فرصت

فرصت

ببین نقش نگاهِ تُو ، رو برگِ زرد پائیزِ

داره اشکای من آروم ، رو پلکای تو میریزِ

شروعت ساده بود اما ، طلوعت پر شد از حسرت

داره خالی میشه قلبم ، از هر چی کینه و نفرت

واسه آرامش چشمام به چشمای تو رو کردم

گلی که تو به من دادی رُ هزاران بار بو کردم

آره لبخند شیرینت ، مثه شهد گل لاله ست

وجودت بانی عشقِ ، مثه دارویِ صد ساله ست

تو قلبت موجِ غم داری ، یه دنیا عشق کم داری

یه دنیا عشقِ تو میشم ،

گلم جز عشق ، کم داری؟

نمیدونم بشه شاید ، تو آغوش تو پیدا شم

بهم فرصت بده یک شب ، کنار دست تو جا شم

شروعت ساده بود اما ، طلوعت پر شد از حسرت

داره خالی میشه قلبم ، از هر چی کینه و نفرت

واسه آرامش چشمام به چشمای تو رو کردم

گلی که تو به من دادی رُ هزاران بار بو کردم

( بهت آروم سپردم راه فردامو ، نشون دادم که میتونی ، نشون دادم که می تونم  ، نشون دادم که از رویای چشمای تو میدونم )

تو قلبت موجِ غم داری ، یه دنیا عشق کم داری

یه دنیا عشقِ تو میشم ،

گلم جز عشق ، کم داری؟

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: