خشم

خشم

روو سراشیبی پلکات
سایه ای از خشم ِ جنگل
اشکو از چشات گرفته
بدونِ جادو و جنبل

تووی این وداع سنگین
قلبتو تردید سوزونده
گردش دنیای چشمات
بین خشم و گریه مونده

خشمتو هضم می کنی و
بغض میاد میون حرفات
جاری میشه اب چشمه
رود میشه چشمه ی زیبات

با کویر نرم دستام
راه رودتو میگیرم
خیس میشه عمق کویرش
کاش میشد اینجا بمیرم

بغض میاد توو راه حرفت
ابر چشمات خون میباره
تووی جنگ حرف و چشمات
رودخونه واژه میاره

یک کلام خدا نگهدار
موند واسم عذاب وجدان
تیزی ِ نفرین قلبت
دلو میخراشه پنهان

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام نیمای عزیز نمیدانم تا چه حد می توان با ترانه آکادمیک برخورد کرد اما در بحث اضافات تشبیهی و اساسا تشبیه هدف از تشبیه را شناساندن مشبه می دانند یعنی عموما اینطور است که مشبه امری ذهنی است و مشبه به امری حسی تا به وسیله ی مشبه به، ( مشبه ) محسوس شود اما در اضافات تشبیهی که شما آوردید. هر دو طرف تشبیه محسوس هستند و این به تصویر ذهنی مخاطب لطمه می زند. برای مثال : شما ترکیب (کویر نرم دست )دارید که دست را که امری محسوس می باشد به ( کویر) که آن هم محسوس است تشبیه نموده اید. این تشبیه از لحاظ تئوری دچار اشکال است اما شاعران بسیاری از آن استفاده می کردند و می کنند. پیشنهاد دکتر شمیسا به تئوری تشبیهات معقول به محسوس است. با سپاس
  • سلام . ترانه ی خوبی بود نیمای عزیز :)
  • نیما جان سلام .... ترانه نسبتا خوبی بود ......... فقط یه جاهاییش برام گنگ بود البته تصویر سازی این کار در حد استاندارد بود ولی نسبت به بقیه کارات ضعیف تر بود ............. این ابیات و برام معنی می کنی ........ با کویر نرم دستام راه رودتو میگیرم خیس میشه عمق کویرش کاش میشد اینجا بمیرم بغض میاد توو راه حرفت ابر چشمات خون میباره تووی جنگ حرف و چشمات رودخونه واژه میاره بازم معذرت خواهی می کنم اگه با حرفام ناراحتت کردم ........ خیلی دوست داشتنی هستی نیما جان لا اقل برای من (قابل احترام ) عادت ندارم شما رو نقد کنم آخه شما همیشه منو نقد کردی ....... اگه بازم بگردی غلط املایی پیدا می کنی............ در کل بدون چابلوسی فوق العاده بود ....... موفق باشی
    • درود محمد حسین عزیز خوشحالم که نظرت رو صادقانه گفتی من از نقد حتی تند استقبال میکنم حق با شماست یکم ابهام داشت منظور من از اون دوبند این بود که با دست اشکهای صورت معشوق رو پاک میکنم و با گریه چند واژه به زبان میاره باز هم سپاس از حضورت
      • سلام و درود نیما جان خوش حالم که با این نقد تونستی کنار بیایی ....باحرفای تند من ولی داداش کم پیدا شدی نیستی از دست من ناراحتی تو همیشه باش ... اگه کسی باید بره اون منم ... تو اولین کسی بودی که ترانه ی منو نقد کردی برای من نیا سکوت نوستالژیک و منو یاد ... احساس آواره میندازه ..... بیا و سری به مابزن فدات شم .....ما عاشقتیم ......... ((بهار می آید))(( این را می دانم))(( او دروغ نمی گوید ))
    • درود محمد حسین عزیز خوشحالم که نظرت رو صادقانه گفتی من از نقد حتی تند استقبال میکنم حق با شماست یکم ابهام داشت منظور من از اون دوبند این بود که با دست اشکهای صورت معشوق رو پاک میکنم و با گریه چند واژه به زبان میاره باز هم سپاس از حضورتج
  • سلام نیمای جان درود بر احساس عمیقت زنده اندیش مانی پسر
  • یلام آقا نیما ترانه هاتون روز به روز داره بهتر میش آفرین روو سراشیبی پلکات سایه ای از خشم ِ جنگل اشکو از چشات گرفته بدونِ جادو و جنبل *بند اول عالی بود و دوست داشتم مخصوصا قافیه سازیو تووی این وداع سنگین قلبتو تردید سوزونده گردش دنیای چشمات بین خشم و گریه مونده منظورتونو از وداع سنگین متوجه نشدم شاید میشد بهتر نوشت این قسمتو وداع سنگین قشنگ نیست زیاد شما تو بند اول گفتید که اشکو از چشماش گرفته اما تو این بند باز میگید بین خشم و گریه ونده با بند اول هم خونی نداره خشمتو هضم می کنی و بغض میاد میون حرفات جاری میشه اب چشمه رود میشه چشمه ی زیبات با کویر نرم دستام راه رودتو میگیرم خیس میشه عمق کویرش کاش میشد اینجا بمیرم بغض میاد توو راه حرفت ابر چشمات خون میباره تووی جنگ حرف و چشمات رودخونه واژه میاره بازم این قسمت یکم نا مفهومه وقتی میگید بغض میاد میون حرفات شاید بتر باشه قبل ازین یه اتفاقی باعثش شده باشه و اینو بگید توی ترانه یک کلام خدا نگهدار موند واسم عذاب وجدان تیزی ِ نفرین قلبت دلو میخراشه پنهان چرا خدا نگهدار؟؟ ترانهتون خیلی تصویر سازیاش خوب و قشنگ بود ولی روایتش مشخص نبود
