روزهای من

اونقدر خالی این روزای من
که می چرخه هی زمین دور سرم
قد دنیای تو آشوب دلم
پیش تو نه اولم نه آخرم

دارم آلوده ی این خونه میشم
این خونه پر شده از عکسهای تو
من که این روزا شدم بی پر و بال
چطوری پر بکشم برای تو

من که وابسته به خنده هات بودم
توی این زندگی زندونی شدم
بعد تو زندگی تکراری شده
یه نقابم توی آینه ی خودم

بگو این زندگی رو چطور میشه
بعد تو دوباره از نو بسازم
می دونم شب پشت پلکهای توِ
قبله ای که رو به اون دل می بازم

دارم از حس خودم کنده میشم
مثل یک گلدون بی گل شدم و
روی هر خاطره ای که راه میرم
تو رو اونجا می بینم نه خودم و

دارم آلوده ی این خونه میشم
این خونه پر شده از عکسهای تو
من که این روزا شدم بی پر و بال
چطوری پر بکشم برای تو

"نرگس"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"