ظهور یوسف زهرا

از زندگی سیرم ولی انگار
دوباره تو هوای قلبمو داری
درسته پشت ابر پنهون شدی اما
هنوزم از سرم دست برنمی داری

می دونی هر شبو هر روزو هر ساعت
یه عمره دارم از دلتنگیام میگم
مثل آب زلالی تو کویر خشک
بدون تو درختی بی بر و برگم

چشام خیره به ساعت مونده تا وقتی
دلم از دیدن ماه تو روشن شه
به هیچ راهی نمیرم جز مسیری که
با چراغ روشن راه تو روشن شه

از گلدسته های مسجدت هر روز
نوای عاشقی پخش هوا میشه
درد پاهای زوارت هم
با همین آهنگ گلدسته دوا مبشه

اگه وحشت نشسته رو دل دنیا
اگه دنیای ما غمگین و تاریکه
بجای نا امیدی گل مهیا کن
ظهور یوسف زهرا نزدیکه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

501
۱۱