  • سلام نیمای عزیز من اگه نقد نمی کنم چون اولا که شاعر نیستم، ثانیا که شاگردم مثل کارای قبلی که ازتون خوندم لذت بردم مخصوصا این بند تووی این وداع سنگین قلبتو تردید سوزونده گردش دنیای چشمات بین خشم و گریه مونده موفق باشید
  • سلام نیما جان خیلی کار زیبایی بود کارت رو دوست داشتم مرسی
  • سلام آقا نیما ترانتون زیبا بود از تشبیه های جالبی استفاده کردی آفرین.
  • سلام آقا نیما ترانتون رو خوندم و دوس داشتم
  • سلام نیما جان... کار خوبی شده... دوس داشتم کارتو... موفق باشی عزیز...
  • سلام زیبا بود موفق تر باشید
  • سلام نیما جان شعر قشنگی بود طبیعت و با وجود ادمیزاد زنده کردی دمت گرم
  • سلام . خیلی زیبا بود .آفرین...
  • سلام اقا نیما.... ترانه زیبایی ازتون خوندم.. موفق باشید داداش
  • سلام نیما جان چه ترانه خوبی بود حس خوبی داشت و چه تشبیه های زیبایی استفاده کردی آفرین فقط اون پنهان به زبان ترانه نمیخوره مرسی
    • درود بانو ناهید عزیز حضور شما و اقای بهبهانی که حق استادی به گردنم دارید پای ترانه ام مایه دلگرمی اگه زیبا بود حتما زیبا خوندید وگرنه کار ایراد زیاد داره حالا حالا ها باید درس پس بدیم در محضر شما
  • سلام نیما جان. ترانه خوبی بود عزیز. ولی بند اول زیاد خوب نبود. چون چرایی حضور سایه جنگل و جادو و جنبل زیاد قابل درک نبود. خیلی خوبه که انقد با علاقه و جدی ترانه سرایی رو دنبال می کنی. موفق باشی.
    • درود یاسر عزیز خوشحالم که تونستم انقدری پیشرفت کنم با کمک شما و سایر دوستان که ازم تعریف کنی حقیقتا توو بند اول و اخر اسیر قافیه شدم حق باشماست
  • سلام نیما ...کار پر از احساستو خوندم ..از لحاظ احساس عالی بود ،واقعا لذت بردم کارات دارن سمت خوبی می رن ... انگار به قول یاسر فقط من ره به کردستان دارم...در مورد چیزای که به ذهنم می رسه خصوصی صحبت خواهیم کرد ..
    • درود علیرضای عزیز اتفاقا من پیر مرد راهمو دیر پیدا کردم و به جایی هم نمیرسم شما جوونها خیلی راه دارید و قطعا با تلاش میشه موفق شد تو هم راه به ترکستان نمیبری ایراد کارت جای دیگه اس که در اولین فرصت که سرت خلوت شد با هم بحث میکنیم کاکو
      • کردستان ...ترکستان نه !... کردا خوشکل ترن ...;-)می خوامت
  • سلام آقای سکوت ترانتونو خوندم بسیار زیبا بود موفق باشین
  • تصاویر پیوسته و توصیف روان این ترانه ، حس جاری در اثر رو ملموس تر و به حس ترانه سرا نزدیک تر کرده ، که خوندن رو لذت بخش تر میکنه برقرار و بر دوام باشید
  • درود برشما...
  • سلام آقای نیما ترانه بسیار زیبا وبا یه حس گرم و دوستداشتنی . . موفق باشید
  • سلام نیمای عزیز. خیلی وقت بود ازت کار نخونده بودم. داداش مارو بی نصیب نزار از هنرمندیهات. بالاخره زکات هنرتو باید با نشرش بپردازی. خیلی عالی بود از منظر تصویرسازی هات. یه جاهایی هنگ کردم واسه فهمیدن ترانت. عالی بود. موفق باشی و برقرار.
    • درود محمد جان سپاس از حضورت ای کاش میگفتی کجاش مبهم بود که اصلاحش کنم رفیق
      • سلام مجدد نیمای عزیز. هنگ کردم از این بابت که سنگین گفته بودی و الا عالی بود.
  • سلام نیما جان خیلی خوب بود حس میکردم واقعا تو طبیعتم موفق باشی داداش گلم
  • زیبا بود مخصوصا اینجاش... با کویر نرم دستام راه رودتو میگیرم خیس میشه عمق کویرش کاش میشد اینجا بمیرم
  • سلام.... عالی بود :)
  • سلام آقا نیما ... وای عجب ترانه ی بکری بود ... همش طبیعت .... عالی بود
  • سلام نیما جان بعد چند وقت ازت شعر میخونم خیلی خوبه داداش،زود به زود بیا ترانه بذار استفاده ببریم :) عجب ترانه قشنگی بود،موفق باشی