شاید مُردم … نمی فهمم

شاید مُردم … نمی فهمم
که دنیا گیج و داغونه
آهای لیلی … حلالم کن
که این مجنون دلش خونه

دیگه از عاشقی سیرم
چقد(ر) تاریکه تقدیرم
ازین دریای طوفانی
بدونِ هیچ کلک می رم

آهای ساقی شرابم ده
نداری جرعه آبم ده
چرا ساکت شدی ساقی
فقط یک بار جوابم ده

شاید مُردم … نمی فهمم
چرا گوشی به من نیستو؟
شکارچی واسه ی کُشتن
به هیچ آهو نداد ایستو

شاید مُردم … نمی فهمم
بدونِ هیچ خبر کُشتن
منه تن خسته ی مجنون
که خالی بوده هر مُشتم

بدونِ ذره ای مالی
بدونِ عشق و خوشحالی
رویِ قبرم زدن شعری
یه شعرِ تلخ و پوشالی:

که این مجنون که خوابیده
کمی دنیای خویش دیده
یه ناکام بوده و هیچگاه
به پیری که نرسیده …

باشه دنیای دیوونه
منم کُشتی ، شکار کردی
ببین اشکای مادر را
با کوه رنج چه کار کردی

آهای لیلی … حلالم کن
نگاهی بر جمالم کن
ازین چشمای مغمومم
نگاهی بر جهانم کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

653
۳۳