شم
گره می افته تو کارم

مث ِ یه کوله بار زخم
که با رنجاش هم آغوشه
آره انگاری دنیا هم
بهم درداشو میفروشه

خدایا درد و دل دارم
به اجباره که میخندم
جهنم پیش ِ چشمامه
دارم شک میکنم زنده م

همه ش دلشوره دارم که
چی میشه آخر قصه ام
تموم میشه غم و دردام؟
تموم میشه غم و غصه ام؟

سکانس تلخیه دنیام
همش کابوس ِ تابوته
میگن افسردگی داری
به تنهاییت مربوطه
به تنهاییت مربوطه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی شكوفه عبدلي

شكوفه عبدلي / یک قرن مرده بودم در انتهای فریاد دست مرا گرفتی، گفتی شکوفه برخیز برخاستم ولی نه، در این زمانه هستم حرف نگفته ای در این واژه های ناچیز امشب که با تو هستم ، جای دو چیز خالیست یک مولوی کم است و، دیوان شمس تبریز / آدرس وبلاگم: http://nmidanm.blogsky.com

  • سلام خانم عبدلی.کار دلی و با احساسی بود.فقط ریتم و روند ترانه بنظرم یکدفعه تغییر میکنه.همین که علت این افسردگی مشخص نیس.کارهای قبلیتون قوافی بهتر و کارشده تری رو در خودش داشت.در کل کار روون و زیبایی بود
  • سلام و درود. ابدا کار در حد و اندازه های تواناییتون نبود. نمیدونم شاید یه احساس خاص داشتید و دلی بوده کارتون و خودتون حتما تعلق خاطر دارید به سرودتون ولی خیلی پایین تر از سطح کارهای شما بود. جسارت منو ببخشید. موفق باشید.
    • سلام و عرض ادب آقای قاسمی گرامی ممنون از حضور همیشگیتون بله این کار یه کار دلی بود. خواهش میکنم این خیلی خوبه که صریح وشفاف نظرتون رو میگید. ممنونم ازتون
  • سلام خانوم عبدلی زیبا بود
  • سلام خیلی قشنگ بود ممنون از شما و ترانه ی زیباتون
  • besyar zibaaa
  • سلاااام خوبی فدات؟ شکوفه جونم خانم حفیظی درست میگنا شاید حتی منم تو این دست آدما باشم زیباااابود ترانه مادر من منتظر حضور شما ونقداتونه سپاااس
  • سلام...ترانه تون مضمون دعایی و گلایه داره...اما میتونستین این مضمون رو خیلی گسترده تر بیان کنین...برای یکی مث شما این ترانه خیلی کمه...منم با نظر خانم نرگس حفیظی موافقم...سبز باشی
    • سلام وعرض ادب ممنون از حضورتون.بله میتونست گسترده تر باشه اما دیگه حسش نبود یعنی اگه می نوشتم شاید غیر واقعی میشد و با بقیه ی متن نمی خوند. نمی دونم منظورم رو متوجه میشید یا نه ، شاید یه زمانی که حسش رو داشتم بازم گسترده ش کردم . به هر حال ممنونم از وقتی که گذاشتید. موفق باشید.
  • سلام کار زیبا و ملموسی بود...احسنت...
  • سلام شکوفه من خیلی خیلی خیلی خیلی عجیب ترانتو درک کردم...! یادته بهم گفتی وقتی نوشته هامو میخونی حس میکنی خودت نوشتی؟؟ منم الان دقیقا حس کردم خودم اینو نوشتم!! واقعا که بهترینی..
    • واقعا که بهترینی! البته با خانم حفیظی هم موافقم. حالا که این قدر قلم توانا و احساسی قوی داری دنبال سوژه های بکر باش. بعد ببین چه اعجازی توو قلمت پیدا میکنی. ولی من خیلی دوسش داشتم(گل)
      • سلام بر نسیم بان ی خودم به روی چشم. حتما سعی میکنم که در ارسالهای بعدیم بهتر باشم. این روزا دارم همه ش مطالعه میکنم دنبال سوژه ها و تعبیرهای بکرتر و تازه تر هستم انشالله که بتونم روز به روز بهتر بشم. ممنونم از اینکه بهم دلگرمی میدید.
    • سلام بر آبجی خودم خوبی نازنینم. ممنونم همیشه بهم لطف داری گلی راستی آدرس وبلاگم همون آدرس قدیمیه فقط به جای بلاگفا بزن بلاگ اسکای یعنی . ممنون از همراهی آبجی عزیزم
  • درود بانو شکوفه خیلی غم انگیز ناامیدانه بود ترانه تون انشالله همیشه شاد باشید
    • سلام بر جناب سکوت گرامی ببخشید اگر خاطرتون رو مکدر کردم خودم هم ترانه های شاد رو بیشتر می پسندم ولی خوب گاهی هم پیش میاد که ترانه های غمگین بگم ادما همیشه که شاد نیستن؟ البته این ترانه مربوط به چند ماه پیشه. به هر ممنون از حضورتون
  • سلام شکوفه عزیز ترانه ات رو خوندم فکر می کنم نه فقط شما بلکه خیلی از دوستانی که توی این آکادمی هستن به یه تکرار رسیدن. منظورم این هستش که میشه این محتواهای خوب ترانه رو متفاوت تر هم گفت. نمی دونم منظورم رو رسوندم یا نه. اما از خوندن ترانه هات لذت می برم. برات آرزوی موفقیت می کنم.
    • سلام گل نرگس ممنونم از حضورت دوست عزیزم میدونم منظورت چیه عزیزم این ترانه هم مربوط به چند ماه ِ پیشه که تصمیم گرفتم ارسالش کنم وگرنه خودم ترانه های شاد و مثبت رو بیشتر دوست دارم. باید بیشتر مطالعه کنم تا دایره ی واژگانم وسیعتر بشه و بتونم با دست بازتر ترانه بنویسم. ممنونم ا زحضورت نازنینم