تصور می کنم…

تصور می کنم رفتی

تصور می کنم تنهام

کمی با من مدارا کن

من ُ با تک تک ِ غم هام

چه غمگین ُ سبک بالم

تو از دنیای من میری

دلت پیش ِ منه اما…

میگی از عشق من سیری

تو از من فاصله داری

توو این شبها چه دلگیری

داری کم کم نفس هامو

با این تنهایی می گیری

تصور می کنم هستی

هنوز دستام توو دستاته

تصور می کنم این بار

یه حسی تووی حرفاته

تو از دنیای من میری

با این دلشوره درگیری

نشستم من به پای تو

بدون ِ من کجا میری؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: