کیو داری

دارم اشکامو میریزم
واسه کی خنده شد لبهات؟
زدم آتیش به احساسم
واسه کی جاریه اشکات؟
بگو روزای دلتنگی بهونه ی کیو داری
خیالم با تو مشغوله ، تو تو فکرت چیو داری
هنوزم قدر دوس داشتن برات اندازه ی دنیاست؟
تو دنیامو عوض کردی ، برای من همه ش رویاست
شاید احساسی که دارم یجورایی غلط باشه
شاید احساس تو قلبم ، برای من فقط باشه
شبا وقتای خواب بازم بهونه هاتو میگیری؟
خیالم با تو شد رویا ، تو از احساس من سیری
چی شد دنیای رنگیمون یهو مثل قفس تنگ شد
واسه چی قلب و احساست یهویی مثل ِ یه سنگ شد
بگو باز بی خداحافظ پیامک هاتو مینویسی
بگو از روی سهو گاهی بجاش اسمم رو مینویسی
دارم اشکامو میریزم
واسه کی خنده شد لبهات؟
زدم آتیش به احساسم
واسه کی جاریه اشکات؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خوب بود لغات مناسب و قافیه همگون فضای احساسی یه کم فضاسازی میتونست جدید باشه یه کم تعابیر جدیدتر(مشکل هممون) و لغاتت هم میتونست دایرش وسیع تر باشه(بازهم مشکل همست)تماما نظر شخصیم بود موفق باشید
  • سلام احساس در کارتون وجود داره اما مهمترین رکن یک اثر خوب به نوع چینش واژگان و ترکیبات خلاقانه تر و همینطور یک عامل خیلی خیلی مهم مناسبتِ کلام با مقتضای حالِ مخاطب (بلاغت) {دکتر شمیسا } در مجموع اثر شما به عنوان یک ترانه به لحاظ کشف و شهود فقیر هست .... چند مورد نقص دستوری و زبانی در کار آزار دهنده هست مثلا در همون ابتدا و مطلع کار شما میگید دارم اشکامو می ریزم شکل صحیح جمله همون دارم اشک می ریزم جمع بستن اشک چیزی نه به شاعرانگی و نه به جذابیت کلام شما اضافه نمی کنه در ترانه به گفتار باید توجه کنید و چه بد که این بند به عنوان ترجیع بند کار انتخاب شده یا در همین مورد شما میگید بهونه هاتو میگیری این دست ضعف تالیف ها باعث کمتر شدن ارتباط مخاطب میشن ... قوافی و وزن رو بیشتر مد نظر داشته باشید و همینطور هارمونی واژگان مثلا سهو در ترانه شما اصطلاحا در کار ننشسته است موفق تر باشید
  • سلام ساده و با احساس امیدوارم ترانه هایی به مراتب زیباتر ازتون بخونم موفق باشید
  • سلام به به خیلی خوشحالم که میبینمت دوست عزیز امیدوارم موفق باشی و پیروز
  • سلام از نظر من موفقیت یه ترانه بیشتر از هر چیز وابسته به یه پرداخت خوبه، شما توی این ترانه در حکم یه راویانشا وار روایت میکنید،اتفاقی که توی ترانه ما داره مدام اتفاق میوفته،نه شما اون معشوق از دست رفته رو لمس کردی و نه دیگران میتونن لمس کنند،شاید اگه من بخوام یه همچین روایتی رو ترانه کنم یه همچین چیزی بگم: بعد تو با هر پیامی که میاد با خودم میگم شاید تو باشی و بعد تو زل میزنم به تختمون شاید از زیر پتو تو پاشی و... در ادامه باید بگم "اشکات" و "لبهات" چون الف و ت الحاقیه و اشک و لب قافیه نیس...تغییر فرم از چهار پاره به مثنوی ام جالب بود...چند جا هم از وزن خارج شدید،مثلا اون تنگ و سنگ،گ خارج از، وزنه و باید سن و تن خونده بشه،مینویسی هم باید "مین وی سی" خونده بشه تا وزن درست بشه،سهو ام واوش از وزن خارجه... موفق باشید...
    • سلام آقای صالحی عزیز خیلی خوشحالم که اینجا حضر داشتید و بابت اطلاعاتی که دادید و نقد ممنونم ازتون. امیدوارم بتونم مشکلاتم رو با کمک شما دوستان حل کنم
  • عالی بود پر حس موفق باشید
    • یه چیزی دیگه کجاش کلیشه ای بود من تو خودمون صرف نوشتن میکنیم میگن کلیشه بود درسته دایره لغاتمون کمه ولی برا من زیبا بود موفق باشید
      • ممنون آقای شریفی عزیز نقد خوبه. پشتکار آدمو موفق میکنه . بیاین یاد بگیریم ما هم .
  • سلام و درود. اولین کاریه که ازتون میخونم. با احساس بود اما کلیشه ای بود و حرف تازه ای توش نبود. موفق باشید.
  • واسه کی خنده شد لبهات رو زیاد جالی ندیدم اماااااکار با احساسی بود بیا فردایی که توشم منم بخون عسیسم
  • خوشحالم که باز اینجا میبینمتون کار با احساسی ازتون خوندم اما میشد پخته تر نوشت و تصاویر تازه و جالبی رو خلق کرد به وسیله چاشنی احساس. حرف تازه و خاصی توی کار ندیدم جسارتا. توی بخش ترجیع بند کارت: واسه کی خنده شد لبهات؟ من، متوجه منظور و مفهوم این خط میشم. اما این نوع جمله سازی به نظرم اشتباه هست خنده شد لبهات!!! شاید توی زبان محله و کوچه(عامیانه) این نوع جمله بندی ها رو زیاد بشنویم. اما اینجا و در چارچوب ترانه، جا داره کمی زیباتر و لطیف تر و به جا تر مصراع سازی بکنیم. در کل امیدوارم این ترانه ، باعث بشه که قلمتون نویساتر و حضورتون در جمع دوستان آکادمی پررنگ تر بشود. موفق باشید.