انتظار ظهور

بیا از غم شکسته قلبِ خورشید
ببین گمگشته نجواهای امید
بیا ای رهنما، ای سرورِ من
که تو منجی شوی بی شک و تردید
بیا شب را برایم دیدنی کن
که شب بی ماه، روزم تار گردید
بیا شمع و چراغ خانه ها شو
دلِ پروانه از عشقِ تو لرزید
از این سردرگمی ما را رها کن
که هرگز با تو من روحم نترسید
نمی دانم چرا پنهانی از ما
کسی رازِ مگویت را نپرسید
بیا این هفته را با ما شروع کن
که جز تو چشمه ی عشقی نجوشید

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

542
۱۷